-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ خرداد ۶, شنبه

چهرۀ دو گانۀ نشست شیکاگو/ خشم ولبخند

 حذف هردو طرف جنگ ( با فرسوده شدن ظرفیت های شان) و درهم شکستن دسته های تخریبی ایران وپاکستان ( البته با توجه تحولات گام به گام درسطح داخلی) 

کنفرانس شیکاگو درواقع یک لبخند تبلیغاتی برای باراک اوباما بود که در درون خود، قبل ازهر چیز دیگر، عملیات زیرزمینی برای ایجاد تغییر سیاسی درافغانستان را پروریده است. هیچ عقل سلیم نمی تواند باور کند که امریکا وجهان، منابع بزرگ مالی را دراختیار حاکمیتی قرار دهند که نیم آن درسیطرۀ پاکستان ونیم دیگر آن، چشم به محموله های پولی ایران دارند.
تا زمانی که مشکل داشتن یک شریک حکومتی کاملاً با اعتماد درکابل حل نشود، نظم واستقرار به افغانستان برنمی گردد و با کنار کشیدن نیروهای خارجی، خطر جنگ داخلی اجتناب ناپذیر است. اگراین بار جنگ داخلی تحت نام طالب و ضد طالب مشتعل شود، هم ایران وپاکستان به طور مستقیم درگرداب جنگ گرم درافغانستان می غلتند وهم جناح های متخاصم درداخل، همه چیز را می بازند. درین میان قدرت های خارجی حاضر درافغانستان هیچ چیزی را از دست نمی دهند.
جناح حاکم درحکومت مسئولیت های سختی را درشیکاگو به گردن گرفته است که دراجرای آن، مدت ها پیش شکست خورده است.
حل سیاسی بحران از طریق مصالحه با طالبان
سامان دهی انتخابات شفاف وهمه پذیر
ریشه کنی فساد، اختلاس، دزدی وباند سالاری
این مواردی اند که بدون تغییررهبری سیاسی، بدون دورشدن رهبران جهادی از صحنه وبدون همکاری فشرده بین قوت های داخل ومتحدان بین المللی، عملی شدنی نیستند. این تصادفی نبود که باراک اوباما درشیکاگو پیش بینی کرد که « روزهای مشکل چالش های بزرگ فراروی ما» قرار دارند.
درشیکاگو هیچ راه حل درازمدت ومشخص برای قضیۀ افغانستان مشخص نشد. مهم ترین مسایل درابهام پیچیده شده است. این هم تصادفی نیست. به احتمال قوی، برداشت بین الملل این است که درموجودیت حکومت کنونی مرکب از«تقسیم» طلبان، که به هیچ معیاردیگری درحل معضله باورمند نیستند، اصلاً راه حل پایدار نمی تواند سراغ شود.
اگرخروج قوت های بین المللی مطابق جدول بندی اعلام شده عملی شود، افغانستان ازنظرامنیتی وتنش داخلی به ده سال قبل برمی گردد. یک طرف جنگ برسرقدرت است وطرف دیگربرای بقای خویش می جنگد. شاید جامعۀ بین المللی به این نتیجۀ مشخص دست یافته است حل دایم بحران افغانستان ابتداء به جنگ نسبتاً طولانی نیاز دارد.
یک فرضیه این است که حذف هردو طرف جنگ ( با فرسوده شدن ظرفیت های شان) و درهم شکستن دسته های تخریبی ایران وپاکستان ( البته با توجه تحولات گام به گام درسطح داخلی) لازم وملزوم یک دیگراند. ناتو درکنفرانس شیکاگو درواقع به مردم افغانستان پیام دادکه آن ها را هرگز درمیدان حوادث رها نخواهند کرد اما به طور سربسته به تیم حاکم درحکومت پیام دادکه ناتو بعد ازین به خاطر بقای آنان درقدرت، نخواهد جنگید وهرآن چه درسطح داخلی درافغانستان اتفاق می افتد، جزو مسایل «افغانی»است که حکومت وناتو قبلا درجهت «افغانیزه کردن» کلیه امور با هم توافق کرده واسناد را امضاء کرده اند.
حتی درسند منتشرۀ نشست شیکاگو، هیچ چیز مشخصی را نمی توان تشخیص داد. علت آن چه می تواند باشد؟
درتحولات آتی سه نوع تغییر ممکن است درمنطقه اتفاق می افتد:
سرنگونی تیم حاکم درکابل دراثر تشدید تضاد های داخلی وفشار امنیتی واقتصادی
آغاز عملی پروژۀ انتقال جنگ داخلی به داخل قلمرو پاکستان
تشدید تضاد های خاورمیانه، تشدید تحریم برایران و دست آخر، سرنگونی رژیم ایران
بنا برین، جنگ با قوتی بیشتراز گذشته درافغانستان شعله ورخواهد بود.