------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۱ فروردین ۱۹, شنبه

دیواراشباح بین قسیم فهیم وعلی احمدجلالی

جلالی گفت: همه را درحرم سرای ارگ جمع کن و دستور بده همه را چنواری کنند... همین حالی سروقت است؛ اگر دیر شد، چانس این کار از دست می رود!


علی احمد جلالی این بار به طورپیش هنگام اعلام کرد که به میدان رقابت انتخاباتی آینده وارد می شود. دردور گذشته، قسیم فهیم درآخرین روزهایی که رقابت ها آغاز می شد، جلالی را با زور وتهدید ازصحنه برون کرد و مثلثی که به رهبری کرزی برای باقی ماندن درقدرت نقشه کشیده بود، نفس به راحت کشیدند.
فهیم وخلیلی، وبعد تر، آقای کرزی، علی احمدجلالی را به چشم اشباح می دیدند که ازآن سوی کرۀ زمین پرتاب شده تا قدرت ائتلافی را نخست بشکند وسپس با خیال راحت ببلعد.
داستان از کجا شروع شده بود؟
بعد از تقسیم قدرت بین تیم ها وگروه های جهادی و سلطنت طلبان دربن آلمان، گروه هایی که از غرب به محور قدرت وارد شده بودند، سعی کردند هستۀ نیرومندی را به دور کرزی شکل بدهند و صلاحیت بی حدوحصر گروه های جهادی را محدود کنند. آن ها بعد ازآن که کرزی را آدمی ناپایدار تشخیص دادند، قبلۀ خود را به سوی سیاست دان تازه دم-علی احمدجلالی- تغییردادند. دراولین لویه جرگۀ اضطراری وپس ازآن کشمکش اوج گرفت که درنتیجه محمدیونس قانونی ازوزارت داخله خلع گردید و راه برای علی احمد جلالی تا اندازه یی فراخ
جلالى در سال ۱۳۲۳هجرى خورشيدى در ولايت غزنى متولد شده و فارغ التحصيل دانشگاه نظامی افغانستان است. وی ازترک تباران پشتو زبان ولسوالی اندرولایت غزنی است.
جلالی ازبانیان تئوری حذف کامل جهادی ها از قدرت وضبط ماشین جنگی آن هاست. درنخستین برخورد ها، سعی کرد قوماندان های جهادی وابسته به قسیم فهیم را پاکسازی کند. هرچند ازجنرال جرئت درادارۀ «نظم عامه» شروع کرد و به موفقیت هم رسید؛ ولی کارش به بن بست کشید. او به این عقیده است که باید «ترس» درجامعۀ افغانستان نابود شود. اما یکی ازجهادی درباره وی گفت:
جلالی توانایی تأمین نظم را ندارد؛ زیرا به جای اعمال امرعسکری بالای پرسونل، ازآن ها «خواهش» می کند!
جهت بررسی روابط قسیم فهیم وجلالی برای نخستین بار نکته یی را فاش می کنم که شاید درشکل دهی حوادث آینده تا رسیدن به زمان انتخابات بعدی، بازهم تأثیر داشته باشد.
جنرال ولی ازنزدیکان خانوادگی قسیم فهیم که درآن زمان به حیث مأمورویژه امنیتی درارگ کارمی کرد، دراواخرسال 1386 درگفت وگویی با من گفت:
بعد ازتشکیل حکومت «مؤقت» وقتی درارگ جلساتی برگزارمی شد، من همیشه درحاشیه حضورمی داشتم وبرخی اوقات حضورم نامریی می بود. دریکی ازین جلسات که درآن دکترزلمی خلیلزاد سفیرامریکا، جنرال دوستم، علی احمدجلالی ورئیس جمهور کرزی حضور داشتند، بحث برسرتقسیم کرسی های دولتی وچانه زنی داغ شد. درین حال علی احمدجلالی به ناگاه با لحنی برافروخته وبلند به کرزی گفت:
با این قوماندان های جنگی هرگزمشکل حل نمی شودو هرگزنظام ساخته نمی شود. پیشنهاد می کنم که همه شان را درحرم سرای ارگ جمع کن ویک دستور بده همه را چنواری کنند... همین حالی سروقت است که اگر دیر شد، چانس این کار از دست می رود. مسأله حل می شود بدون این کار راه حل ممکن نیست!
او دوبار با اصراروابرام این موضوع را بیان کرد ومنتظرپاسخ رئیس جمهورماند.
کرزی به سوی خلیلزاد نگاه کرد. جنرال دوستم خاموش بود. اما خلیلزاد با کلماتی سنجیده شده گفت:
این عمل با سیاست امریکا درتضاد است. منافع امریکا درحذف دسته جمعی گروه های شامل درقضیه نیست. من که ازحکومت امریکا نمایندگی می کنم، با این طرح مخالفم!
سپس موضوع کمی سرد شد وحضاردرین باره بحث را ادامه ندادند.
جنرال ولی گفت: من همان روز به خانۀ فهیم رفتم وموضوع را گزارش دادم.
چند ماه بعد ازآن روابط جلالی با دیگرارکان قدرت به هم خورد وازهمان جایی که آمده بود؛ بی سروصدا به همان جا پرواز کرد.
درآستانۀ انتخابات 1388 که تنور رقابت ها پیوسته گرم می شد، جلالی درمیان اقشاروسیعی ازسیاسیون، مردم عادی ونهاد های مدنی به عنوان چهرۀ همه پذیر وبرندۀ احتمالی انتخابات معروف شده بود. حتی پیشاپیش، پوسترهای تبلیغاتی به نفع وی چاپ شد ودفاترانتخاباتی درسطح مرکزوولایات یکی پی دیگر گشایش یافته بودند. این حوادث مقارن زمانی بود که قسیم فهیم با جدا شدن ناگهانی از«جبهۀ ملی» کمر متحدان خود را شکسته و درنقش کمپاین کنندۀ کرزی به ولایات سفرمی کرد وصیغۀ سیاسی واقتصادی دوباره انجام گرفته بود.
کرزی، بالنوبه، بساط رقبای منطقه ای مانند گل آغا شیرزوی و بخیۀ ضافی اش (احمدضیأمسعود) را یک شبه از صحنه خارج کرد و با انورالحق احدی رهبرافغان ملت دریک معاملۀ تهدید آمیز به توافق نزدیک شده بود. ازدکترعبدالله نیزخواسته شد که به ائتلاف جدید ملحق شود اما وی زیرباراین پیشنهاد نرفت.
بدنۀ گروه های مجاهدین که پس اززلزلۀ صف شکن فهیم نقش زمین شده بود، با عجله خود را جمع وجور کرد و به دوردکترعبدالله بسیج شد؛ اما معلوم بود که برای پیشبرد رقابت های ریشه دار انتخاباتی زمان زیادی از دست رفته بود وعبدالله به میدان رقابت اضطراری با کرزی وفهیم پا گذاشت. علی رغم این تحولات، علی احمدجلالی همچنان به حیث رقیب از پیش برنده، درصحنه حضور داشت. علاوه برآن که گمان برین بود که ازسوی امریکا حمایت می شود، این خطرنیزقوی بود که یک ائتلاف انتخاباتی بین دکترعبدالله وعلی احمدجلالی قد بیافرازد وتیم کرزی- فهیم – خلیلی را با شکست مواجه کند.
بانگ مجدد انتخاباتی جلالی دردور جدید مقارن احوال توفانی مملکت، گسترده شدن انارشیزم وفساد حکومت برانداز و سخت ترشدن تنش بین امریکا وتیم حاکم است. آیا جلالی این بار از فهیم وتیم حاکم حساب نمی برد؟ ازتکرار تاریخ هراسی ندارد؟
ازیک نظر، اوضاع به سرعت درتغییر است. فهیم آن فهیم گذشته نیست وجلالی دیروز، جلالی امروز نیست.