-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ فروردین ۳۱, پنجشنبه

احمدی نژاد؛ من گرسنه هستم


تراژدی غلتیدن زیرخط فقط  درایران کم کم رنگ سونامی به خود می گیرد
 نوشته: فرنوش رام 


 فیلم کوتاه سه دقیقه ای که یک شهروند از بندرعباس با تلفن همراه خود از سفر هفته گذشته محمود احمدی نژاد به این شهر گرفته است، یکی از دلخراش ترین فیلم هایی است که هر بیننده ای را آرام نمی گذارد؛ روانِ انسان را اگر به راستی انسانیتی باقی مانده باشد، چنان پریش می کند که هر نگرانی و ناراحتی دیگری در زندگی عادی را بی اهمیت می کند.
هفته گذشته که احمدی نژاد از استان هرمزگان و مرکز آن بندرعباس دیدار می کرد، موتر روبازی که او را حمل می کرد، درحالی که احمدی نژاد در آن ایستاده بود، در خیابانی در مرکز بندرعباس از میان خیل نیازمندان و بیچارگان زن و مرد و پیر و جوان و اطفالی عبور می کرد که همگی شان با هزار امید و آرزو و با تحمل هزار تحقیر، آمده بودند تا شاید بتوانند چنان بدوند که نامه ای حاکی از شرح زندگی غمبار خود و فقر و فلاکتشان را بدست احمدی نژاد بدهند یا داخل موتر او بیندازند یا شاید یکی از محافظان احمدی نژاد نیز این نامه را بگیرد.
موتر احمدی نژاد مثل تخت روان عبور می کند؛ چند محافظ  در اطراف او و حتی بروی موتر نشسته اند؛ مردم مظلوم در اطراف، تنها مترصد فرصتی هستند تا حرفی از هزار و یک مصیبت خود را به گوش او فریاد کنند.
ناگهان یک پیرمرد دیده می شود که مظلومانه اما چنان می دود و با هیجانی زیاد که طنین غم عالم در آن شنیده می شود؛ با لهجه ای جنوبی و مظلومانه داد می زند: احمدی نژاد من گشنمه؛ ( گرسنه ام) احمدی نژاد من گشنمه؛  احمدی نژاد من گشنمه؛ احمدی نژاد من گشنمه؛ احمدی نژاد من گشنمه؛ احمدی نژاد من گشنمه؛ احمدی نژاد من گشنمه؛