-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ فروردین ۱۵, سه‌شنبه

در باب عواقب ناگوار ماچ کردن بیرق


پیشدستی وقرارگرفتن احمدزی در خط اول «انتقال مسئولیت امنیتی» از برای چه است؟

دکتر اشرف غنی احمد زی، رئیس کمیسیون انتقال مسئولیت های امنیتی به نیروهای داخلی، دربغلان گفت:«پروسه انتقال مسؤولیت های امنیتی به افغان ها تا کنون موفقیت آمیز بوده است.»  این که یک فرد مدعی شود که من درجنگل مملو ازحیوانات درنده تنها می روم و به کسی غرض نیست، این دلیل موفقیت نیست. موفقیت زمانی مسجل می شود که شخص ازسفرمارپیچی جنگل سیاه، زنده از سفر بازگشت کند. برای اردوی ملی هنوز سفرشروع نشده است.تیم حاکم به اثرتشویق های فریبندۀ نظامیان ایران فارمول غلط «انتقال مسئولیت امنیت» را پیش از فراهم شدن زمینه های چندجانبه ولازمی عملی می کنند تا به حساب خود شان، دست امریکا را ازمهندسی قدرت سیاسی درافغانستان کوتاه کنند. درحالی که با گرفتن پیش هنگام مأموریت امنیتی، زمینۀ سقوط خود را آماده می کنند. چیدن سیب خام ازشاخه، فاجعه است.ازآرامش وتوازن کنونی برداشت اشتباه کرده اند. آن چه که به قول دکتراحمدزی «موفقیت» نامیده شده، درواقع حالت برزخی وگذرایی است که به دلیل حضور سنگین ارتش های جهانی درسراسر قلمرو افغانستان مشاهده می شود. اردوی ملی درهیچ محاذ، با آزمایش رزمی مقابل نشده است. این اردو به یک آدم لنگ شباهت دارد که برای رفتن، نیاز به چوب زیربغل وداروی تقویتی دارد. حلقاتی که تصمیم به این قماراز پیش باخته گرفتند، خود ازعواقب ماجرا امکان فرارنخواهند داشت. سخنان دکتراحمدزی، به عنوان چهره یی که ازویژه گی های تاریخ واقتصاد افغانستان به مقیاس کافی مطلع است، درواقع فرار آگاهانه از تاریخ است.جنگ سالاران وواحد های ارتباطی استخباراتی منطقه به چنین سناریوی خطرناک چنگ زده اند. دکتراحمدزی چه گونه زود تر ازدیگران درمیدان های نمایش «انتقال» بیرق را به چشم خود می کشد وفکرمی کند که بالا کردن یک بیرق وصف کشی صدیا دوصد افسروسرباز، یک مأموریت موفقیت آمیز است؟دکتراحمدزی بازهم دستخوش احساس دوگانه است. اوگفت: چالش های فراوانی نیز فراروی افغانستان در عرصه های امنیتی وجود دارد. خوب... پس که این طوراست، موفقیت درچیست؟ دربرابراین «چالش های فراوان» کی می ایستد؟ دستگاه فاسد، بیکاره، مملواز خرابکاران ودزدان که هنوزهمه چیز را ازعینک نظام خان خانی ومسلح می بیند؟گذشته ازین، عوامل مخرب، اردوی ملی را مثل تیغی به جان اردو های همکارخارجی تیزکرده اند. درتمامی ولایات، ائتلاف میان پلیس وطالبان برقرار است. خصوصاً درولایت بغلان. بنای اعتماد فروریخته وهمه چیز درگرو هزینه های مالی غرب است. غربی ها روزبه روز تلفات می دهند ودم نمی زنند. شریان پول دهی را هم قطع نکرده اند. درین صورت بدون هم آهنگی با آنان، کدام مأموریت اردو «موفقیت» آمیزخواهد بود؟ غرب با اردوی ملی هم آهنگ است؛ با محافظه کاران حکومت افغانستان دیگرآشتی نمی کند.اشرف غنی احمدزی بازهم ادعا کرد: "سربازان امنیتی ما علی رغم نداشتن تجهیزات پیشرفته و قابل مقایسه با کشورهای همسایه موفقیت های خوبی داشته اند". این غلط است. این موقعیت های کوتاه مدت درسایه چترهوایی وشعاع حضوری ارتش های غربی محقق شده است. اگرراست می گوید؛ لطفاً مراکزتجمع طالبان چندملیتی را که جدیداً درغزنی( بیخ گوش کابل) تأسیس شده اند، ازصحنه محو کنند.
این اردو بدون پشتوانۀ درازمدت امریکا، دربرابر چالش های زورمند ترمثل بند ریگی ازهم گسیخته خواهد شد. پلان تیم حاکم این است که صدها هزارتن ازنیروهای خوابیدۀ مجاهدین را درصورت ضرورت وارد میدان خواهند کرد. این محاسبه هوایی است. هیچ نیروی مردمی به دفاع ازیک اقلیت فاسد به صحنه پیکارنخواهد آمد. زندگی خیلی تغییرکرده. گروه های جهادی، عقبه وریزرف استراتیژیک برای جنگ های جدید دراختیار ندارند. اساساً انگیزه یی برای جنگیدن به نفع یک اقلیت معامله گر ندارند. بالفرض اگربخشی ازنیروهای مسلح غیررسمی به جبهات جنگ حضور یابند، این به معنای شروع دوبارۀ سریال خونین جنگ داخلی خواهد بود که هیچ برنده یی هم نخواهد داشت.اشرف غنی، تامین کامل امنیت را کار دشواری خواند و گفت که نا امنی و جنایت های سازمان یافته در اکثر کشورهای پیشرفته نیز وجود دارد و "تضمینی نیست که در افغانستان هم نا امنی ادامه نداشته باشد."
به این ترتیب میوۀ یی که از شاخه درخت سیاه انتقال امنیتی نصیب مردم می شود، یک سم تازه با خود دارد که عبارت از ایجاد فضای حیاتی برای گروه های مسلح طالبان وتقسیم شدن شهر و روستا ها بین دولت وطالبان.آقایان تا دیرنشده، با تصورات خام امنیتی خویش تصفیه حساب کنید که ختم 2013 نزدیک است و پیروزی با اردوی صوری، قومی، آشوب زده ومبتلا به سوء تغذیه ازنظر قدرت جنگ افزاری خیلی دور است. این احتمال را نباید دست کم گرفت که اردو ساخت امریکا است وجنرالان دست اول که رهبری را دردست دارند می توانند دریک وضع ناجور، به سوی محافظه کاران چرخش کنندو همه را به دادگاه تحویل دهند.همزمان با کنارکشیدن ارتش های جهانی ازبسیاری ولایات تحت برنامه «انتقال امنیت» واحدهای بازسازی ولایتی نیز منحل شده و زمزمه « ازین پس چه خواهد شد؟» سراسرکشور را فراگرفته است. مرحله سوم، تحویل گیری مسئولیت امنیتی با وسوسه های نفوذ طالبان وسپس صدای مارش شبانه آن ها برمراکزدولتی همراه خواهد بود. این که تا حال چنین نشده، فعالیت دیده بان های ارتش خارجی درسراسرکشور است. آن ها نمی خواهند چنین شود. اما اگرسناریوی «قطع عملیات شبانه» عملی شود، کمرطالبان محکم ترشده وعملیات شبانۀ آن ها شروع خواهد شد. نخست به حساب والی ها ، ولسوال ها وقوماندان های امنیه برسند وآنگاه دایرۀ «فتح» ولایات را یکی پی دیگر کامل کنند.