-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ خرداد ۱۵, دوشنبه

اژدهای بی تاب در درون حکومت کابل


تصویری ازدرون  موترهای شیشه سیاه درکابل



انتقاد رئیس جمهور کرزی از «نهاد های موازی»، دفاترپی آرتی ها وشرکت های خصوصی بود که برای ارتش های خارجی خدمات می دادند. حال آن که سه چهارم اعضای قدرتمند دولت، از زمرۀ قراردادی ها ومتحدان تدارکاتی بودند.
تیم حاکم احساس کرده بودکه همین نهاد ها، سعی می کنند درخفا قدرت تیم «تقسیماتی» را سست کنند و سرانجام به گورکن حکومت تبدیل شوند.
عملیات برای انحلال شرکت ها، صرفاً نتایج رسانه ای داشت ولی درعمل، همه نهاد ها، شکل فعالیت های خود را عوض کردند تا رد پا گم کنند.
برنامۀ تیم حاکم درکابل بدین جهت شکست خورد که خود آقایان درواقع صاحبان «نهاد های موازی» اند. هم درمشارکت با قوای بین المللی وهم دردرون دولت افغانستان.
رئیس جمهور وهیچ یک ازسران تیم حاکم از «نهاد های موازی» درداخل ارگان های دولت وجامعه که همچون نسلی از خزندگان وگزندگان خطرناک درجامعه پرت وپلا شده وبرهمه چیز حاکمیت خود را قایم کرده اند، سخنی نگفتند تا آن که حالا اژدهای درونی از چندین جهت، شکم حاکمیت را پاره کرده و مردم را به وحشت انداخته است.

رقابت عمومی درملیشه سازی های شخصی
هم اکنون، ده ها هزارفرد تفنگ به دست، بد قهروچرسی درنقش محافظان وبادیگاردان شخصی مقامات دولتی وغیردولتی توظیف اند ودرقدم اول پایتخت مملکت عرصۀ عربده کشی های آنان است. هروزیر، هرقوماندان مسئول یا غیرمسئول، بانکدار، بستگان مقامات، نماینده ها، قضات، سران پلیس، صاحبان بلند منزل وتاجران زمین و... عملاً به مالکان «نهاد های موازی» دردرون دولت مبدل شده اند. اگرتعداد این افراد به طورتخمینی به سه هزار تن برسد، هریک دست کم ده نفر محافظ گردن کلفت ضرورت دارد که جمعماً می شود سی هزار تفنگ دردست غیرمسئول درپایتخت افغانستان. اگر محافظان خانه های این افراد درشبانه روز، ده نفر باشد، مجموع تفنگداران اماکن شخصی به سی هزار نفر بالغ می شود. به این ترتیب، تنها از جمع سران تیم حاکم، یک ارتش شصت هزار نفری ملیشیایی- شخصی تولد شده است. آیا این «نهاد موازی دردرون دولت» نیست؟
عواقب این ملیشه سازی برای مملکت بسیارخطرناک است.
تیم حاکم که خارجی ها را برای سرنگونی تدریجی دولت بهانه می آورد، اینک از درون خودش، با مجموعه نهادهای موازی، خودسروخیره سر روبه رو است وتوان پنجه درپنجه انداختن با آنان را ندارد.

موتر های شیشه سیاه
شورای امنیت ملی بیهوده فیصله کرده است که نسل اژدهای سیری ناپذیر را که دردرون خودش پروریده، می تواند با دور کردن «شیشه های سیاه» موتر ها کنترول کند.
موترهای شیشه سیاه، حامل «نهاد های موازی» اند. گاه  سایه های مسلح خود حکومت و دولت اند. تیم حاکم مگربازهم از «نهاد های موازی» خارجی ها ترس دارد؟
دربسترپنهان موترهای شیشه سیاه درکابل، ارواح حکومت داران ومافیا خوابیده است. هیچ کس بیگانه نیست. همه «خودی» اند. مگراکثرموترهای شیشه سیاه، برای مردم، نماد های جنایت وفساد اند؛ حال آن که برای دوستداران این «نهادها» کابین های موترهای شیشه سیاه، اتاقک های «خلوت» ومیکده های سیار به شمار می روند.
دراکثر موترهای شیشه سیاه، دست کم دوقبضه کلاشینکوف، یک تفنگچۀ دستی، سه تلی چرس، بسته های مواد مخدر( برای انتقال مصئون به مقصد) ویسکی وانواع کاندوم یافت می شود. هم پلیس می داند وهم رهگذران ازدرون موترها مطلع اند.
تازه ترین گزارش می گوید که سالن موترهای شیشه سیاه، مرکزاستراحت هم است وطبق ضرورت، زنان هرزه وپسران نوبالغ ( نونهالان بی سرپرست که ازسوی صاحبان نهاد های موازی، شبانه رقصانده شده وسپس شبانه به کرایه داده می شوند) درگوشۀ سیت می لمند وصاحب این «نهاد» سیار، به فلان بادیگارد دستورمی دهد که چرس میده کند.
همه چیز آماده می شود ودود اول به «چوچه» تعارف می شود. همین نهاد موازی آرام آرام از یک خیابان به دیگر خیابان طی طریق می کند. مردم مسکین وخاک به سراحترام می کنند که موترفلان مقام عالی درحال عبوراست ... نشود ازجمع بادیگاردان اهانتی بشنود یا قفاقی بخورد.
این کابین های «موازی» ازسوی هیچ ارگانی تفتیش نمی شود. چون تمام ارگان هاخود درهمین کشتی سوار اند وبرای یکدیگرمزاحمت نمی کنند. اساساً نیرویی نیست که سرراه «نهاد» های موازی سیار مانع ایجاد کند. با این اوصاف، درداصلی دهان بازمی کند.

 حکومت افغانستان تا یک سال پیش ادا درمی آورد که «نهاد های موازی» خارجی، کشور را به قهقرا می برند. انحلال «پی آرتی ها» و«کمپنی های خصوصی» را شعار دادند ولی متوجه شدند که برضد منافع شخصی خود شان چماق برداشته اند وبرعلیه فلانی های «محترم» که درارگ ووزارت نشسته اند، گستاخی می کنند.
 خارجی ها به هرطریقی که بود، آهسته وبی سروصدا پا عقب کشیدند وبند وبساط کلان خود را از میدان جمع کردند. اما حکومت، اکنون از میدان شغالی «نهاد های موازی» دردرون خودش، به فغان رسیده است. شکایت ازخارجی به مخاطبان داخلی ابرازمی شد؛ حالا این درد لاعلاج را به گوش کی ها باید فریاد کنند؟
این را می گویند: بن بست!
آیا قانون زندگی همین نیست که بعد ازهربن بست، شکست وحشتناک درچهارچوب ها اتفاق می افتد؟

حلقه اول «نهاد های موازی» درحاکمیت، خطر را خوب احساس کرده است. درچندین نوبت درسطح عالی دولت، حذف یا کوچک سازی تشکیلات امنیتی غیردولتی فیصله هایی صادرشده اما وضع ازگذشته بدتر شده است. کسانی که شعار مبارزه با اژدها می دهند؛ خود اژدهای هفت سرهستند. شکایت دولت از«نهاد های موازی» درواقع خط ونشان کشی دربرابر«نفوذ» امنیتی ناتو ونیروهای امریکایی بود. حالا با عفونت درونی خود چه خواهند کرد؟