------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۱ اردیبهشت ۹, شنبه

با سفیرایران درکابل آشنا شوید


سفیرجدید ایران به کابل رسید.
زهره وند فردی قوماندان منش وازطراحان جنگ مخفی به هدف «مأموریت ملی درافغانستان» است. 


ابوالفضل ظهره‌وند درزمانی که علی اکبرهاشمی رفسنجانی رئیس جمهورایران بود، حدود پنج سال از سال 71 تا 76 سركنسول ايران در مزارشريف بود و به عنوان اولين سركنسول با نيروهاي «ضدطالبان» در افغانستان كار مي‌كرد. وي در زمان سیدمحمدخاتمی به ایران  برگشت و از سال 76 تا 79 با روي كار آمدن مجاهدين، به عنوان مشاور معاون وقت آسيا اقيانوسيه وزارت امورخارجه فعاليت خود را ادامه داد و طرح "گروه صلح قبرس" را مطرح كرد.
وی آدمی یک دنده وانتقام گیراست. به قوماندان خود سرشباهت دارد که نهایتاً ازیک مقام ارشد می تواند فرمان ببرد. به عمل نظامی وپیشدستی درعملیات ها علیه حریفان اعتقاد بیشتر دارد. قبل ازآن که دپلمات باشد، یک اجرا کنندۀ حرف ناشنو است. او به معاونیت منطقه ای وزارت خارجه ایران گفته بود که استقرارکارکنان اطلاعاتی درکنسولگری مزار به نفع آن ها نیست.
وزارت خارجه ایران اصولاً صلاحیتی دربی جا کردن دپلومات های اطلاعاتی ندارد. «ستاد افغانستان» مرکب ازبخش های اطلاعاتی وجاسوسی ایران، مسئولیت تبدلات وتغییرات را برعهده دارد. اصل پلان دردست اطلاعات سپاه بود که تاکید برباقی ماندن ایرانی ها درمزارشریف می کرد. آن ها طرح تجزیه را به سرپرستی سردارناصری تا حد زیادی نهایی کرده بودند.
سپاه پاسداران که ازدرون با حکومت اصلاح طلب محمدخاتمی درستیزه بود. 9 دپلومات استخباراتی را درمزارطعمه داد تا از سیاست همگرایی وتعامل خاتمی نسبت به امریکا وطالبان که ازنظرآنان « خطای استراتیژیک» بود، جلوگیری کند.
محافظه کاران که ازرشد اصلاحات احساس خطرمی کردند، بم «کشتاردپلومات» ها را منفجرکردندوسران اصلاحات را به عقب نشینی واداشتند. 
زهره وند ازطراحان جنگ مخفی به هدف «مأموریت ملی درافغانستان» است. وی جنگ افغانستان را جنگ عربستان، پاکستان وامریکا علیه ایران می داند. او خیلی تلاش کرد کارکنان اطلاعاتی را ازمزارشریف خارج کند. وی ادعا کرده که «حکومت اصلاحات» که قصد ایجاد تعامل وهمگرایی با طالبان وپاکستان را داشت، ازآن جلوگیری کرد؛ حال آن که مأموریت اصلی کارکنان اطلاعاتی ایران درکنسولگری مزارشریف، تقسیم افغانستان به نفع ایران بود که به وسیلۀ احمدشاه مسعود خنثی شد و9 دپلومات اطلاعاتی ایران دربدترین حالت محاصره، ازبیم آن که به دست طالبان نیفتند، به اثردستور مقامات سپاه پاسداران ازسوی دو تن از جاسوسان افغانی الاصل ایران درزیرزمینی کنسولگری تیرباران شدند.
حکومت سپس طبل تبلیغاتی نواخت که دپلومات ها را طالبان کشته اند. حال آن که آن ها دراثرجنگ مخفی احمدشاه مسعود با شبکه های جاسوسی ایران جان های خود را از دست دادند.
پاره یی ازاظهارات دیگرآقای ظهره وند دربارۀ کشته شدن دپلومات های ایرانی درمزارشریف را نقل می کنم. وی می گوید:
«اگر شهادت اين عزيزان نمی ‌بود، خطای استراتژيك جريان اصلاح‌طلب در ايران كه خود را برای هماهنگي با مديريت منطقه‌ای امريكا و هم‌گرايی با طالبان آماده كرده بود، ايران را در موقعيت عراق دوره صدام می ‌نشاند اما اين شهادت باعث شد نقشه‌های اصلاح طلبان برای به رسميت شناختن حكومت طالبان در افغانستان متوقف شود.»
سپاه بعد ازکشته شدن دپلومات ها این چنین توجیهات را به رسانه ها داد. درواقعیت امر، سپاه درغیاب خاتمی روی دوپارچه کردن افغانستان کارمی کرد که به شکست قطعی وهلاکت دپلومات ها انجامید. ظهره وند قتل دپلومات ها را طوردیگری توجیه می کند وآن را موهبت خداوندی می داند که گویا حکومت خاتمی با طالبان وامریکا کنار آمده بود و کشته شدن دپلومات ها هرچند یک فاجعه بود؛ مگر«نقشه اصلاح طلبان» را متوقف کرد!
به این ترتیب، سپاه پاسداران شکست اطلاعاتی خود را درافغانستان با راه اندازی تبلیغات وارونه درمورد کشته شدن دپلومات های خارجی وکشاندن ده ها هزارنیروی مسلح به مرزهای افغانستان جبیره کرد. اما زخم آن هنوز باقی است وهیچ یک ازخانواده های کشته ها نمی دانند که درعقب کشتار دپلومات ها، خود سران سپاه قرارداشتند.
آقای ظهره وند تا سقوط اول مزارشریف به وسیلۀ طالبان به حیث سرکونسل ایران درمزارشریف کارمی کرد. اما سقوط دوم را به چشم ندید وروایاتی که درآن باره ارایه کرده است می تواند طرزتفکررژیم ایران را درافغانستان معرفی کند. مثلا وی حین روایت سقوط اول مزاررشریف می گوید:
سركنسول پاكستان به من تلفن زد و گفت آقاي سركنسول شما اصلاً نگران نباشيد از تهران با اسلام‌آباد هماهنگ شده و امنيت شما با ماست.
سخن فاتحانۀ کنسول پاکستان به غرور ظهره وند برمی خورد. اما دو روزبعد که ورق حوادث به زیان طالبان دورمی خورد، ظهره وند چنین می گوید:
ابتكار عمل كه به دست مردم افتاد، تلفن كردم به كنسولگري پاكستان و با سركنسول صحبت كردم. گفتم شما نگران نباشيد و اگر مي‌خواهيد من چند نفر را مي‌فرستم تا شما را به اينجا بياورند و از بابت امنيت خود نگران نباشيد!
سیستم قدرت درایران مثل تیم حاکم درکابل نیز، یک سیستم غیرقابل نفوذ، بسته واجاره ای است. هروزیر یا سفیر فاعل مختار است وفقط به کسی جوابگو است که او را در رسیدن به چنین مقامی یاری کرده است.
ابوالفضل زهره وند به دليل روابط نزديک با مجتبي ثمره هاشمي مشاور ارشد محمود احمدي نژاد و به دستور شخص رئيس جمهور، به عنوان سفیر درایتالیا گماشته شد. سپس براثربرخی مشکلات بین وی ومنوچهرمتکی وزیرخارجۀ پیشین ایران، ظهره وند ازکاربرکنار شد اما ازپذیرش امروزیرخارجه سرباز زد وگفت:
من سفیراحمدی نژاد هستم نه سفیرشما!
 ازمأموریت آقای ظهره وند به نام دورۀ «بی مسئولیتی» وتک تازی نام برده شده است.
کاسۀ بخت آقای ظهره زمانی واژگون شد که احمدی نژاد سفری به ایتالیا داشت. ابوالفضل ظهره وند تقريبا در ترتيب دادن ديدارهايي بين احمدي‌نژاد و رهبران کشورهاي مختلف ناکام مي‌ماند. گفته مي شود تنها موفق به ترتيب دادن برنامه ملاقات احمدي نژاد با بازرگانان ايتاليايي مي‌شود. او بعد از برکناري اش مدعي شد که بنا به درخواست خود از رئيس جمهور مي خواهد از رم به تهران بازگردد.
وی پس ازسال 87 که ازسفارت ایتالیا منفصل شد، به عنوان مشاور و بعد هم معاون رسانه ای دكتر جليلي در شوراي عالي امنيت ملي فعاليت خود را انجام مي‌دهد.
آقای ظهره وند مانند دیگرسفیران ایران درکابل، نسبت به جاذبۀ پول نقطه ضعف دارد واین مسأله می تواند برای ده هاهزار تن از متقاضیان ویزۀ ایران درافغانستان هزینه افزا باشد.