-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ فروردین ۱۶, چهارشنبه

ادبیات اهانت و جنگ، قبل از شروع جنگ


چرا متحدان رئیس جمهورکرزی یک شبه، کعبه خود را از ارگ به سوی ضد ارگ تغییر دادند؟  
  حکومت افغانستان اگر نجاستی را به دوش بکشد، نجاست ده ساله است نه سه ساله! 


در هفته های اخیر، از منجنیق ضیاء مسعود ویونس قانونی شعله های آتشین لفظی به سوی ارگ پرتاب می شود. برخی شعله ها با برچسب «حکومت نجس» پرواز می گیرند!
درسال های «عسل» حکومتی ها، هشدارهای یک نسل منتقد ونگران به گوش «تیم حکومتی» فریاد می شد؛ اما به خرج کسی نمی رفت. اکنون سرحلقه ها از خواب پریده اند ولی به نظرمی رسد به خواب دیگری فرو می روند.
ادبیات انتقادی احمدضیاء مسعود معاونت اول سابق ریاست جمهوری ومحمدیونس قانونی ازمؤسسان دولت پسا طالبان درین زمینه لحن ومضمون مشخص تر دارد؛ مگر به قول معروف، این قال ومقال «نوشداروی پس ازمرگ سهراب» است وده سال فرصت ها سوخته و هدر رفته اند. سیاسیون درزمان قدرت، درعنکبوت معامله های شخصی وخانواده و «وندبازی» چنان سرشان گرم بود که نه از گذشته چیزی به خاطر داشتند و نه عاقبت لذات قدرت باد آورده را حدس می زدند. بسیار جالب است که آقای ضیاء مسعود با نجس خواندن اعضای حکومت، نه تنها به شأن انسانی رهبران تیم حاکم اهانت می کند بلکه قبل از همه تف سربالا به سوی خود ایشان نیز بر می گردد.
آیا فراموش کرده که تا سه سال پیش، طی یک معاملۀ مخفی، سال ها به حیث معاون اول رئیس جمهور نصب شده بود وسپس درنتیجه معامله یی دیگر، عزل گردید؟ هنوزهم رها کردنی نبود وبرای بقا درقدرت، برای یک شب با گل آغا شیرزوی عقد سیاسی بست که طالعش به سنگ خورد. حکومت افغانستان اگر نجاستی را به دوش بکشد، نجاست ده ساله است نه سه ساله! ضیاء مسعود نباید رضا دهد که خود و دیگران را اهانت کند. سودی هم ندارد. شعور اجتماعی به حدی زنده و کنجکاو است که می داند ایشان چهارسال درحکومت نجس، همکاسه بود.
صاحبان وبانیان حکومت «نجس» تازیانه کوبی بر معلول به جای علت را ویژه گی دیدگاه خود قرارداده اند. حالا از فساد فراگیر که بن بست وهراس تولید کرده، سخن می گویند. البته درک ایشان درست است. بی تردید روزی مسأله حسابرسی به پرونده های مالی با حضور مدیریت بین المللی در دستورکار قرار می گیرد.
حکومت از همان آوان کدام طرح وبرنامه یی نداشت تا این که کودتای های «انتخاباتی» بر انتخابات آزاد چیره گشت و کشتی نظام کج ومعوج شده است. ضیاء مسعود وقانونی ودیگران که سال های سال جزو سکانداران حکومت بودند، کدام استراتیژی وطرح علمی وملی تدوین نکرده اند که تیم بعدی آن را دور ریخته باشد. همه به طور دربست از «جناب رئیس» حساب می بردند و معاش و پیدا گری را غنیمت می دانستند. کدام یک از آقایان دراعتراض به فساد وخیانت وطالب گرایی و... از کرسی استعفا کرد و خود را به دامان «ملت» رها کرد؟
درست زمانی که تیم رقیب، آنان را از رده خارج کرد، کلمات «ملت» و«تفاهم ملی ووحدت ملی» اختراع شده است. حکومت ساخته شده دربن، ازهمان اول یک حکومت «ائتلافی» بود. بعد ازین نیز حکومت به شکل دیگری «ائتلافی» خواهد بود؛ با این تفاوت که دربود ونبود محافظه کاران « اندیشه گمان ها دارد!»
آقای قانونی درگفت وگو با خبرگزاری «جمهور» گفته است پاکستان «به طالبان هم دستور داده که دوام مذاکره در قطر باید قطع شود! که قطع شد و این در راستا تشکیل یک ائتلاف و مثلث دیگری به وجود بیایدکه در پایان منجر به تشکیل یک حکومت ائتلافی شود.»
این کاریست که تا کنون بارها به اشکال مختلف شده است وکدام کشفی حساب نمی شود. تفاوت فارمول درین است که ضلع جدید درمثلث، کسان دیگری مانند حزب اسلامی و دیگران اند!
این پروژه تنها ابتکار پاکستان نیست. پروسۀ مذکور براساس یک رشته باید ها ونباید های سنجیده شده درسطح جامعه افغانستان شکل گرفته است. مردم درپس دروازه های یک تیم که نوبۀ خود به گونۀ تیم های شخصی وخانواده گی شاخ وپنجه پیدا کرده بود، به هیچ گرفته شدند تا بحران به تهدید بدل شد. این پروسه یک شبه انجام نگرفت؛ از همان زمانی شروع شده بود که ضیاء مسعود وقانونی ویاران دیگرایشان، تمام دستگاه را بین خود تقسیم کرده ودر«قصۀ» زمین وآسمان هم نبودند. پول ازغرب می آمد؛ خون مردم افغانستان وسربازغربی ریخته می شد؛ وتخم ها همه درسبد «نخبه گان» گذاشته می شد وجشن برپا بود. فکرکرده بودند این سعادت هم یک غنیمت خدادادی است که هیچ وقت درباره عواقب کار ازآنان سوالی نخواهد شد.
مردم، دیگریک نام بود که ازقاموس سیاسیون زدوده شده بود. تبدیل شده بود به این مفهوم:
مردم یعنی من، یعنی برادرم، خسربره ام، بچه کاکایم وفلانی هایی که ازقریه ام هستند!!
صدای ملت که بلند شد، غرب پا به پای افکارعمومی، نظرسنجی های خود را بی سروصدا انجام می داد. وقتی این نتیجه به دست آمد که سطح توجه وحمایت مردم از «نخبه ها» به صفر نزدیک می شود، فراخوان حسابدهی وفساد زدایی داد که هیچ کس نشنید! چون کار به اصرار وتبلیغات کشید، نخبه ها متحدانه تیغ تقابل تیز کردند وگفتند: فساد درزیر پای خارجی هاست!
بن بست در مناسبات مردم با حکومت از یک سو، و تقابل نخبه گان با نهاد های به ظاهرملایم حسابرسی و ارزیابی بین المللی از سوی دیگر، طالع طالبان وپاکستان را شگوفا کرد.

به طورمشخص، غرب می داند که «علاج خانه زنبور نتوان کرد بی آتش » همه اسباب برای گذار به یک مرحلۀ تحول درحال فراهم شدن است. نه تهدید ره به جایی می برد ونه مظلوم نمایی ها؛ چون گفته اند بدترین سیاست مداران کسانی اند که بعد ازباختن یک بارفرصت، دوباره می بازند. اکنون چانس ارتزاق نا مشروع از احساسات مردم، برای نجات «شخصی» خیلی ضعیف است.

یک شخص عادی روی خیابان می پرسد: وقتی درقدرت بودید و موترهای شیشه سیاه تان سرک ها بند می انداخت و می زدید ومی خوردید؛ همه چیز خوب بود؛ حالا که شما درحکومت نیستید، حکومت طالبی شده است؟

اگرنخبه های مردم هستید، چرا جاده ها را به روی خلق الله بسته اید ودیوارهای ترس بالا کرده اید؟ حالا هم اگریک طرح فراگیر وقانع کننده از سوی مخالفان تیم حاکم ارائه شود، شعوراجتماعی به استقبال آن می رود. اما ته دیگ خالی است.
شخص آقای قانونی اعتراف کرده که «کنارآمدن شخصیت ها» به خاطر تهدید طالبان است. فرهنگ سیاسی این جماعت هیچ گاه رنگ ومضمون ملی نداشته است وانتصاب «فرد» را «ملی» لقب می دهند. وضع به گونه یی رشد کرده که سیاسیون ترسیده از طالب، با بحران تصمیم گیری رو به رو اند. راه فرار بسته شده؛ منابع مالی قبلاً افشا شده و یک حاکمیت انتخابی می تواند به یاری جامعه جهانی تمام حسابات بانکی شان را منجمد کرده وتحقیقات وحسابگیری را آغاز کند.
می گویند طالبان درارگ نفوذ کرده اند. اگرملاضعیف وچند ملای طالب پای شان به ارگ بازشده، همین کار از خیرات سرآقای قانونی، فهیم، بسم الله وخلیلی شده است. زمانی که آقای قانونی دروزارت داخله بود، به رهبران طالب خانه ومحافظ وتفنگچه داده شده بود. این ازابتکارات کرزی نیست. درآن زمان دربسترقدرت درپناه پول وخون امریکا غلت می زدند؛ همه چیز «ملی» بود؛ حالا که نگاه خلق تغییرکرده و نیاز به ظهور یک نسل دیگرسیاسیون است، همه چیزرنگ سیاه وطالبی به خود گرفته است.
آقای قانونی تاکید کرده که  جز اتحاد «شخصیت ها» علیه طالبان « انتخاب دیگری» وجود ندارد. این است طرح جامع وملی که سیاسیون محافظه کار به عنوان راه حل پیشکش می کنند. اتحاد «شخصیت ها» را نمی توان ارادۀ مردم تعبیر کرد. گذشته ازین، تاریخ وتجربه نشان داده است که ایام انقطاب ودشمنی بین این قماش «شخصیت ها» نسبت به اتحاد شان، به مراتب طولانی تر بوده است. حالا نیز اتحاد «شخصیت ها» نه راه حل به شمارمی رود ونه چنین چیزی ممکن است. اتحاد های مقطعی با همان سرعتی که درفصول جنگ شکل می گیرند؛ با همان سرعت درجریان جنگ یا پس از چنگ متلاشی ومنقطع می شوند.
راه این است که تفکرجوان درمتن این جریان ها غالب شود. تفکری که مردم وجامعه جهانی روی آن حساب بازکنند.