-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ اردیبهشت ۴, دوشنبه

دنیای مردان ونامردان

 

این حادثه درایران اتفاق افتاده؛ جایی که فرهنگ دزد سالاری درآن جا مانند کابل به افتخاروعلنیت بدل شده است. این گزارش مصداقی است بردنیای دزدان سیاسی شده در افغانستان امروز


 


این روزها واژه مرد کمتر به چشم می خورد، شاید این روزها اینقدر نامرد وجود دارند و بر تخت و مناصب تکیه زده اند که مردان واقعی زیاد به چشم نمی آیند. آنان که هیچ ندارند و از جان خود برای خدمت به مردم مایه می گذارند؛ طعمه طمع و مال ناسالم نمی شوند، و آنان که همه چیز دارند و باز بیشتر می خواهند، و آنان که همه چیز مملکت دستشان است و دستشان تا آرنج در جوی خون فرو رفته است؛ اما چنان حریص جمع کردن مال و منال هستند که گاهی درکش هم دشوار است. فرق هست بین این ها.
در خبرها آمده است که مردی شریف که عضو شهرداری بوده و ظاهرا هم مانند تمام اقشار زحمتکش جامعه درگیر مشکلات فراوان بوده است، پس از یافتن کیف پولی حاوی  یک میلیارد تومان بر نفس خود غلبه کرده و پول را به صاحبش برگردانده است.
ارزش کار این مرد زمانی مشخص می شود که وی به پول نیاز فراوان داشته و دلیل مشکلات شدید اقتصادی در مملکت در فقر به سر می برده و ۵۰۰ هزار تومان ماهانه نیازهای زندگی او را به سختی پاسخ می داده است.
بالطبع اگر کسی با این شرایط زندگی با این حجم پول مواجه می شد سریع از کار خود استعفا داده و خانه و ماشین و تشکیلات فراوانی (مانند فساد سالاران دولتی وبریده از دولت ودزدان مدنی) برای خود تهیه می کرد و مانند چند بی سواد وبی درد امروز کابل از میلیونرهای زمان خود می شد. اما این کار را نکرد. این در حقیقت برای دزدها و رانتخوار های ریز و درشت اقتصادی که مشغول بلعیدن کشور هستند درس بزرگی نهفته است. همان نامردهایی که با سیاست های ناپاک خود باعث سخت شدن زندگی اقشار مختلف شدند و باز دستبردار نیستند. جدیدا که مشخص شد ۳ هزار میلیارد تومان از بانک مرکزی اختلاس شده و دست کوچک و بزرگان دزدان بیت المال در آن هویداست و سران جمهوری اسلامی در این اختلاس میلیاردی دست داشته اند. در صورتی که آقای احمد ربانی می توانست از پول یک نفر سال ها زندگی خوبی داشته باشد اما چنین نکرد، از یک کارگر شهرداری انتظاری نبود اما مسئولان حکومت که در اصل باید دارای مشخصاتی از جمله امانتداری و پاکی و صداقت بوده باشند، از تمام مردم جامعه می دزدند و هر بار که گردنشان کلفت تر می شود باز بیشتر می دزدند، و واقعا تفاوت مرد و نامرد در اینجا مشخص می شود.