-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۴, یکشنبه

تروررحمانی؛ چیغ سیاسی برسرشورای صلح



درمجموع، تفکر«ائتلافی» درمغزهای سیاسیون درصحنه، حاکم است وهنوز هم ازاصل «تقسیمات» به جای احترام به نتایج انتخابات آزاد، انصراف نجسته اند.



با ترورمولوی ارسلا رحمانی، در واقع، یگانه پنجرۀ کوچک ارتباطی حکومت با طالبان پایین دست وشکارچی پول، بسته شد. افراد مسلح نیازمند وبیگانه با حلقات اصلی طالب، گه گاه برای گرفتن پول از خزانۀ شورای صلح، دل آقای رحمانی را ازدور خوش می کردند وشکرانه گی خویش نقد به دست می آوردند، پس ازین بایدمنتظر تماس جانشین مولوی رحمانی باشند.
شورای عالی صلح، درماهیت امر، یک مغازۀ سیاسی است که ازشروع فعالیت، غیراز کالای تبلیغاتی روزانه، هیچ چیز دندان بگیری درآن یافت نمی شود. تازه ازهمان اول، همین کالای تبلیغاتی منظور نظرطراحان پشت صحنه بوده است.
تعامل به گونه یی است که سهمداران مغازه، دست روی دست شخص شخیصی می گذارند که به عنوان صاحب مغازه، درجایگاه نمادین نشسته باشد.
مولوی رحمانی، تنها معامله گرو بازاریاب فعال این مغازۀ بی رونق بودکه سخن ومشوره هایش به گوش رئیس جمهور خوب می خلید. وی از بام تا شام، گوشی تلفن دردست، چپ وراست به کویته وکراچی زنگ می زد. چون جوابی نمی آمد، می گفت جوابات مفیدی آمده است.
شبانه روز، بیکاری نمی شناخت. هیچ مضمونی که پیدا نمی شد، به فهرست مطول شماره تلفن های فرماندهان وسرگروپ های کوچک طالبان درهلمند وقندهار وفراه ودیگر جا ها نظری می افکند واغلب اوقات به رسم «تفریح» شماره می گرفت. معمولاً با شناخته های خویش ازجمع موی سفیدان وبزرگان اقوام درمناطق جنگی صحبت می کرد؛ همان موسفیدانی که کل زندگی را درنقش های چندگونه ومتضاد سپری کرده وحالا نیز یک ابرو به سوی طالب و گوشۀ چشم دیگر به سوی دولت ونظامیان خارجی دارند.
هرچند موسفیدان کارکشته به فراست دریافته بودند که حرف وسخن صلح، بالاتر از تعارفات وفرمایشات آقای رحمانی است، پل رابطه با وی نمی شکستند که مبادا روز مبادایی درکار باشد و چرخ ایام محتاجی آورد ورحمانی حلال مشکلی شود.
رحمانی طبق سلیقه وعده می داد؛ تعارف می کرد؛ سوگند می خورد وروایت می بافت ووعدۀ پول وبهشت می داد. این بودمجموعه فعالیت های آقای رحمانی که دریک فارمول درنمی گنجیدند اما خود ایشان درچهارچوب مغازۀ «صلح» وزن ومرتبتی داشت که به آن همه دویدن هایش می ارزید.
حقایق صلح وجنگی را که موسفیدان اغلب بی سواد، درمحلات ازروی تجربه دریافته بودند، مولوی رحمانی درپناه لفاظی ها دردفاترلوکس وبازی با بسته های پول بی پرسان، فهمیدنش را چندان جدی نپنداشته بود. ایشان پیوسته بررئیس جمهورفشارمی آورد که زندانیان طالب را که ازمیدان جنگ به قیمت زندگی آدم ها وخرابی آبادی ها شکارشده بودند، بی هیچ قیدوشرطی اززندان «بگرام» آزاد کند.
اصرار مولوی، کار را به مزاحمت وخطرنزدیک می کرد. آزادی جنگجویانی که درآتش خشم شان نان پخته می شود، برای هیچ کسی نه قابل قبول بود ونه درقالب مصلحت می گنجید. قبل ازهمه، حلقات رهبری طالب، ازآن همه «نمک حلالی» های مولوی، درتعجب بودند و مثل ماربرخود می پیچیدند. برخی منابع می گویند حتی مولوی رحمانی ازنظرطالبان، کسی بود که به دشمنان «امارت اسلامی» وحلقات کفری، مزدوری می کرد.
ترورمولوی، یک مشورۀ هشدارآمیز به صلاح الدین ربانی ورهبران تنظیم هاست. گذشته ازین، با توجه به استمرارشکارسران «شورای صلح» اصل پیام چه می تواند باشد؟
تا این دم، هیچ نشانه یی موجود نیست که جریان های شامل درحکومت کنونی، ازقدرت، به طورمسالمت آمیز انصراف کنند. نشانه یی دردست نیست که آن ها سد راه برگزاری یک انتخابات آزاد، منصفانه ودموکراتیک قرارنگیرند. درمجموع، تفکر«ائتلافی» درمغزهای سیاسیون درصحنه، حاکم است وهنوز هم ازاصل «تقسیمات» به جای احترام به نتایج انتخابات آزاد، انصراف نجسته اند. درحالی که جنگ افغانستان همچنان یک بحران منطقه ای وجهانی است، نیروهای محافظه کاروغیرمنتخب، طبق اصول قدیمی درصحنۀ قدرت پای می فشارند. ترورهایی ازین دست، با همین مسأله می تواند رابطه داشته باشد. یعنی، مرحلۀ گذارازحالت توهم انحصاری به سوی ایجاد یک حاکمیت بی طرف واستواربرارزش های مدنی، داوطلبانه نخواهد بود.
شورای صلح، درواقع یک خط جبهۀ تنظیمی به هدف حفظ قدرت دایمی است. نه وضع داخلی با این طرح موافق است ونه هم، حمایت جهانی را با خود دارد.
نشانه هایی از انصراف شخص کرزی از قدرت قابل رؤیت است؛ اما ترکیب ائتلافی دولت قصد دارد پیشاپیش، جوانه های انتخابات سالم وآزاد را دروکند. بنابرین، بن بست همچنان بروضعیت مسلط است وبرای فهمیدن آن چه درآینده اتفاق می افتد، به زمان بیشتری نیاز است.