-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ اردیبهشت ۱, جمعه

ضیأ مسعود؛ به جای تغییر، «ائتلاف» خواب می بیند



حکومت فعلی دردست کیست؟ فهیم، خلیلی، کرزی، بسم الله محمدی. مابقی وزیران کسانی اند که انتصابی های همین چهار چهره اند.


جنرال دوستم سه روز پیش دربلخ گفت: جنگ با طالبان راه حل نیست. ازطرح عربستان حمایت می کنیم وحاضرم به گردن ملاعمر گل بیاندازم!
جنرال دوستم یک ازاضلاع قدرتمند (نظامی وسیاسی) جبهۀ ملی است که ظاهراً احمد ضیاء مسعود را به رهبری خود برگزیده اند. اما امروز اول ثور 1391 ضیأ مسعود طبل سرچپه می کوبد ومی گوید: خارجی ها دربن اول یک دولت دست نشانده درست کردند و رهبران جهادی در (2001) با گرفتن مقام های حکومتی و امتیازهای "سمبلیک" فریب خوردند و نتوانستند به اهدافی که در سی سال گذشته تعیین شده بود، برسند.
این اظهارات درواقع از زبان اقشاروگروه های منتقد روشنفکری ومدنی شنیده شده است که ازریشه با «تنظیم ها» ومعامله گران مخالف اند. این گفتار ضیاء مسعود نیست. اظهارات دیرهنگام ضیاء مسعود، اوج درماندگی سیاسیونی را نشان می دهد که سخت فریب خوردند ودیگران را هم فریب دادند تا این که کشور به پرتگاه دیگری نزدیک شده است.
سوال این جاست: ازسال 2004 تا 2008 چه کسی معاونت اول دولت «ائتلافی» ودست نشاندۀ خارجی ها را برعهده داشت؟ این جاست که سیاسیون به قول مردم عام، «لگه» می کنند!
ایشان شامل حلقه یی بود وهست که به «گرفتن مقام های حکومتی وامتیازهای سمبولیک» راضی بودند و ثروت ها اندوختند. آقای مسعود مانند دیگر«مقامات» که پس از فاصله گیری ازمقام وچوکی، یک شبه به «اپوزیسیون» مادر زاد تبدیل شدند، با این اظهارات، بی تردید دربرابربارانی از انتقاد ودادخواهی وتوضیح طلبی از سوی مردم مواجه می شود. چشم وگوش مردم بازاست وهمه روزه صدها رسانه به اذهان عمومی، خبرو تبصره وگزارش می ریزند.
 ایشان اگرحرف حسابی ندارد، می تواند خاموش باشد.
بازی سیاسی واکت وادای ماهرانۀ سیاست بازان پخته و«رند» را تجربه کرده بودیم اما این چنین عوام زدگی متناقض و عریان را ندیده بودیم.
ضیاء مسعود همه را به شمول مارشال فهیم، قانونی، خلیلی، دویار تازه (جنرال دوستم ومحقق) وخلاصه تروخشک را ( البته به استثنای خودش!) به یک چوب می زند و«دست نشانده» قلمداد می کند. پس کی ملامت است وکی سلامت؟ خاین وخادم کی ها اند؟ مردم حیران اند ازکدام دهان چه چیزی را باور کنند. مگریک حقیقت مشخص است که شعورجامعه بیدار است ونکته سنج ونیک داند که جایگاه کی ها درکجای کاربوده وحالا هم هست.
آقای مسعود گفت: "این برادری (برادری کرزی وطالب) ریشه در همان ارتباطات قدیم دارد، پیش از سال 2001، که رهبری سیاسی فعلی یک جا با طالبان کار می‌کرد و در همان وقت هم در ساختن (گروه) طالبان و در به وجود آوردن طالبان هم کشورهای منطقه و هم کمپانی های بزرگ نفتی و هم همین رهبری سیاسی فعلی دست داشتند."
درست. این صدا چرا درفاصلۀ سال های 2004 و2008 شنیده نشد؟ مردی ومردم گرایی آنگاه ثابت می شد که ضیأ مسعود دردوران معاونت اول بانگ داد بلند می کرد که کرزی ارتباطی طالبان است ومعاونت وی را قبول ندارد وازمقام کنار می رفت. چهارسال مسئولیت را کی بگیرد؟ دکترعبدالله مسئولیت نمی گیرد، دوستم ومحقق مسئولیت نمی گیرند، قانونی مسئولیت نمی  گیرد، امرالله صالح مسئولیت نمی گیرد، فهیم قسیم مسئولیت نمی گیرد.... پس این همه خرابی درعالم خیال صورت گرفته واین حضرات درکدام سیارۀ دیگر زندگی داشتند که حالا ظهور کرده اند؟
دزد هم می گوید یا خدا؛ صاحب خانه هم می گوید یا خدا!
احمد ضیا مسعود می گوید: "حکومت فعلی منتظر آن است که نیروهای جامعه بین المللی از افغانستان خارج شوند و اینها ائتلافی را در بین گروههای افراطی، طالبان و بعضی شخصیت های حکومت فعلی به وجود بیاورند."
حکومت فعلی دردست کیست؟ فهیم، خلیلی، کرزی، بسم الله محمدی. مابقی وزیران کسانی اند که انتصابی های همین چهار چهره اند. خلیلی رهبرحزب وحدت اسلامی، مارشال فهیم وبسم الله محمدی از سرحلقه های بلند پایۀ مجاهدین وجمیعت اسلامی. رهبرجمیعت اسلامی (صلاح الدین ربانی) هم دررأس همین ائتلاف با طالبان قرار دارد. عطامحمدنور واسماعیل خان که جای شان تثبیت است.
 درین جا مشکل احمدضیاء مسعود چه است؟ اگربا ائتلاف جمیعت وحزب وحدت، مارشال فهیم وبسم الله با گروه طالبان مخالفت دارد، چرا آدرس های اصلی را درسخنان خود هدف نمی گیرد وهمه را به نام کرزی ختم می کند؟ شهامت سیاسی هم چیز خوبی است. با این گفته ها هیچ وقت خاصیت وساختار ائتلافی حکومت کنونی نفی نمی شود. درین حکومت به شمول ضیاء مسعود وارکان قدرت، جنرال دوستم ومحقق نیز شامل ائتلاف بودند ودرانتخابات تا آخرین لحظه ازکرزی ومشی سیاسی وی حمایت کرده و او را دوباره به قدرت رسانیدند.
این که محور قدرت، دراثرکشیده گی ورقابت ها ، یک گروه از «برادران» را به بیرون پرتاب کرده، درماهیت امر یا دراصلیت نظام وسیاسیون چه تغییری وارد کرده است؟ مهم تراین که مردم بیچاره وسرگردان که ازچهار طرف درمحاصره افتاده اند باید بازهم تاوان بدهند، کشته بدهند، اقتصاد شان تباه شود وهزاران مصیبت دیگر برزندگی شان حاکم شود که بازهم ضیاء مسعود، دوستم و محقق سرشان درقدرت داخل شود؟
یک حقیقت روشن وبرگشت ناپذیراست که گذشته برنمی گردد تا ضیأ مسعود، معاون رئیس جمهور شود ومحقق ودوستم ودیگر «اپوزیسیون» شبه دولتی، به اصطلاح دوباره به قول عوام «لپ وجپ» کنند و حاکمیت ملوک الطوایفی با رنگ دیگری به جان مردم بیفتد.