------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۱ خرداد ۱۶, سه‌شنبه

تبلیغات ترس آور ناتو برای خروج، پنج هدف را دنبال می کند.


خروج ناتو چه از دهلیز شرق یا شمال؛ آن چه به افغانستان میراث می رسد،ارعاب جنگ داخلی است.

خروج ارتش های جهان ازافغانستان بیشتر به یک مانور فریبنده شباهت دارد. ازیک زاویه می توان درک کرد که امضای توافق بین ناتو و سه کشور آسیای میانه برای استفاده از راه های تدارکاتی «شمال» درنوع خود یک نمایش دردناک است که امریکا، پاکستان را درانزوای بیشتر غرق می کند. یعنی پاکستان با ختم قرن بیست، دیگریک موقعیت کلیدی برای غرب نیست.
بخش انگشت شمار ازمردم افغانستان احتمال می دهند که افغانستان ازنظرموقعیت وبازیگری نقش استراتیژیک، آرام آرام جای پاکستان را اشغال کرده است.
اما چرا ناتو وامریکا درتصویروضع افغانستان چپه لگد می زنند وآهنگ خروج می خوانند؟
روشن است که مأموریت جهانی درافغانستان، تازه شروع شده است. تظاهربه خروج از سوی امریکا شاید تیری است که پنج هدف را باید بزند»
آرام کردن افکارعمومی درامریکا واروپا
زمینگیر کردن تیم حاکم و«اپوزیسیون مسلح وغیرمسلح» درافغانستان
تحقیر وآزمایش پاکستان
بررسی تحرکات مخربانۀ ایران
کشف واکنش های چین وروسیه
 اما آن چه درافغانستان اتفاق می افتد، صدای پیام جنگ کوچه به کوچه است. تشویش عمومی ازین جهت است که ممکن است مانورهای پیچیده ای که با بمباران ذهنی و روانی مردم نیز همراه شده، ناگاه محکوم به تمکین از واقعیت های بعدی بحران شود.
هیاهوی خروج از سوی ناتو، ازنظرمنطق جنگ وبحران داغ درسطح داخلی، کاملاً احمقانه است این کارزار، ممکن است یک برنامۀ سازمان یافته به خاطر افزایش تهدید جنگ داخلی دراذهان عمومی باشد وواقعیت های آتیه را رقم نزند.
موقعیت جبهات با هم دشمن درداخل افغانستان طوری است که همزمان با تکمیل روند خروج نیروهای ناتو وامریکایی، خلاء هولناک درکلیه سطوح سیاسی وامنیتی به وجود می آید. جنگ داخلی تصویر همان جانورمهیبی است که برای جبران خلاء قدرت، کشور را درخود فرو می بلعد. ازهمین حالا، آماده گی گروه ها برای مصاف بعدی آغاز شده است.
رسانه ها همه روزه، پیام خروج ناتو را به گوش میلیون شهروند مضطرب افغانستان نشخوار می کنند. شاید این نیز یک اقدام سامان یافته و«یک بارمصرف» باشد ولی امید به آینده را دربین مردم ازبین برده وترس عمیق درهمه جا فراگیر می شود. هرقوم وگروه از بیم آن که زیرپا نشود برای نجات زنده گی خویش، به جریان های رقیب مسلح قومی می پیوندند. تاوان این کش وگیرهای ناتمام را مردم افغانستان تحمل می کنند. تقدیرما مگر این است که پس ازهردورۀ انهدام وسقوط، برای ساختن سرپناه برروی ویرانه ها، بازهم از صفرشروع کنیم؟