-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ خرداد ۴, پنجشنبه

پرخاش از درون کابینه برضد جامعۀ بین المللی

مردم منتظر چه پی آمد هایی درآیندۀ نزدیک باشند؟

عبدالهادی ارغندیوال وزیراقتصاد افغانستان درمحضر روزنامه نگاران درکابل گفت:
عامل اصلی فساد اداری در افغانستان خارجی‌ها هستند. 
وزیراقتصاد نگفت که دردستگاه دولت وحکومت وضع از چه قرار است. از فحوای سخنان ایشان برداشت می شد که با وجود کنفرانس های جهانی وحمایت بین المللی از افغانستان، همه چیز درداخل نظام رو به فروریزی است.
وی با لحنی صریح افزود: خارجی‌ها ملت افغانستان را بین بد و بدتر قرار داده اند که مردم مظلوم افغانستان ناگزیراند بد را انتخاب کنند.
وضع نا به سامان، شکننده و درحال سقوط، هیچ گاه درهیچ جایی برپایه معادله یک طرفه استوار نیست. ارغندیوال به جای آن که بحران را از درون نگاه کند، از بیرون وآن هم از عینک شعار سیاسی نگاه می کند. بدون شک، خارجی ها با چاق کردن صدها فرمانده، متنفذ تنظیمی وتفنگ دارانی که ازناحیه آن ها خطری متصور بود، به شکل ماهرانه دراشاعه وگسترش فساد، پول خوری، خویش خوری و خود سری نقش کلیدی بازی کردند تا «برادران» را سرگرم ومشغول نگهدارند.
حالا که حاصل دلبستگی جنون آمیز «برادران» به طعمه های امریکایی وخارجی، به زهر سرنوشت برای خود شان بدل شده است، چه کسانی را می توان گناهگار اصلی قلمداد کرد؟ «برادران» و«نخبه » های خود خوانده، درین ده سال چه که دربیست سال اخیر ثابت کرده اند که می توانند دربرابر خدا شمشیربکشند؛ می توانند ضجه والحاح یتیمان وبیوه های زمین افتاده را با شیهۀ خشم ونعرۀ تفنگ و خاک باد موترهای دوصد هزار دالری شان خفه کنند؛ اما هرگزقادر به مقاومت وخویشتنداری دربرابر پول های خارجی و نعمت های امریکایی نیستند. بنا برین ارغندیوال ازچه کسی دل انباشته از درد دارد؟
 آقای ارغندیوال درزمان نخستین دور صدارت گلبدین حکمتیار درسال 1372 به حیث وزیرمالیه کار می کرد که هرگز درآن زمان نخواست دم خوش بزند؛ چون «جهاد» ازنظرآن ها خاتمه نیافته بود و رقیب تنظیمی ( جمیعت) براورنگ مراد سوارشده بود. ازآن جایی که «تورلنگی والا یعنی گلبدین ایشان را به کابینه معرفی کرده بود، او نیز کاری به وزارت مالیه نداشت؛ چون مقر «مشر»  نه درصدارت بل درکلبه های چهارآسیاب تعیین شده بود. ایشان وزیر مالیه بود اما هر روز شاهد پرواز هزاران راکت از قوس جبهۀ جنگ درجنوب وغرب وجنوب شرق کابل به سوی خانه های کابلیان بود.
درآن زمان هزاران شهروند مسلمان کابل جان باختند ومتواری شدند. آیا آن به خود خفته گان، درزمرۀ قربانیانی که «شهید» خطاب می شوند، محاسبه می شوند یا آن که درجبهه کفار بودند و مردار شده اند؟
هرچه است سردرگم است. هیچ کسی نه به خدا و نه به مردم، حاضر به حسابدهی نیست. آقای ارغندیوال روز چهارشنبه به جای آن که از امورکاری خویش حرف حسابی وحسابده بزند تا مردم به حل مشکل مالی نا به سامان امیدوار شوند، به شعار سیاسی روی آورد و گفت: 
 تاریخ این سرزمین شهید پرور که وجب وجب خاکش به خون شهیدان گلگون است این را ثابت می‌کند که ملت افغانستان ملت خارجی ستیز هستند و هیچ وقت تسلط خارجی‌ها را نمی‌پذیرند.
با این شعار، وزیراقتصاد افغانستان کدام گره ازمشکل ملت را می خواست باز کند؟ این نخستین بار است که تیم حاکم از زبان یک رهبر دست سوم حزب اسلامی به تهدید خارجی ها اقدام می کند. 
وزیر اقتصاد افغانستان، با اشاره به این که تمامی پول‌هایی که از طریق دولت افغانستان به مصرف رسیده، ثبت است اما در خصوص 49 میلیارد دلاری که توسط خود خارجی ها در افغانستان هزینه شده، حسابی در کار نیست.
آیا این بدان معناست که فساد گیج کننده، دروزارت ها، ارگان های پلیس، گمرگات، بنادر، سفارت ها و... همه مال خارجی هاست؟
بیست سال پیش که هیچ خارجی درکشور نبود، چه وضعی جریان داشت؟ آقایان هنوزهم از گذشته وکردارهای خویش توبه نمی کنند؛ حتی از خود انتقاد نمی کنند. هیچ اراده ای برای اصلاح درخود نمی پرورند. پس نباید تعجب کرد که نتیجه همان خواهد شد که دربهترین حالت، تاریخ تکرار خواهد شد.