-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ اردیبهشت ۴, دوشنبه

«جبهه ملی» درمحاسبۀ امریکا جایی ندارد



جامعه جهانی ومردم افغانستان دنبال یک تغییر  اند نه «کوپی کشی» ساختار غراضۀ قدرت.


برخی از هواداران جبهۀ ملی از ملاقات «هیأت» های خارجی بسیار زود ذوق زده می شوند وفکرمی کنند که پشت شان به کوه است. فراموش می کنندکه نقطۀ اتکای یک نیروی سیاسی، مردم است. اعمال وگذشتۀ سیاسیون دربرابرمردم، تعیین کنندۀ جایگاه آنان است. به تاریخ سوم ثور سال روان، جبهۀ ملی ازمذاکره با یک هیأت امریکایی به حدی خرسند بودند که کم بود بال بکشند!
ساده لوحان عرصۀ سیاسی باید ملتفت شده باشند که رهبران نظامی تنظیمی و «اپوزیسیون» برآمده ازشکم ملیتاریزم ومعامله گری های گروهی، هرگز به عنوان گزینه برای جامعه بین المللی مطرح نیست. آقایان مگرفراموش کرده اند که جنرال دوستم ومحقق بنا به گواهی رسانه های غربی (ترجمان سیاست های اصلی غرب) بارها به عنوان خاطیان ازاصول وقوانین بشری معرفی شده اند؟ مگرفراموش کرده اندکه ضیاء مسعود درصدرفهرست کسانی قراردارد که درزمان معاونت اول ریاست جمهوری، درانواع معامله های نامشروع مالی شریک بوده ودرانتقال 54 میلیون دالر به دوبی متهم دانسته شده بود؟ خوش باوران سیاسی باید کمی به این فکرکنند که درآیندۀ نزدیک یا دور، چه خطری می تواند درکمین حسابات بانکی «نخبه ها» وجود داشته باشد؟
تمامی چهره های نظامی وازنظرسیاسی، درجازده وبه بن بست کشیده شده، درواقع عاملین ادامۀ جنگ اند. طالبان دراساس، علیه دوستم وفهیم ومحقق می جنگند. با نوشتن این حقیقت تلخ، نباید برخی ها برافروخته شوند. قبل ازعصبانیت باید عقل خود را قاضی کنند که این مسأله آیا راست است یا صرفاً یک ادعا می تواند باشد؟
جامعه جهانی و مردم افغانستان دنبال یک تغییر است نه «کوپی کشی» ساختار غراضۀ قدرت.
رفت وآمد این گونه هیأت ها به کابل، تقریباً یک روند روزانه است و اهمیت چندانی هم ندارد. خصوصاً برای مهره های سوختۀ سیاسی که از هفت خوان آزمایش های عملی ناکام بیرون آمده و به هربته وشاخه دست می اندازند؛ هیچ نقطه امیدی حساب نمی شود. پروندۀ رهبران جبهه ملی اتفاقاً درسطح داخلی وتحقیقات بین المللی بسیار قطور است ونباید نسبت به این که ممکن است بازهم سرنوشت سیاسی آینده افغانستان را با آن ها معامله کنند، مبتلا به خوش باوری باشند.
ازنظرزمان وزمینه، نسل تازه یی از رهبران سیاسی بدون آلوده گی به اتهامات جنگی وخیانت بزرگ مالی درحال ظهور است واین نکته یی است که جامعه جهانی ومردم افغانستان ازآن حمایت خواهند کرد. محافظه کاران نظامی که لزوماً «سیاسی» هم هستند، اگراندکی به پیشینۀ کردارهای خویش نظری بیاندازند و روند کنونی تحولات درسطح داخلی وبین المللی را تحلیل کنند، مثل «بچه آدم» به این نتیجه می رسند که باید کنار بروند و«شیخ فانی» شوند.
نظام سازی درافغانستان درموجودیت رهبران نظامی و«تنظیمی» با شکست مواجه شده وتاوان های بزرگی را سبب شده است. ناکامی نظام سازی مبتنی برارزش های مدنی وغیرجنگی درافغانستان، جامعۀ بین المللی را دیریا زود ناگزیرخواهد ساخت که درتقویت روندی مشارکت کنند که درنتیجه آن، نسلی تازه از رهبران که ازلکه های جنگ وجنایت ومعامله گری های سیاه اقتصادی عاری باشند؛ درصحنه بیایند.
راه نجات، تغییرریشه ای دراذهان عمومی ودرزندگی جامعه است؛ درغیرآن جنگ با شدتی هرچه تمامتر، برزندگی افغان ها همچنان مسلط خواهد بود.