------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۱ مرداد ۸, یکشنبه

کرزی صاحب اول ازبرادر یونس قانونی حساب بگیرید


اشاره: مطلب زیر به روزجمعه به «چشم انداز» ارسال شده است. نامه نویس تذکرداده است که از موارد مهم تردیگری نیز آگاهی دارد که درصورت چشم پوشی دولت، جهت نشر ارسال خواهد داشت.




به مدیرمحترم «چشم انداز»
این جانب ف، م از ادارۀ تفتیش وکنترول ریاست عمومی ادارۀ امور مطلب را به شما فرستادم. همان طوری که می دانید تفتیش وکنترول مربوط ریاست جمهوری است. رئیس این دفتر شریفی صاحب برادربزرگ محمد یونس قانونی می باشد که از یازده سال پیش مقررشده است. این که تفتیش وکنترول چه وظیفه دارد و چه خدمتی کرده، خدا خودش می داند.
مگرمن موضوعی را می خواهم به مردم بگویم که پیش چشم من اتفاق افتاد.

رئیس صاحب شریفی نه درجهاد بوده ونه درمقاومت عضویت داشته. رابطۀ نزدیک کرزی ویونس قانونی علت شخصی شدن ریاست کنترول وتفتیش بوده وحالا هم است. عرض شود که فامیل شریفی وقانونی از 12 سال به این طرف درلندن هستند. تمام برادران دیگرشان درسفارت های کشور وظیفه دارند.
 شریفی یک وظیفه دارد که هیچ مرد یا بچه جوان را دراطراف خود مقررنمی کند. همه زنان ودختران را استخدام می کند. زنبازی وسوء استفاده شریفی صاحب به حدی است که همه می دانند ولی کسی جرئت انتقاد ندارد.
دو سال پیش سکرتر شریفی که یک دختر مقبول بود کارش به رسوایی کشانده شد و باردار شد.
دختروقتی حامله شد شریفی را زیرفشار گرفت که یا مرا بگیریا موضوع را به مطبوعات می گویم. شریفی یک فریبی به کار برد که جان خود را خلاص کرد مگر دختر و دریور خود را در دام بلا داد.
شریفی به دختر گفت: ترا از دست نمی دهم، یک چاره کار را می سنجم.
با استفاده از پول بی حسابی که از حساب چوکی دولت دراختیار دارد، به یک طریقی نقیب دریور خود را که بچه کاکایش نیز است، راضی کرد که با دختر ازدواج کند.
نقیب که دستش زیرسنگ آمرشعبه بود وازیک طرف صاحب زن ودواولاد هم است، معلوم نشد که چطور زیرتأثیرشریفی رفت وبا مصرف کلان شریفی دریک هوتل با دختر ازدواج کرد. جالب این بود که پول مصرف طوی وخرج عروسی را شریفی به دختر پرداخت کرد و دختر خودش به نقیب گفت که تمام مصارف را من به گردن می گیرم.
همان طوری که پلان کرده بودند، طوی ومعامله گذشت.
شریفی ازجانب خود برای نقیب وعروس جدید یک اپارتمان درمکروریان خریداری کرد. حالا معلوم نیست که از زور تفتیش وکنترول این اپارتمان را به آن ها داده بود یا کدام چیز دیگر. وقتی برادران نقیب عتیق وحمیدالله از قضیه خبر شدند تا سرحد مرگ برادرشان را لت وکوب کرده و با اطلاع از راه جوری بچه کاکای شان یعنی شریفی، بسیار به خشم بودند.
دو ماه بعد طلاق خط را به قلم خود نقیب نوشته کرده و زن را ازخانه کشیدند. حتی مصارفی را که دختر وشریفی کرده بودند به آن ها مسترد کرده و برادرشان را از ریاست کنترول وتفتیش کشیدند و با خود به مستری خانه بردند.
نقیب حالا به اصل گپ فهمیده وبسیار لاغر شده است. من که خبر دارم شریفی به دختر گفته که من باشم درغم هیچ چیز نباش.
رئیس صاحب جمهور!
مهم ترین افراد حکومت شما که بالای عزت وآبروی بچه کاکای خویش رحم نمی کنند، چطورانتظار دارید که خدمت شان به مردم برسد؟
من وقتی فرمان رئیس صاحب جمهور را دربارۀ مبارزه با فساد اداری ازتلویزیون شنیدم، لازم دانستم که این قصه را برای شما بنویسم.