-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ فروردین ۲۹, سه‌شنبه

هدف حملات زنجیره ای، بمباران ذهنی بود


امنیت ملی ازسوی حلقات مختلف قدرت، دراسارت خاموش قراردارد.
 مشکل اصلی خود تیم حاکم درکابل است که با همه درافتاده است.



طالبان وهرنیرویی که درعقب آن قراردارد، با حملات همزمان، به اهداف کامل خود دسترسی یافتند. هرج ومرج ذهنی بسیارشدیدی درمیان مردم تولید شد. این حالت سبب می شود فرارجماعت شهری آغازشود، سرمایه گذاری ها منجمد وشیرازۀ کاروفعالیت یومیه ازهم بگسلد.عفونت بی اعتمادی بین مردم وحکومت ازحد بگذرد وخود سری لگام گسیخته درتاروپود دولت ونهاد های غیردولتی فزون ترازهمیشه مسلط گردد.
درصورت شروع موج دیگرتهاجمات، پایداری سکتورهای امنیتی، درخشش خود را از دست خواهد داد. خسته وسراسیمه شده وازآینده شان هراسان می شوند. چرا که حملات زخم زنی وغیرجبهه یی درمکان های پرجمع وجوش شهری معمولاً نه برای پیروزی نظامی بلکه به منظور بمباردمان افکارعمومی برنامه ریزی می شود. درجنگ های اعلام ناشده قبل ازهرچیز موضوع تسلط برافکارمردم اولویت دارد. درجنگ نا متعارف کنونی که دشمن درهرجا هست ودرهیچ جا هم نیست، انهدام ثبات ذهنی جماعت شهری ازاهداف کلیدی به حساب می آید. اما بایدتوجه داشت که حملات اصلی طالبان ممکن است پس ازین با اشکالی غیرقابل پیش بینی سازماندهی شود.
درحملات طالبان ضعف «استخبارات» درکار نبود؛ چیزی عمیق تراز اتهام زنی به امنیت ملی وناتو درقضیه دخیل است که سران حکومتی ازآن حاشیه می روند. مشکل اصلی خود تیم حاکم درکابل است که با همه درافتاده است. تیم حاکم آن طوری که معلوم می شود، تصمیم دارد تا نفس آخر ازپالیسی مشکوک خویش ( که نه دشمن معلوم است نه دوست)  دفاع کند. بنا برین، قلعه بند سازی سه چهارتن فرد انتحاری، دست آورد دارای ارزش پایدار نیست. این خود نشان می دهد که حکومت به طورکل درحالت دفاعی قراردارد. حدود بیست ساعت انفجار ذهنی درسطح یک شهر پنج میلیونی، دست آورد سیاسی و روانی است که به جای سران حکومت وسکتورهای امنیتی، پروژه داران طالبان آن را نصیب شده اند.
رئیس جمهور گفت:
رخنه تروریست ها به کابل و ولایت های دیگر کشور، نمایانگر ضعف استخباراتی ما و به ویژه ناتو است و در این مورد باید به صورت جدی تحقیق شود.»
نخست باید تیم حاکم اثبات کندکه دربرخورد با جامعۀ بین المللی صداقت دارد. آنگاه می تواندگله وگذاری کند. مطابق به پالیسی حکومت، رئیس جمهورنباید «ناراضیان افغان» و«براداران» را «تروریست» بخواند. این پامال کردن سیاست خود حکومت است. نکتۀ مهم این است که رئیس جمهورچرا تیرملامتی به سوی ناتو رها می کند؟
ناظران وضع جاری همیشه می گویند اعتماد وهمکاری بین تیم حاکم وجامعه جهانی جایش را به شک وتردید نسبت به نیات یکدیگرخالی کرده است. تیم حاکم که از500 نفر بیشتر نیست؛ ضدیت برضد جامعه جهانی را ازنام «منافع ملی» عنوان می کند. اما مردم خبرندارند درجلسات محافظه کاران درارگ چه می گذرد. امنیت ملی ازسوی حلقات مختلف قدرت، دراسارت خاموش قراردارد. کل پرسونل امنیت کمتر ازسیزده هزارنفراست که به غیراز مسئولان ارشد که فرمانبرفهیم وکرزی هستند، همه ازنظراقتصادی وتأمین امکانات درشرایط رقت باری قرار دارند.
گذشته ازین، دولت با دهل وسرنای تبلیغاتی، قبلاٌ «مسئولیت» تأمین امنیت ومسئولیت «عملیات شبانه» را ازناتو دردست خود گرفته است. حالا بهانه گیری واوقات تلخی چه سودی دارد؟ دولت می خواهد به ناتو بگوید اگردرکشف وردگیری دسته های تروریستی همکاری نمی کنید؛ پس مشغول چه کاری هستید؟
ناتو با اشاره به فاجعه یازده سپتامبر 2001 درامریکا، موضوع فیصلۀ جهانی برای مبارزه با ترویزم را مطرح می کند. سخن ناتو این است:
این جا آمدیم؛ طالبان را سرنگون کردیم تا شما را به قدرت برسانیم؛ پول خرج کردیم وتلفات سنگین دادیم. برای شما اردوهم درست کردیم ومطابق اصرارخود شما، مسئولیت بخش های مهم را به شما دادیم. با وجود آن که 500 تن ازفعالان القاعده وطالب را اززندان قندهار رها کردید، بازهم به اثرپافشاری مداوم، زندان بگرام هم به شما داده شدد. اگردیدگاه شما نسبت به تروریزم با دیدگاه بین المللی فرق دارد؛ اقدامات هم می تواند تفاوت داشته باشد. وقتی درنتیجۀ سیاست خود تان ضربه می خورید، ما را چرا به شلاق انتقاد می گیرید. به جای انتقاد، تغییرواصلاحات درخود بیاورید. درد درونی خود را رفع کنید. بیماری فساد وخود سری را علاج کنید وظرفیت ارگان های امنیتی را بلند ببرید. سعی کنید به جای دزدی کردن بیت المال، برای تقویت امنیت ملی خرج کنید.
به این ترتیب، طالبان، مردم افغانستان، امریکا، پاکستان، انگلیس وحتی خود سران قدرت به اصطلاح به «کوک» خود فهمیده اند که تکان دادن به خود ودرهم شکستن فساد مافیایی دردستگاه حاکم به معنای شکستن استخوان های خود است. محافظه کاران به دام خود شان افتاده اند. شاید درحملات بعدی، تلاقی شمشیرهای لفظی بین ناتو وحکومت بیشترازین جرقه بزند و بحران یک قدم دیگر به یک تصادم نزدیک شود. افغانستان کشورتصادم های اعلام ناشده ونا قانونمند است. همه چیزمی توان خلاف عادت اتفاق بیفتد. زیرا تا کنون برای ایجاد یک مدیریت واحد سیاسی که همه طرف های داخلی وخارجی درآن توافق کرده باشند، فیصلۀ نهایی صادرنشده است.
گزینۀ کلی برای نجات که هنوز به دهان مطبوعات داده نشده، این است: تغییربیاورید؛ ورنه کنار زده می شوید.