------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۰ اسفند ۱۷, چهارشنبه

ترس تیم حاکم ازپیمان استراتیژیک «شخصی» است


مسأله امضاء وعدم امضای پیمان استراتیژیک برای تیم حاکم به یک دام تبدیل شده است. فکرمی کنند اگرامضاء کنند؛ بنا به خواست خود دردامی گیرخواهند افتاد. اگرمقاومت کنند؛ بیم آن وجود دارد که دردام خطر قوی تروغافلگیرانه تری رها شوند.



سخنگوی ریاست جمهوری افغانستان ایمل فیضی درگفت وگو با رسانه ها گفت: تحویل دهی زندان بگرام به حکومت افغانستان ازسوی مقامات افغان وامریکایی تحت بررسی قراردارد وقرار است ظرف روزهای آینده درین باره، توافق نامه یی امضاء شود. اما مقامات رسمی امریکایی درین باره اطلاع نداده اند.
امضای توافق دربارۀ گرفتن مسئولیت زندان بگرام، به معنای امضای توافق نامۀ استراتیژیک نیست؛ اما این توافق می تواند یکی ازبهانه های عمدۀ تیم حاکم را برطرف کند وراه را برای گام های بعدی برای امضای تعهد درازمدت با امریکا باز کند. درصورت توافق دوجانبه روی تحویل دهی زندان بگرام به دولت، ملاحظۀ دومی باقی می ماند که عبارت از درخواست «قطع عملیات شبانه» که ممکن است با افزایش مشارکت ارتش افغان درین عملیات ها، این مشکل نیز از بین برود.
اما مشکل کلیدی وناگفته همچنان حل ناشده باقی می ماند. تیم حاکم وامریکایی ها هیچ کدام تا کنون دربارۀ خواست اصلی دولت برای معامله با امریکا چیزی نگفته و ننوشته اند. هیچ یک ازطرفین درین باره به مطبوعات سند نمی دهند. گره اصلی دشمنی وتقابل زیرزمینی که هرروز شکل جدی وسازمان یافته تری به خود اختیار می کند؛ مسأله سرنوشت بعدی مقامات ارشد درتیم قدرت است. قوۀ قضاییه، دیده بان های حقوق بین المللی، مراجع تنظیم کنندۀ شکایات مردمی علیه مقامات با آن ها چه رفتاری درپیش خواهند گرفت؟
مقامات تیم حاکم به حد کافی ازعواقب اعمال خویش درسال های جنگ وده سال اخیر، نگران اند وراه نجات می جویند. حفظ قدرت سیاسی به هربهای ممکن، درحال حاضر آنان را از هرنوع گزند قانون، رسیدگی نهاد های حقوقی وبین المللی بیمه کرده است. از دست دادن قدرت با آغاز مرحلۀ بازپرسی قانونی بربنیاد انبوهی از مدارک، شواهد زنده وکتبی وپرونده های تنظیم شده از سوی نهاد های حقوق داخلی وخارجی مصادف خواهد بود.
با این اوصاف، مسأله امضاء وعدم امضای پیمان استراتیژیک برای تیم حاکم به یک دام تبدیل شده است. فکرمی کنند اگرامضاء کنند؛ بنا به خواست خود دردامی گیرخواهند افتاد. اگرمقاومت کنند؛ بیم آن وجود دارد که دردام خطر قوی تروغافلگیرانه تری رها شوند. این حالت برزخی، اعصاب رهبران جهادی ونظامیان وابسته به آنان را که نسبت به نیات غرب شدیداً مظنون هستند، خرد کرده ودرتنگنای بن بست قرارداده است.
 بنا برین قابل درک است که  تیم حاکم از دست دادن قدرت را برای خود پایان همه چیز تصور کرده است. از حسابگیری، برخورد قضایی ورسیده گی به هزاران پروندۀ قتل، غصب دارایی ها، قانون شکنی های استخوان شکن، قاچاق مواد مخدر ومشارکت درآدم ربایی ها وعملیات های تروریستی درسه دهۀ اخیر به ویژه درده سال آخر، وحشت دارند.
اگروضع درمسیر دیگری بیفتد وامریکا از صحنۀ مذاکره استراتیژیک پا عقب بکشد؛ کلیه کمک های مالی وحفاظتی که تیم حاکم از برکت آن درصحنه قدرت باقی مانده، قطع می شود وزمینه های سقوط وفروپاشی از هرسو به سوی کابل یورش خواهند آورد. معلوم است که طلایه دار یورش، خط شکنان لشکرطالب خواهند بود. آنگاه وضع به مراتب فجیع تری بالای تیم حاکم نازل خواهد شد.
انتظار تیم حاکم آن است که اگردرسطح گسترده با امریکا وقدرت های بین المللی معامله یی را انجام دهند، ازتعقیب نهاد های عدلی وقضایی داخلی وبین المللی خواهند رهید. بدین ترتیب، استفاده از مسأله تاریخی ومهم «امضای پیمان استراتیژیک با امریکا» برای تیم حاکم حیاتی به حساب می آید. بهره گیری ابزاری از معاهدۀ استراتیژیک هدف بیان ناشده واصلی تیم حاکم در قدرت است.
اما مجموع گزارش های غیررسمی بیانگر این واقعیت اند که امریکا ونهاد های غربی برخلاف ده سال قبل، این بار علاقۀ چندانی به این چنین معامله از خود نشان نمی دهند. بحث تغییربنیادی درمنطقه وافغانستان شامل اهداف مدیریت بین المللی است وفضای داخل نیز کاملاً مساعد شده  است.