------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۱ اردیبهشت ۶, چهارشنبه

چه مانده که مارشال فهیم با طالبان «تقسیم» کند؟

سه سال پیش، هشدارها را ناشنیده گرفتند. اکنون از «خسته گی» راه گریز می پالند.


مارشال فهیم درآستانۀ انتخابات سال 1388 به کرزی گفته بود:
مرا به معاونت اول انتخاب کن، تمام مشکلات برطرف خواهد شد!
کرزی قماربزرگی زد که باخت آن ازهمان آغاز معلوم بود. وی به جای میدان دادن به یک حاکمیت بی طرف، معتقد به ارزش های مدنی، غیرمسلح ومتعهد به اجرای قوانین درافغانستان، دوباره به «ائتلاف با تنظیم ها» روی آورد. با این اقدام، بن بست، دزدی وانحصار قدرت، فضای تنفس دموکراسی را تنگتر کرد.
درصبح فردای انتخاب مارشال فهیم به معاونت ریاست جمهوری، فاتحۀ بدون مراسم«جبهۀ ملی» درغیاب مبتکراصلی اش (فهیم) خوانده شد وبه این ترتیب، یک «مشکل» از سر راه کرزی برداشته شد.
مگر زلزلۀ اصلی، درمناسبات بین حکومت وجامعۀ بین المللی روی داد که درآن زمان هیچ کسی آن را جدی نگرفت واکنون پس دردهای آن، همه را از پا انداخته است.
کای ایده نماینده سازمان ملل در کابل (1388) ضمن اعلام مخالفت با بازگشت دوبارۀ فهیم درقدرت گفته بود:
فهیم نمی تواند به عنوان معاون کرزی انتخاب شود؛ زیرا او متهم به اقدامات ضد حقوق بشری است و از سوی تعدادی از گروه های حقوق بشر و برخی از نهادهای وابسته به سازمان ملل به جرایم جنگی متهم است.
کای ایده افزوده بود: تصمیم کرزی برای وارد کردن مارشال فهیم به کابینه آینده، موجب سلب حمایت جامعۀ جهانی از وی می‏گردد.
براد آدامز مسئول بخش آسیا در سازمان دیده بان حقوق بشر، نیز درآن زمان چنین تصریح کرده بود: سازمان دیده بان حقوق بشر در گزارش سال 2005 واضح ساخته، بر اساس شواهد معتبر،‌ محمد قسیم فهیم ناقض حقوق بشر و قوانین بین المللی است.
وی افزوده بود: بازگشت فهیم به دستگاه دولتی گامی به عقب و خطرناک است زیرا بیشتر مردم افغانستان معتقدند فهیم هنوز هم در خیلی از فعالیت های غیر قانونی از جمله رهبری شبه نظامیان مسلح، حمایت از باندهای جنایتکار و قاچاق مواد مخدر نقش دارد.

گزارش ديده‌بان حقوق بشر در سال 2005 به نام «دست‌های آلوده به خون» اسناد و مدارك معتبری را منتشر كرد كه نشانگر نقض گسترده حقوق بشر و قوانين بين‌المللي توسط فرماندهان جمعيت اسلامی از جمله فهيم است.
اين گروه حقوق بشر كه در نيويورك مستقر است اعلام كرد اين انتخاب كرزی توهين به افغانستان است.

تیم حاکم این هشدارواعتراض ها را دست کم گرفت. حالا به نقطه یی رسیده اند که شخص فهیم می گوید ما ازین حکومت خسته شده ایم. با طالب تقسیم قدرت می کنیم.
محافظه کاران هنوز هم خیال می کنند مشکل افغانستان با «تقسیم قدرت» حل می شود. دربیست سال اخیر، قدرت کم ازکم بیست بار «تقسیم شده» وبازهم تقسیم شده است.
عقب مانی سیاسی «نخبه های جنگی» درهمین نکته مضمراست.
معلوم نیست چه چیزی باقی مانده که فهیم آن را با طالبان «تقسیم» کند؟
وزارت ها، سفارت ها، بین «تنظیم» ها و دسته های مافیا تقسیم شده، ولایات وقوماندانی های پلیس، براساس «سهمیه» و«حق» جناح های نظامی وشخصی تقسیم شده؛ کابل‌بانک تاراج شده، ملکیت‌های عامه غصب شده، دشت پدوله وشهرک «شیرپور» تقسیم شده وحتی عایدات کنسولگری های کشوردرخارج از«تقسیم» یک جانبۀ شخص فهیم درامان نمانده است. حال توضیح نشده اگربرفرض محال، طالبان به «تقسیم قدرت» رضایت بدهند، مارشال فهیم ازسهم چه کسانی کسرمی کند تا به طالبان بدهد؟
اگریک قوماندان امنیه، والی یا سفیر و وزیر را ازجایش بی جا کند، با مقاومت سیستماتیک «تنظیمی»، «قومی»، «خانوادگی» وشریکان ائتلافی مواجه می شود. هیچ کس حاضرنیست از«حق» خود بگذرند!
زرنگی سیاسی طالب، چندمرتبه نسبت به تیم حاکم پررنگ تراست. آن ها، برعلاوۀ دادخواهی تحت شعار«تطبیق شریعت» درصدد همراهی با افکارعمومی هستند. آن ها قدرت کامل را همراه با  سرحریفان درجا زدۀ خویش می خواهند! درماهیت امر، ضد معامله وضد «تقسیمات» کرسی های قدرت اند. منتظر اند جامعه جهانی کمی کناره برود وآنگاه برسرتیم حاکم قیامت برپا کنند.
شکست سیاسی چیزی مثل گردش وتفریح ازروی بی خیالی نیست که اگرذوق کسی نچسپید، از راه رفته بازگشت کند. شکست سیاسی، نتایج و پس لرزه های خطرناک دارد. حسابدهی وحسابرسی دارد. اقتصاد کشور درین مدت به دلیل سوء مدیریت وسوء استفاده ها زمینگیرشده وفساد سالاری، امیدهای مردم نسبت به آینده را به چالش کشیده و پلان بین المللی برای ایجاد نظام مدنی را با شکست واتلاف وقت مواجه کرده است.
به تازه گی دریافته اند که دورۀ حساب وکتاب کم کم نزدیک می شود. راه فرارمسدود وراه پیشروی هم مسدود است. باردارایی غیرقانونی منقول وغیرمنقول هم بسیار  سنگین است. سرمایۀ ده سالۀ جمیعت سی میلیونی مفقود وتقسیم شده است، بحران ازکنترول خارج می شود. معلوم است «خسته» شده اند.
درده سال، به زورپول جامعه بین المللی، تیم حاکم به «آرمان» های خود دست یافت. می گفتند ما همچون حکومتی را می خواستیم! می گفتند این حکومت ثمرۀ زحمات وخون ماست! نام چنین عیش بدون زحمت و یا سعادت به قیمت بدبختی دیگران را، «دست آورد های ده سال اخیر» نام داده اند!
واقعاً «موج برگشت» فرارسیده است. حالا که خیالبافی های «شخصی» نتیجۀ معکوس به بار آورده، کم کم درک می کنند که کم نظری نسبت به جامعۀ روشنفکری، جامعۀ بین المللی، طیف های مدنی، بی طرف ومتخصص درعرصۀ مدیریت وکار، چه بلایی برسرکسانی می آورد که به قول عوام «پنج انگشت را به دهان» فروبرده اند.