-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ تیر ۹, جمعه

مارشال فهیم؛ مجاهدی ستم کشیده و فروتن

درحالی که ازبرکت جهاد ومقاومت به ثروتمند کلان تبدیل شده، مجبور است آخرین عواید ادارۀ قنسولی سفارت افغانستان دربرلین را نیز «لوف» کند؛ چرا که بیچاره از مسیر زنده گی طبیعی منحرف شده است!


فهیم قسیم در«ورکشاپ» کمیسیون اصلاحات اداری گفت که اگر زنده گیش به طورطبیعی رشد می کرد، شاید حالا به حیث یک مأمور دولت صاحب یک اپارتمان هم می بود.
فهیم می خواست به حضار تلقین کند که این همه زمین خواری، فساد سالاری، انحصارشخصی دولت وحکومت، دست بردن به بیت المال ازشش جهت، خالی کردن بانک ها و... همه وهمه چیزهایی اند که درنتیجۀ کجروی سرنوشت وتقدیر نصیب وی شده است وبنابرین نباید کسی بخیلی کند.
به راستی که روزگار درحق فهیم قسیم و ودیگرکسانی که جهاد ومقاومت را به معنای زراندوزی و پامال کردن حقوق مردم و تحقیرقانون وانتقال سرمایه های ملت به خارج تعبیر کرده اند، چقدر ظلم کرده است!
ازبدی وجور روزگار، مجبور شده است که 121 میلیون دالر از کابل بانک بردارد؛ براصل «شایسته سالاری» صد ها پست دولت وحکومت را به خویشاوندان واعضای تیم تنظیمی وشخصی توزیع کند و خود به مافیای زمین، تجارت سیاه وقاچاق مواد مخدر مبدل شود. دولت را خانواده گی بسازد ودرحالی که ازبرکت جهاد ومقاومت به ثروتمند کلان تبدیل شده، مجبور است آخرین عواید ادارۀ قنسولی سفارت افغانستان دربرلین را نیز «لوف» کند؛ چرا که بیچاره از مسیر زنده گی طبیعی منحرف شده است!
فهیم می خواست بگوید که وی از دل خوش به زمین خوار بزرگ ومانع برای توسعۀ سیاسی کشور تبدیل نشده، بلکه زنده گیش درجنگ از حالت طبیعی بیرون شده وحالا که هرکاری انجام می دهد، نباید چوب ملامتی بخورد! اصلا کسی نباید تصور کند وی باید به قانون و مردم ستمدیده حساب بدهد. اواز طرف خدا ورسول معاف است! هرکاری که می کند، اجر اخروی حساب می شود!
این اظهارات فهیم قسیم بسیار خنده آور بود.
اداره ای به نام «کمیسیون مستقل اصلاحات اداری» درواقع مروج فساد اداری است. براساس تقسیمات تنظیمی، تیمی وقومی عمل می کند. هیچ فرد خارج از«تیم های سهم دار» که  «نفرخودی» خوانده می شوند، در جایی مقرر نمی شود. رئیس کمیسیون اصلاحات اداری شخصی است دارای سواد نیمه که مکلفیت اصلی اش، فرمانبری از«تنظیم» یا مقامات عالیه است واصلاً ازمباحث رقابت استعداد ها وچنین وچنان که دراصول جدید اداره مطرح است، اعتقاد ندارد. کارآموزده گی افراد برای آن ها اهمیتی ندارد؛ مهم آن است که به تیم وتنظیم وفادار باشد. این است خمیرمایۀ فساد سالاری که کمیسیون اصلاحات، یکی ازپوشش های فریبندۀ آن است.
مسئولان کمیسیون ازکسانی حرف شنوی دارندکه از فن اداره، مدیریت، وظرفیت های لازم درامر نهاد سازی سالم هیچ اطلاعاتی ندارند. یا رهبر تنظیم بوده و یا قوماندان بوده اند.
بنا برین، از شنیدن سخنان آقای قسیم فهیم درمورد اصلاحات اداری وسالم سازی دستگاه حکومت، هیچ کسی شگفت زده نمی شود. اگرفهیم قسیم وظیفۀ خود را واقعاً بشناسد لااقل به افراد تحت فرمان خود دستور بدهد که غارت وآهن فروشی فابریکه نساجی گلبهار را متوقف کنند که تا کنون 24 تریلرماشین آلات آن به پاکستان منتقل شده است. فهیم به اندازۀ گسترۀ صلاحیت خود باید مسایل را مطرح کند. ازخود بپرسد که من درین مسند چه افتخاری را درامرسالم سازی حکومت وتوسعه انجام داده ام؟
صدها تن از رعیت تنظیمی بدون هیچ صلاحیت علمی، تجربی وتخصصی به دستگاه دولت وحکومت چسپانده شده اند وانتظار هم دارند که مردم وجامعه جهانی به حرف شان اعتماد کنند.
نکتۀ جالب این است که رعیت تنظیم ها هنوز از دولت دل پرخون دارند که «مجاهدین» را از دولت و حکومت طرد کرده اند!

فهیم بعد ازنصب لشکرهایی از افراد بیکاره ولومپن درکرسی های حساس دولت، حکومت وشورای ملی، حالا از کمیسیون اصلاحات سخن می گوید! بعد از ده سال هرج ومرج، همه چیز درحال برگشت به نقطۀ اول است و مردم کم کم به سوی مخالفان روی آورده اند. درحال حاضر راه برای قدرت گیری حزب اسلامی باز شده است.
یک روایت شخصی از قلم یکی ازخواننده گان شبکه اطلاع رسانی را درین جا نقل می کنم:

من یکی از کسانی بودم که دو سال قبل در یکی از وزارت خانه های دولتی به پُست ریاست آن کاندید بودم. تمام پروسه تا هنگام مصاحبه به خوبی پیش می رفت و من فکرمی کنم که واقعاً کمیسیون اصلاحات اداری بر اصل شایسته سالاری معتقد است و هیچ نوع سفارش و یا هم ملیتی و قبیلوی عمل نمی کند. 
در روز مصاحبه وقتی جهت مصاحبه خواسته شدم یکی از کمشنر های شیک در شعبه بسیار مفشن نشسته و دو تن دیگر هم یکی آن از وزارت که در آن میخواستم امتحان بدهم نیز نشسته بودند. سوالات از معرفی شروع گردید و رفته رفته تخنیکی و مسلکی شده می رفت. تا این که رئیس منابع بشری وزارت مربوطه به بسیار غرور و فخر گفت که حالی مه از می خواهم از پیش شما سوال های تخنیکی را شروع کنم. من هم گفتم خوب است بفرمائید. 
آیا میدانید سوال تخنیکی این جناب بزرگوار چی بود؟ هه هه هه بسیار مسخره. واقعاً مسخره. سوال این بود که انتی ویروس چی است؟
من موضوع را برایش گفتم.
 بعداً جناب کمیشنر نیز خواست سوال تخنیکی کند گفت:
 گوگل چیست؟
آنقدر تأسف نمودم که هیچ تصورنکنید. گفتم برای پُستی که من می خواهم امتحان بدهم باید یک نفری را در هیئت مصاحبه می نشاندید که مطابق درین بخش چیزی می فهمید.
آنها فکر کرده بودند که  پُستی را که من می خواهم در آن امتحان بدهم بخش IT است. وقتی تمام معلومات را برایشان ارائه کردم یک بار ه گفتند آیا این بخشی که می خواهی امتحان بدهی IT نیست؟ گفتم نخیر .
 آنها یک قسم شرمنده شده بودند که هیچ باور نکنید. گفتم بسیار خوش شدم که با مردم تخنیکی آشنا شدم و مه از پُست که می خواهم در آن امتحان بدهم صرف نظر می کنم. بعداً معلوم شد که این ها بین هم نشسته بودند و سوالات را قسمی طرح کرده بودند که یک نفر شاید صنف ششم هم آن را بداند.
هدفم از این پُر نوشتاری این است که باید کمیشنر های کمیسیون اصلاحات اداری که آنقدر لوکس و مفشن خود نمایی می کنند باید حداقل دانش شان نصف آن چیزی باشد که خود را جلوه می دهند. من بسیار متاسف که در این حالت در افغانستان استم. 
در وزارت خانه ها معمول است که وقتی پُست ها به اعلان گذاشته می شود تا که وزیر یا معین وزارت مربوطه نخواهند و یا از ولایت شان نباشی خداوند شاهد است که کامیاب نمی شوی. به خاطراین که خبر دارم کسی امتحان داده بود اما پیشنهاد استخدام یک نفر دومی که از ولایت وزیر بزرگوار بود دو ماه قبل جهت منظوری به ریاست جمهوری ارسال شده بود. امتحان یک نوع نمایش و پارچه های تمثیلی بود خلاص.
من تحصیلاتم را به خوبی پیش برده ام و کشور افغانستان از شروع مکتب تا فراغتم از پوهنتون بالای من سرمایه گذاری نموده است اما وقتی خواستم با دولت کار کنم بسیار مایوسم ساختند. فعلا دریکی از ارگان های غیر دولتی کارمی کنم که از هر نظر خوب است اما دولت همیشه داد از پروسه شفاف می زند هیچ وقت به آن شفاف عمل نمی کنند.