------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۱ اردیبهشت ۶, چهارشنبه

کاوش «قبرحقیقت» درسخنان عطا محمد نور


آشفته فکری سیاسیون درارزیابی «پیمان استراتیژیک» وپایگاه های دایمی امریکا درافغانستان


عطامحمد «نور» به تاریخ پنج ثور 1391 گفت: «افغان‌ها دیگر نباید به کشورهای خارجی و تصمیمات آنان متکی باشند وحضورپایگاه های دایمی امریکا ذلالت است.»
ایشان با امضای «پیمان راهبردی» افغانستان با آمریکا، موافقت نشان داد؛ مگربا پایگاه دایمی آن کشور مخالفت کرد. آقای نور توضیح نداد که فایدۀ پیمان استراتیژیک، بدون پایگاه های نظامی درافغانستان برای امریکا وافغانستان چه است؟ تعبیر سخنان آقای نورآن است که خرج کردن ازهزینۀ یک کشورخارجی درچهارچوب «پیمان استراتیژیک» ذلالت نیست اما حضورپایگاه های نظامی آن ها «ذلالت» است.
سخن پنهان والی بلخ این است که ما خود دانیم کشور را چطور رهبری کنیم. مشکل درتعریف «ما» است. طالب هم از«ما» سخن می گوید؛ حزب اسلامی هم «ما» می گوید؛ جنرال دوستم، سیاف، خلیلی، محقق وتیم ناسیونالیست کرزی نیز ملت را مساوی «ما» قلمداد می کنند. هدف از«ما» ی آقای نور، سی میلیون جمیعت افغانستان نیست. ایشان باید آموخته باشد که مردم افغانستان تنها دروجود یک «تنظیم» قابل تعریف نیست. دولت کنونی نیزمال چند «تنظیم» ائتلافی است که نسبت به آیندۀ خود هراسناک شده اند. معلوم است آقای نور، صرفاً ممثل اهداف یک «تنظیم» شامل قدرت است؛ «تنظیمی» که درکناردیگر«ما» های دیگر، یکی ازسبب های جنگ جاری است.
 اظهارات نور، قانونمند سازی ادامۀ جنگ بی پایان ( با طالب وحزب اسلامی وهراپوزیسیون دیگر) است. یعنی «خارجی ها» هزینه وخرج جنگ را مطابق «پیمان استراتیژیک»، بدهند؛ «ما» روی صحنه باشیم  وپایگاه های امریکا هم درین جا نباشد.
ضرب المثلی می گوید: نزدیک نیا، بدم می آیی؛ دورنرو؛ گرگ می خوردت.
یا به قول معروف: بی تو بودن نتوانم؛ با تو بودن نتوانم!
این تناقض تحت هیچ شرایط، برای هیچ کس قابل پذیرش نیست. قابل دوام هم نیست. شنیدن این سخنان اززبان والی «آسیب پذیر» بلخ شگفتی انگیزاست. امریکا باشعار جنگ با تروریزم ودفاع از«منافع» خود درین جا مستقر است وعلاوه برآن، درنهادینه سازی دموکراسی ومردم سالاری درافغانستان تعهد داده است. مرزکشی «تنظیمی» وگروهی با مردم سالاری درتضاد است. تقابل «تنظیمی» با خواست های عمومی، یکی ازعوامل شکست نظام سازی درکشور بوده است. آقای نور، این جهت قضیه را نادیده انگاشته است. درده سال، هفت پایگاه نظامی امریکا درهفت نقطۀ افغانستان بنا شده؛ درده سال که آقای عطامحمد نور که «بی خار» درقدرت بوده؛ تا چه حدی احساس «ذلالت» کرده که بعد ازین بکند؟
«انتقال مسئولیت» امنیتی، به مفهوم بی مسئولیتی جناح های سیاسی شامل دولت نیست. این دسته مکلف به ایجاد ادارۀ سالم ملی اند؛ ورنه طعمۀ حوادث تازه می شوند. پرسش این است افغانستان بعد ازین همه تلفات وهزینه های کلان بین المللی درکجا ایستاده است؟ آیا کدام هدفی درعقب سرمایه گذاری کلان درافغانستان ازطرف جامعه جهانی وجود دارد ویا آن که همه اش یک بازی کودکانه بوده؟
حضورجامعۀ بین المللی شوخی نیست.
ازتقابل آفرینی برخی سیاسیون، بوی جنگ های گذشته به مشام می رسد. «تنظیم ها» معترف باشند که امریکا آن ها را برسرقدرت آورده است؛ نه آن که امریکا بنا به خواهش آن ها به افغانستان آمده باشد. اگرحس «ذلالتی» درمیان باشد، درست همین حقیقت متمرکزاست. هیچ کس براوضاع مسلط نیست. تمرکزسراسری قدرت درافغانستان ایجاد نشده. حزب اسلامی وطالب درنقش برهم زنندۀ نظم موجود، به طورخطرزنده همچنان وجود دارند. اگرپایگاه نظامی به هدف حفظ «دست آورد» های یک دهۀ اخیرمنتفی شود، چه نیرویی ازجمع گروه های متخاصم ونا متجانس مسلح- سیاسی می تواند تمرکزسراسری ایجاد کند؟ درده سال که خانه به خانه جنگیدند؛ مرکزیت تولد نشد؛ حالا درعدم حضورامریکا خواهد شد؟
بدون تمرکزیک دست، صلح پایدار، خیال محض است. آیا عطامحمد نور می تواند ضمانت کند با برچیدن بساط حضور جامعه بین المللی، صلح وهمزیستی وبقای افغانستان به سرنوشت خونبار سال های دهۀ هفتاد پیوند نمی خورد؟ بی تردید، درعدم قوای بین المللی اولین محوری که چه ازسوی طالب وحزب اسلامی وچه ازجانب دوستم ومحقق محاصره وازصحنه بدرمی شود؛ محوربلخ وشخص آقای والی است.
اگرده سال حضورجامعۀ جهانی «ذلالت» آفرید، چرا آقای نور برای تکاندن گرد مکروه ذلالت به کوه ها نرفت وبرای آزادی میهن اسلحه دردست نگرفت؟ ایشان درکمال تعجب، پیشنهاد کرده است که «آسیب پذیری» ها درکشور به وسیلۀ یک «کمیسیون» باید شناسایی وبرطرف شوند!
آقای نورعلاوه کرد: با وجود آن‌ که برنامه انتقال مسئولیت‌های امنیتی دربخش های کشورعملی شده اما اگر وعده‌هایی که در این زمینه داده شده‌اند عملی نشود این برنامه در دراز مدت با چالش روبرو خواهد شد.
ایشان اشاره نکرد که دولت افغانستان درزمینۀ مدیریت سالم، عاری ازخیانت وفساد، مشارکت دادن مردم دررهبری وایجاد فضای مفاهمه با مردم وجامعۀ جهانی تا چه میزانی به وعده های خود عمل کرده است. تعهدات مگرهمه یک جانبه بوده اند؟
با این اوصاف، آیندۀ کار، عمیقاً موهوم است.