-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۰, چهارشنبه

اراذل انتصابی تحت نام دپلومات سفارت افغانستان درایران

کارمند زن سفارت با لباس بسیار نا مناسب در حالی که رو سری اش به گردنش افتاده، با صدای بسیار بلند و خشن به یکی از روحانیون معروف و سر شناس کشورمان ( که از مراجعین آن روز سفارت بود) می گوید: پدر لعنت می خواهی تو را از این بالا به پایین پرت بکنم؟!



براساس گزارش شبکۀ اطلاع رسانی افغانستان
حدود بیست و پنج سالی هست که در کشور جمهوری اسلامی ایران مانند خیلی از هموطنان عزیز خود مهاجر هستم گاها بخاطر انجام بعضی از کارهای اداری و کنسولی خویش به سفارت کشورمان مراجعه میکنم.

سفارت کشورمان در تهران به دلیل حضور تعداد زیادی از هموطنان مهاجر در جمهوری اسلامی ایران یکی از شلوغ ترین سفارتخانه های کشور هست. از طرفی هم ساختمان بسیار کوچک و نا مناسب سفارت در یک خیابان تقریبا پر رفت و آمد واقع شده است به دلیل ازدحام بیش از حد و نبود مکان مناسب برای مراجعین، مهاجرین و هموطنان عزیزمان که از سراسر کشور ایران جهت حل مشکلات خویش به این سفارت مراجعه میکنند مجبور هستند درکنار سرک و در پیاده روها و مقابل مغازه ها بایستند که این تجمع و ازدحام مهاجرین اعم از زن و مرد و پیر و جوان و روحانی و کاسب و ...منظره بسیار زشت و نا خوشایندی را از چهره مهاجرین افغانی برای عابرین به نمایش میگذارد.

پس از ساعت ها انتظار در داخل حیات کوچک و شلوغ سفارت ناگهان سر و صدای ازقسمت کنسولی که مشرف به حیات هست بگوش رسید. مثل بقیه مردم متوجه شدم که یکی از کارمندان زن سفارت با لباس بسیار نا مناسب در حالی که رو سری اش به گردنش افتاده و یک دانه منگنه (استپلر) بزرگ در دست داشت با صدای بسیار بلند و خشن به یکی از روحانیون معروف و سر شناس کشورمان ( که از مراجعین آن روز سفارت بود) فحاشی می کند و هی می خواهد به او حمله بکند و می گوید پدر لعنت می خواهی تو را از این بالا به پایین پرت بکنم؟! تو کی هستی که من کار تو را انجام بدهم ! گم شو کارت را انجام نمیدهم! و کلمات بسیار زشتی که فقط از خود آنها گفتنش بر میاید. واقعا صحنه ی بسیار زشت و زننده! در حضور ده ها نفر از مراجعین سفارت.

با وساطت مراجعین زن مذکور به داخل اتاق خود رفت اما این روحانی بیچاره مات و مبهوت مانده بود به هر حال روحانی مذکور هرچه سعی و تلاش کرد با مسوول مربوطه راجع به این خانم صحبت بکند موفق نشد از داخل حیات آمد بیرون.
من حس کنجکاوی ام گل کرد به دنبال روحانی راه افتادم آمدم بیرون، دیدم روحانی معروف کشورمان با چند نفر از مهاجرین در پیاده رو کنار در ورودی سفارت ایستاده و باهم صحبت می کنند من هم نزدیک شدم در همین حال دیدم یک ماشین که پلیت سیاسی داشت توقف کرد و یک جوان لاغر اندام و سیاه چهره با یک دریشی بسیار پر زرق و برق و یک نیکتای سفید به طرف ما آمد ، همین که نزدیک شد این روحانی را با اسم مورد خطاب قرار داد حاج آقای فلانی شما کجا و اینجا کجا؟! باهم احوال پرسی کردند من احساس کردم که همدیگر را خوب میشناسند که اینطور هم بود این روحانی با لحن بسیار آرام رو به جوان کرد و گفت شما سفارتی ها متاسفانه برخورد تان با مردم و مهاجرین خوب نیست و شروع کرد به گفتن جریان اتفاق افتاده با آن خانم کارمند سفارت که بعد معلوم شد این جوان پسر تازه به سفارت رسیده سید حسین عالمی بلخی عضو پارلمان کشور هست.

او هم مثل همین روحانی دانش آموخته حوزه علمیه قم هست و در اثر تلاش چندین ساله و زد و بندهای سیاسی با آمریکا و وزرای مفسد و بی کفایت توانست با پول آمریکایی ها و باج گیری از وزرای مفسد و خائن کت و شلواری بخرد و بر تن جوانک بی ادب خود کند و بعنوان دیپلمات راهی سفارت تهران نماید تا در مقابل یک روحانی مطرح و سر شناس کشورمان بایستد با لهجه قمی و با جسارت تمام بگوید که آقا شما نباید سفارت بیایید! شما چرا با این لباس به سفارت مییایید؟! شما سواد دارید اما از سواد خود استفاده نمیکنید! که شما وقتی به سفارت میایید با کت و شلوار بیایید! شما نباید با این لباس به سفارت بیایید! که روحانی مذکور با محمد عالمی گفت که آیا با این لباس آمدن در سفارت جرم است؟
با گفتن این سخنان با بی اعتنایی تمام وارد سفارت شد، چند دقیقه بعد کسی آمد به این روحانی گفت که شما را داخل سفارت کار دارند این بیچاره هم رفت دقایق بعد آمد بیرون در حالی که از ناراحتی می لرزید از او سوال کردم که حاج آقا چه شد؟ جواب داد که هیچی این جوانک بی ادب به من پاسپورت نشان میدهد که ما کار داریم اینجا نوکر شما که نیستیم ! ما اینجا از خود کار داریم بعد از حرفها و اهانت های زیاد با کمک نگهبان او را از سفارت بیرون میکند!

از این روحانی کشورمان جدا شدم و جهت پیگیری کارم به زیر زمین سفارت مراجعه کردم متوجه شدم که سر و صدای زیادی هست جلوتر رفتم دیدم در راه پله های زیر زمین که به قسمت بالا راه دارد یک زنی ایستاده و یکی از کارمندان سفارت چادرش را گرفته و مانع رفتن او به بالا میشود زن داد میزند رهایم کن و کارمند سفارت به پاین میکشد در حالی که بچه در بغل خانم هم از ترس و وحشت گریه و فریاد میزد!
واقعا صحنه دلخراشی بود زن هرچه تلاش کرد پیش سر پرست سفارت برود موفق نشد جالب این است هر حادثه که بین کارمندان سفارت و مهاجرین اتفاق می افتد هیچکدام از مسولین به خودشان زحمت نمیدهند که یک بار ببیند چه اتفاقی افتاده است!
زن در حالی که فریادهای زنانه خودش را ادامه میداد و از کم کاری و خیانت اهل سفارت فریاد میزد به نکته های جالبی اشاره میکرد که شما ها برای خدمت به ما اینجا هستید!
شما حقوق دالری میگیرید که کارها و مشکلات ما را حل کنید نه اینکه مار ا تحقیر کنید!
ما مشکلات خود را کجا حل کنیم؟
چه کسی باید به مشکل ما رسیدگی بکند؟
در عالم مهاجرت به اندازه کافی به ما ظلم و توهین شده است و دیگر تحمل تحقیر و اهانت های شما را بعنوان اعضای سفارت خودمان که باید در خدمت ما باشید نداریم!

این خانم هموطن ما که با چشمان اشک آلود و داد و فریاد میخواست به پیش سر پرست سفارت برود در پیش چشم تعدادی زیادی از هموطنان مهاجر ما توسط کارمند سفارت رو به پاین کشیده شد و نقش زمین شد و همچنان داد و فریاد!

از آنجای که باید کارهای خود را پیگیری میکردم آمدم پیش آقای کامیاب جوانی عیاش و هتاک و بی ادب که در پیش چشم خودم رشوت جهت توزیع پاسپورت خارج از نوبت گرفت. این صحنه ها واقعا عمق فاجعه و بی بند و باری یک نهاد رسمی کشوری مثل افغانستان را نشان میدهد که تا چه اندازه فاجعه آمیز هست!
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!

متاسفانه کارمندان سفارت های افغانستان که اکثرا مانند پسر عالمی بلخی از بستگان درجه یک اراکین بلند مرتبه مملکت هست هیچگونه تجربه و شایستگی نمایندگی از ملت غیور و قهرمان افغانستان را ندارند. همانطوری که اخبارش را در رسانه ها داریم مانند سفارت افغانستان در کویت و وشنگتن و ...اما متاسفانه کو گوش شنوا؟!

البته نا گفته نماند با عده ی خاصی از زنان و دختران زیبا و جوان که هفت قلم آرایش کرده باشند بسیار با روحیه باز، خلق خوش و مودبانه برخورد میکنند و خوارک گفته خطاب میکنند! بعد این خوارک را داخل برده و پذیرایی میکنند و بعد هم شماره تلفن و آدرس ها تبادله میشود و ...

تا که یادم هست مشکل فساد اخلاقی کارمندان سفارت افغانستان خصوصا در تهران همینطوری بوده است در زمان ... از کارهای آقای ... گرفته تا فرد معتاد و بی سواد بنام ... و نماینده وزارت معارف وقت و ... امور دانشجویان قلم من شرم دارد از بیان آنها که فعلا هم مجالی برای بیانش نیست.

مردم مظلوم متدین و مهاجرین عزیز کشورما به اندازه کافی سر زنش ها ، توهین و تحقیر های زیادی را در کشورهای خارج متحمل میشوند و با هزاران مشکل دست و پنجه نرم میکنند به خدا شایسته نیست که توسط هموطن خود و کسانی که از سرمایه های همین مردم بیچاره معاشات دالری میگیرند مورد بی مهری و توهین قرار بگیرند.

در اخیر از مقامات ذی ربط مخصوصا وزارت محترم خارجه عاجزانه تقاضا دارم که خدا را ناظر و شاهد بر کارهای خود گرفته و سعی نکنید لعن و نفرین خدا و خلق خدا را در مقابل رضایت عده ی وطن فروش و مزدور بنام وکیل و وزیران فاسد و برای حفظ چوکی و مقام زودگذر برای خود کسب نموده و مورد غضب خداوند قرار گیرید بترسید از روزی که در مقابل خداوند قادر و توانا و عادل قرار گیرید و مطمئن باشید که آن روز فرا خواهد رسید.

احمد شکیب زاهدی (صلصال)