-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ تیر ۴, یکشنبه

دست و پای زنان و فرزندان بن‌لادن بسته بود/"امل" همسر کوچک اسامه زخمی بود و ناله می‌کرد



به گزارش  فارس در اسلام‌آباد، ژنرال "شوکت قادر" افسر نظامی سابق پاکستان و نویسنده شرح زندگی رهبر القاعده و عملیات ابیت‌آباد، در ادامه پژوهش‌های خود پیرامون واقعه ابیت‌آباد نوشته است:
ارتش پاکستان ساعت 01:05 دقیقه بامداد به محل حادثه رسید البته بالگرد‌های آمریکایی محل را ترک کرده بودند.
ساعت 35 دقیقه بامداد یک بالگرد آمریکایی به صورت اضطراری فرود آمد و ساعت 55 دقیقه بامداد بالگرد‌های آمریکایی محل حادثه را ترک کردند.
زمانی که ارتش پاکستان وارد محل شد درب اتاق‌ها باز و بالگرد آمریکایی در حال سوختن بود.
سربازان ارتش محل را محاصره کردند  قسمتی از سربازان نیز سعی کردند با کندن زمین بوسیله خاک آتش را خاموش کنند. سربازان موفق شدند ظرف مدت کوتاهی آتش را مهار نمایند.
ساعت 1:20 دقیقه بامداد سربازان با کمال تعجب متوجه شدند که بالگردی که در حال سوختن بود متعلق به ارتش پاکستان نمی‌باشد.
خبر پاکستانی نبودن بالگرد مورد نظر به مقامات بالا مخابره شد. "ژنرال پاشا" رئیس سازمان اطلاعات پاکستان در ساعت 1:30 دقیقه بامداد به نیروهای خود دستور داد گزارش لحظه به لحظه از وقوع این حادثه تهیه و با دقت همه شواهد و مدارک را جمع‌آوری کنند. به طور قطع فرمانده ارتش نیز از ماجرا آگاه شده بود.
سر‌انجام در ساعت 2 بامداد "سرهنگ نسیم" و مأموران آی.اس.آی. به سمت قسمت مسکونی مخفی‌گاه بن لادن به راه افتادند تاریکی همه جا را فراگرفته بود به نظر می‌رسید تمام لامپ‌ها و وسایل روشنایی خاموش است.
بعد از اینکه چراغ قوه روشن شد پنجره شکسته محل پذیرایی یا همان اتاق مهمان‌ها دیده شد، کمی بعد یک جسد که در سمت راست درب روی تخت قرار داشت توجه همه را جلب کرد.
از اتاق سمت چپ صدای ضعیفی به گوش می‌رسید. درب اتاق بسته بود به همین علت سرهنگ نسیم در همین محل ماند اما مأموران آی.اس.آی. به دنبال راهی برای ورود به اتاق بودند از قسمت انتهای اتاق(پنجره) وارد محل مورد نظر شدند.
"مریم" و 3 کودک که ترسیده بودند سعی داشتند در گوشه‌ای از اتاق مخفی شوند. مأموران آی.اس.آی. به زبان پشتو از وی سوأل کردند که او کیست، مریم با صدای لرزان جواب داد اهل سوات است.
در این لحظه سرهنگ نسیم دستور داد نیروهای بیشتری به محل اعزام شوند و محاصره خانه فشرده تر شود.
مأموران آی.اس.آی. با دقت جسدی را که روی تخت قرار داشت بررسی کردند و متوجه شدند وی مسلح نبوده، فرد مورد نظر "طارق" بود. روی دیوار اتاق یک سلاح "ای کی – 47" آویزان بود و جسد طارق کنار درب قرار داشت.
سرهنگ نسیم دستور داد سربازان راهرو را محاصره کرده و به دقت مراقبت به عمل آورند.
به اتاق دیگری از ساختمان مسکونی وارد شدند از سمت راست صدای پچ پچ به گوش می‌رسید و دو جسد در اتاق قرار داشت که یکی متعلق به یک مرد و جسد دیگر یک زن بود این دو "ارشد‌خان" و همسرش "بشری" بودند.
ارشد هم مسلح نبود اما روی دیوار این اتاق هم یک سلاح "ای کی – 47 "آویزان بود.
در گوشه‌ای از اتاق "خیری"، "سهام" و 11 فرزند بن‌لادن همچنین نوه‌هایش که سنشان از 3 سال تا 20 سال بود
با دست و پای بسته که با چسب پهن بسته شده بود دیده می‌شدند.
سرهنگ نسیم و سربازان ارتش بر این باورند که اجساد کشف شده در راهرو مربوط به ارشدخان، ابراهیم یا همان ابواحمد الکویتی است زیرا این قسمت از منزل محل سکونت وی بود اما مأموران آی.اس.آی. معتقدند تنها جسدی که درست شناسایی شده جسد طارق برادر کوچک الکویتی است و مریم همراه 3 فرزندش یافت شد در حالی که احمد الکویتی 4 فرزند داشت بنابراین ممکن است احمد الکویتی گریخته باشد.
به هر حال چون من موفق نشدم با کسانی که از این حادثه جان سالم به در برند صحبت کنم نمی‌توانم به طور دقیق موضوع را بررسی کنم.
از 2 سرباز خواسته شد طبقه دوم ساختمان را بررسی کنند این سربازان جسد "خالد" را که در مسیر بین طبقه اول و دوم قرار داشت کشف کردند اما او نیز مسلح نبود.
در سمت راست طبقه دوم "امل" روی زمین افتاده بود و ناله می‌کرد که نشان می‌داد زنده است و فقط زخمی شده، ساعت 2:30 دقیقه بامداد آمبولانس به محل مورد نظر رسید و امل همچنین 4 جسد دیگر با آمبولانس روانه بیمارستان شدند.
از بین کسانی که زنده مانده بودند فقط خیری قادر بود به زبان انگلیسی صحبت کند وی درخواست کرد به وی اجاره داده شود تا وسائل مورد نیاز را از اتاقش جمع‌آوری کند سهام نیز همین درخواست را داشت به هر دو اجازه داده شد و همسران بن لادن لباس و اشیای مورد نیاز خود را از اتاق‌هایشان جمع‌آوری کردند.
سهام زمانی که خواست به طبقه بالا برود چشمش به جسد فرزندش خالد افتاد اما بدون واکنشی از کنار آن رد شد فقط در هنگام بازگشت از اتاقش مدتی کوتاه کنار جسد پسرش ایستاد و برای او فاتحه خوانده طلب آمرزش کرد.
سهام فقط می‌توانست به زبان عربی صحبت کند. یکی از افسران آی.اس.آی. از سهام پرسید کیست؟ وی قبل از معرفی خودش اشاره‌ای به جسد خالد کرد و گفت: خالد بن‌‌لادن و بعد خود را ام خالد (مادر خالد) معرفی کرد. ساعت 3 بامداد بود که یکی از افسران آی.اس.آی. درباره اسامه بن لادن از سهام سوأل کرد. وی جواب داد بن لادن کشته شده و آمریکایی‌ها جسد وی را با خود بردند. این افسر به سرعت اصل ماجرا را برای مقامات بالا مخابره کرد اما در این زمان ژنرال کیانی با دریافت تلفن ژنرال مایک مولن از تمام ماجرا آگاه شده بود.
کیانی موضوع عملیات ابیت‌اباد را به رئیس جمهور و نخست وزیر اطلاع داد. مأموران آی.اس.آی. در یکی از اتاق‌های مخفیگاه بن لادن مقدار زیادی مواد خوراکی کشف کردند که بیشتر این مواد خوراکی را انواع خرما تشکیل می‌داد، جالب اینجاست که در گوشه‌ای از اتاق مقدار زیادی دارو و تجهیزات پزشکی از جمله دستگاه تست مرض قند و فشار‌خون انبار شده بود.
با اینکه مأموران آی.اس.آی. سعی کردند وانمود کنند که داروهایی که از منزل بن‌لادن کشف شده داروی عادی است که برای بیماری‌های عمومی استفاده می‌شود اما بیشتر این داروها غیر قابل شناسایی بود که نشان می‌داد داروی عادی نیست.
به هر حال مأموران آی.اس.آی. حاضر نشدند لیست دارو‌ها را به من تحویل دهند و همه دارو‌ها را برای بررسی بیشتر با خود بردند.
ادامه دارد...