-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۱, دوشنبه

«شرایط انتقالی» درکشور حاکم شده است


جامعۀ بین المللی در از خود ومردم عام ( نه افراد خاص حکومتی) ممکن است پای بند باشد؛ مگر دیگرحاضر به دادن تلفات دربدل باقی ماندن تیم حاکم درقدرت نیست.


ستون پنجم طالبان درلایه های بالایی دولت افغانستان نسبت به «برادران» تنظیمی دست بالا یافته اند. بخشی ازلشکرفکری طالب مستقر درسطوح عالی رهبری دولت، منتظر نتایج «مذاکرات سری قطر» هستند تا خواست خود را آشکارا مطرح کنند.
منابع مؤثق نزدیک به تیم حاکم گزارش می دهند که «ائتلاف وسازش» تجارتی درمیان ارکان دولت درحال ازهم گسیختن است. دارایی ومشارکت اقتصادی طرف هایی که نسبت به آینده بیمناک شده اند، تا کنون مانع شکسته شدن وحدت «رسمی» آن ها بوده است.
با حاد شدن تضاد های «میان تیمی»، خریطۀ خون درجمع ارگ نشینان عملاً کفیده است. توازن موضع گیری دربرابرطالب یکپارچگی ندارد وانفصال نظرات برجسته ترمی شود. تاکید مصرانۀ رئیس جمهور برادامۀ «برادری» با طالبان، با نظرات طیف«تنظیمی» درتصادم قرار دارد. بسم الله محمدی وزیرداخله درمحضر نمایندگان مجلس سنا، همان شعارهای قدیمی را علیه طالب بلند کردوگفت:
"ما از یک طرف جنگ داریم، مقابله می‌کنیم، در ده سال (جنگ) کردیم، بعد از این هم می‌کنیم و این وظیفه ما است."
فتوایی این چنین، پس ازسپری شدن سال های «عسل» تقسیم همه چیز، نشان می دهد وضع عادی نیست و دست کم بخشی ازطیف «ضد طالب» علی رغم «تقسیمات» همه چیز، از اوضاع خوشحال نیست.
آقای محمدی افزود: "جنگ ادامه دارد؛ جنگ افغانستان، جنگ عادی نیست، جنگ استخبارات منطقه است، استخبارات معین و حلقات معین این جا (افغانستان) اهداف شوم خود را دارند."
جان قضیه درین نکته است که اردوگاه «تقسیم طلب» هرگونه زمینه وزمان تفاهم با جامعۀ بین المللی را به قیمت نزدیکی با ایران از دست داده است.
این اظهارات درتضاد فاحش با پالیسی حکومت افغانستان قرار دارد که درکارزار تبلیغاتی صلح یک طرفه، حاضربه دادن هرگونه امتیاز به طالب است. اما طالب امتیاز طلب نیست. تیم حاکم می داند که بی بندوباری های ده ساله، کفگیربه تۀ دیگ زده است. «تقسیم» حکومت، تقسیم «دولت»، «تقسیم زمین های بزرگ»، «تقسیم پارلمان»، و«تقسیم کابل بانک» به راه نجات منتهی نشده است. تیم حاکم این چنین تقسیمات باندیستی را «وحدت ملی» ونظام سازی نام نهاده بودند؛ اینک از «موج برگشت خطرطالبان» درظاهرامر، همه تکان خورده اند؛ مگرهمه تکان نخورده اند. ریزرف طالبان درحکومت، جا افتاده و با صلاحیت عمل می کند وحتی پروای شرکای تجارتی خود را نیز ندارند.
حتی خطردرکمین حسابات بانکی است.
جنگ جاری همان گونه که برای نخستین بار، آقای بسم الله محمدی ازآن سخن راند، جنگ استخباراتی است که تا کنون کسی به آن اذعان نداشت. از فساد وخود سری ودزدی، کارد به استخوان مردم رسید؛ اما هیچ کسی حاضر به عقب نشینی به نفع «اصلاحات» نشد. هیچ کسی به نفع جامعه مدنی ومتخصصان وجوانان، به قمیت کم کردن «اقارب ووفاداران نادران خویش» از وزارت وریاست وولایت نشد. درحال حاضر، انفجار بحران نزدیک است. باید مشخص ساخت که جنگ استخباراتی دارد به سوی یک دورۀ «انتقالی» گذارمی کند که می تواند بسیار ویران گروتباه کننده باشد.
اکنون همه مأمورین دولت، ازبالا تا پایین گواه اند که وضع به حدی بحرانی است که «شرایط انتقالی» می تواند به بدترین شکل ممکن اتفاق بیفتد. حکومت ائتلافی، حمایت جامعۀ بین المللی را از دست داده است. جامعۀ بین المللی درجهت حفاظت از خود ومردم عام ( نه افراد خاص حکومتی) ممکن است همچنان پای بند باشد؛ مگر مجموعۀ حوادث می رسانند که ارتش بین المللی دیگرحاضر به دادن تلفات وقبول مخارج بزرگ دربدل باقی ماندن تیم حاکم درقدرت نیست.
از بیانات بسم الله محمدی به وضوع فهمیده می شد که بخش تنظیمی تیم «تقسیم کننده» درصورتی که چالش طالبان به خطرزنده بدل شود، مثل گذشته مردم را به جنگ فراخواهند خواند. مردم به نفع کی ها باید برزمند؟ مشکل آنان این است که جنگ گذشته با طالب وجنگ طالب با ضد طالب، هم درشکل تغییرکرده وهم درماهیت امر دستخوش دگرگونی هایی شده است.
طالبان از وقاحت های گذشته چندان طرفی نبسته اند که تیغ را به سوی «مردم» به حرکت درآورند. اگرطالبان این بار اشتباه گذشته را دربرخورد با «مردم عام» تکرارکنند، بازهم نخستین بانیان گورستان های جدید درسراسر افغانستان خواهند بود. اما اگر بحث حسابرسی با «افراد» واشخاص هم طرازخود شان باشد، ممکن است وضعیت شکل دیگری به خود پیدا کند. دردم حاضرفقط می توان منتظر بود که اردوگاه «تقسیم طلبان» دردولت افغانستان چه زمانی شکسته می شود.