------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۱ مرداد ۱, یکشنبه

حکومت واپوزیسیون؛ محتاج لبخند راجا پرویز


تفاوت میان حامدکرزی ورهبران اپوزیسیون درچه است؟

تا امروزکسی به این پرسش، پاسخ مستدل، تجربی، علمی وهمه پذیرنداده است. این آقایان که یاران «گرمابه وگلستان» رئیس جمهور بودند ودرپنج یا هشت سال اول پس ازبن، مثل «شیروروغن» باهم درآمیخته بودند. نه صدا برای فساد سالاری بلند بود ونه، کسی به همکاری با «طالب» متهم می شد. همه دشمن طالب، دوست امریکا و رهسپار به ایستگاه «دموکراسی وملت سازی!» بودند.
کنفرانس بن یک عملیات «عکس العملی» بود. سخنان رئیس جمهورعلیه پاکستان وامریکا «واکنشی» ویک بارمصرف است. دعوای «اپوزیسیون» علیه پاکستان وکرزی، فرصت طلبانه، عکس العملی وتاکتیکی است. مثلاً توجه کنید به این بخش اعلامیۀ «ائتلاف ملی» که پس ازدیدارکوتاه دکترعبدالله رهبرائتلاف ملی وراجا پرویزنخست وزیرپاکستان صادرشده:
«داکتر عبدالله عبدالله رهبر ایتلاف ملی نیز در این دیدار با اشاره به اهمیت این‌گونه دیدار‌ها در بهبود روابط  دو کشور و رفع سوء تفاهمات  و ضرورت همکاری‌های دوام‌ دار در عرصه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و امنیتی، افزود یقینا گفتگو‌های سازنده و دیدارهای دوامدار در سطوح مختلف می‌تواند در کاهش مشکلات و نزدیکی دیدگاه‌های دو کشور کمک کند.»
لحن وادبیات این اعلامیۀ فاقد محتوای مشخص، با اطلاعیه های دفترریاست جمهوری هیچ تفاوتی ندارد. آیا سیاست پاکستان درقبال «ائتلاف ملی» که خود را بیرق بردار«مقاومت» علیه پاکستان می داند، «سوء تفاهم» بوده؟ لحن اعلامیه، آشکارا رنگ احتیاجی و جلب ترحم «دشمن» دارد وحتی خط باریکی ازیک دیدگاه مشخص که افکارعمومی را قانع کند، وجود ندارد.
علت درچیست؟
مجلس سه جانبۀ دیوید کامرون، راجا پرویز وحامد کرزی درکابل ثمرۀ کارطولانی وخاموش پاکستان، عربستان، انگلیس واحتمالاً ایران به هدف توافق روی یک طرح منطقه ای پس ازسال 2014 بود. این پروسه از سوی کاخ سفید پشتیبانی می شود. حامدکرزی را قانع کرده اند که از تلاش ها به خاطر حفظ قدرت تحت نام نامزدی قیوم کرزی ویا برهم زدن امنیت وجلوگیری از برگزاری انتخابات پرهیز کند.
این تحرکات، محافظه کاران «تنظیمی» را به جان هم می اندازد تا هریک جدا جدا با نیروهای تازه دم (برخوردارازحمایت امریکا ومنطقه) وارد تعامل شوند یا آن که، به محورهای محلی کوچک تقسیم شوند وخوش باشند. گزینۀ دیگری وجود ندارد. سیاسیون میراث دار تفکرات «جنگ ومقاومت» راه دیگری ندارند جزآن که برای «زنده ماندن» تلاش کنند. با کناره گیری حامد کرزی، آماج گیری فهیم قسیم وخلیلی طوری دردستور کار قراردارد که مانند سال 1388 (انتخابات دوم ریاست جمهوری) نامزد های طرفدارامریکا را با تهدید از صحنۀ رقابت ها خارج کرده نتوانند. نام های بسیاری ازچهره های محافظه کار تنظیمی وهمچنان آدم کشان طالب درفهرست اعلام ناشدۀ بین المللی که دیر یا زود هنگامۀ دادخواهی علیه آنان از آدرس قربانیان بی شمار آغازخواهد شد، درج است.
«جبهۀ ملی» و «ائتلاف ملی» از نظر داشتن یک طرح واستراتیژی سیاسی ودرازمدت، مفلس تر از تیم حاکم هستند. مانند حکومت، هیچ تعریفی از «منافع ملی» ندارند. سیاست صرف برای «زنده ماندن» دغدغۀ اصلی متحدان قبلی رئیس جمهور حامد کرزی درائتلاف ملی وجبهه ملی است.
این چنین موقف گیری «اپوزیسیون» قابل درک است ونشان می دهد که بحران کنونی، هرچند ازجنس بحران های قبلی است؛ مگر فرصت های قبلی، اعتماد پیشین مردم وظرفیت ها برای رونمایی قدرتمندانه دیگر وجود ندارد. اپوزیسیون با بحران رهبری روبه رو است. درترکیب رهبری بریکدیگر بی اعتماد اند. هرلحظه احتمال می دهند یکی از متحدان خود را درکنار کرزی یا دیگران مشاهده کنند. سوگند دایم وقایم در فرهنگ اپوزیسیون جایی ندارد. این گزافه گویی نیست، سی وسه سال تجربه وجنگ، این حقیقت را اثبات کرده است.
دراحوال کنونی، مشکل اساسی جریان های «تنظیمی» که به اسم مستعار «اپوزیسیون» به اجرای مانور مشغول اند، آن است که به طرزی بی پیشینه ای، پشتوانه های بین المللی خویش را از دست داده و حامیان منطقه ای شان ( هند، ایران، پاکستان وروسیه) نیز با ورق های دیگری برای حفظ منافع خویش بازی می کنند. لنگراندازی ده سالۀ امریکا وغرب درحوزۀ افغانستان، سیاست خارجی هند، پاکستان، روسیه وایران را به طوردیگری آرایش داده است.
درطرح کنونی، بنا به توافق امریکا وانگلیس، پاکستان بازهم درجایگاه مدیریت سیاسی افغانستان مورد توجه قرار گرفته است. پاکستان، قدرت های جهانی را قانع کرده است که «تنظیم های اسلامی» و«طالبان» هیچ گاه خارج ازدایرۀ تأثیرات پاکستان نمی توانند به درستی نفس بکشند. شعارهای ضد پاکستانی سیاسیون تنظیمی برای پاکستان هیچ ارزشی ندارد. نبض آن ها برای پاکستان معلوم است.
 امریکا حمایت خود از کسانی را که ده سال قبل درمورد دولت سازی معامله کردند، پس گرفته ودردهۀ بعدی، ساختار جدیدی برای رهبری سیاسی افغانستان به وجود می آید. «اپوزیسیون» به حدی دربن بست، انزوا، وحالت تعلیق قرار دارد که حتی یک لبخند دروغین راجا پرویز را نعمت الهی می داند.