-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ تیر ۱۱, یکشنبه

کرزی می خواهد استاد سیاف افغانستان را ترک کند


 بیماری استاد سیاف تشدید یافته و ازهرجهت احساس خطر می کند. 


گزارش ها می رسانند که رئیس جمهور کرزی به استاد عبدالرب رسول سیاف سفارش کرده است به مصر سفر کرده ودرآن جا اقامت اختیار کند. سیاف درظاهر امر ازجمله چهره های به ظاهرخاموش و کمترفعال به شمار می رود مگر درتمام تصمیم گیری های پس پردۀ دولت نقش برجسته دارد. وی اکنون از نظر سلامتی بدنی وضع خوبی ندارد وتقریباً همیشه بیمار است.
تیم حاکم پی برده است که خارج کردن سیاف ازصحنه، یکی ازبهانه های نهاد های حقوق بشر را از بین می برد وهمچنان به متحدان بین المللی نشان داده می شود که حکومت سعی دارد افرادی را که دراذهان عامه به مظهرترس، غصب بیت المال وخطر زنده دربرابر دموکراسی معرفی شده اند، از صحنه دور سازد.


اما نسل «پیررهبران» هنوز منقرض نشده وآسانی هم ازمیدان به درنمی روند. وی تا کنون به پیشنهاد کرزی جواب مثبت نداده واز کشور هم بیرون نرفته است. سیاف به شدت درجمع یک حلقۀ کوچک خانواده گی محصور است. اعتمادش برروشنفکران کمتر ازیک درصد است. تا کنون هیچ کسی اطلاع ندارد که ایشان خواستار چه نظام تعریف شده یی درافغانستان است. با دریغ وتأسف یاد آور می شود که درراه هدفی که عمری درآن مبارزه کرده، توفیق دلخواه نیافته است. شکل وشمایل نظام دلخواه وی هرگز ترسیم نشده و کتابی هم درین باره از قلم وی آفریده نشده است. مثل هم قطاران خود، هنوز معلوم نیست که رو به چه آرمان شهری دارد. مشخصۀ سیاف، حفظ موقعیت، چه درسفر، چه درحضر، چه درجنگ وچه درصلح است.
وی تلویزیون دعوت را راه انداخت تا به حیث فیگور جدید چهره نمایی کند؛ مگرناکام شد.
 احساس خطربرای استاد سیاف، دایمی شده است. به هیچ کس اعتماد ندارد و به همه کس مظنون است. هیچ سوال دشواری وجود ندارد که ایشان، جواب آن را با خواندن آیت وحدیث کف دست تان نگذارد.
با این حال کف دست رهبران دوست ودشمن را به خوبی می خواند وچنان خود را با آن ها درموازنه قرارمی دهد که طرف مقابل هرگونه احساس خطر ازناحیه وی را دروجود خویش زایل کند. جایگاه قوی ومطمئن ازنظر ایشان، درحاشیه است نه درمتن- که خطراتش همیشه وفزون است. فراوان شاهد بوده است که چانس جولان گری درمتن حوادث فقط یک بار است و  کمتراتفاق افتاده است که ناظررد پا گم کرده درحاشیه رویداد ها، پا روی ماین بگذارد.
وی درسال ۱۳۶۱ یک بار به ریاست "اتحاد مجاهدین افغانستان" که پایان خوشی نداشت. بار  باردوم هم تمرین رهبری جمعی را انجام داد. پس ازتأسیس «دولت مؤقت مجاهدین» درنقش معاونت دولت ظاهرشد. اما دربرابرهمتایان خویش بیش ازین تاب نیاورد ودرنقش شیخ جهاد به کارش ادامه داد.
ایشان سبک وسیاق ظاهری خود را به هیچ قیمتی عوض نمی کند اما در رنگ به رنگ شدن درمعامله ها به شرط آن که درظاهرامر، سنگ خارا جلوه کند، مثل موم است.