-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ تیر ۲۶, دوشنبه

والی بلخ: راهی جزبسیج همگانی علیه دشمن وجود ندارد


اگر استاد عطا درین مقطع حساس وبسیارخطرناک تاریخ، با دیگر«برادران» فرقی دارد؛ می تواند درعمل اثبات کند. مثلاً نخستین گام برای اثبات، ترک مقام دولتی به رسم اعتراض سیاسی است. آنگاه خواهید دید که میلیون ها نفر درکنارش خواهد بود.


واکنش استاد عطا محمد نوروالی بلخ درارتباط به فاجعۀ «ایبک» فشردۀ یک مانیفست رزمی برای «مقاومت دوم» برضد طالبان است. موضع گیری سایر سیاسیون با اما واگر ها ومصلحت بینی های محافظه کارانه همراه بود؛ مگروالی بلخ که خود مأمور ارشد حکومت کابل است، به تیم حاکم درارگ خط ونشان کشیده ودراعلامیه یی گفته است:

«من به زعامت محترم دولت جمهوری اسلامی افغانستان و شورای عالی صلح افغانستان پیشنهاد میکنم که باید در شعارها، استراتیژی و برنامۀ صلح بادرک درست از اعمال، روشها و نیات گروه های دهشت افگن، تغییرات مناسب را ایجاد نمایند.»
والی بلخ درگذشته نیز مثلا پس از ترور استاد ربانی سخنان تند وانگیزنده ای برزبان رانده بود؛ مگر به مرور، مثل همگنان سیاسی ورقبای «درون تنظیمی» خاموشی گزید وورق ایام به سوی روزمره گی های کارهای حکومتی دور خورد. اکنون نیز آقای نور درواکنش تند وتیز به صدور اعلامیه بسنده کرده است. پرسش اساسی این است که ازجمع سیاسیون بازمانده از «جهاد ومقاومت» که به جزایرمختلف، متناقض و برای «همیشه» جدا ازهم تقسیم شده وهریک درغنیمت کده های خویش غنوده اند، کدامیک دست اتحاد به سوی ایشان درازخواهند کرد؟
اقدام استاد عطا درچهارچوب سیاست های رسمی دولت صاف وساده یک ساختارشکنی آشکار است؛ دولتی که ازتعریف «دشمن» عاجز است، وحتی می خواهد بگوید که درعقب این جریانات، «طالبان» نیستند و این جنایت کار «دشمنان» است، آیا جبهه زیرزمینی تازه ای علیه رزمایش های لفظی والی بلخ تشکیل نخواهند داد؟
درین امر هیچ شکی نیست. درارگ کم نیستند کسانی که سعی دارند عطا محمد نور را دردیگ سرپوشیدۀ جنگ وتنش با مخالفان «تنظیمی» وطالبی بیاندازند وسر دیگ را بسته کنند. 
مگر دولت وحکومت چه کسانی اند؟ آیا حاکمیت کنونی غیر ازمعجونی ازطالب، فرصت طلبان، مافیای زمین، رهبران «تنظیمی»، رهبرجمیعت اسلامی ( صلاح الدین)، حزب اسلامی، دست های نفوذی متعصبان قومی ( که ازتاریخ درس نیاموخته اند) فهیم قسیم، بسم الله محمدی وده ها کادر نصب شده درامنیت، وزارت دفاع وتمامی سکتورهای دولتی داخل وخارج، کسان دیگری اند؟
این یک آزمایش بزرگ است. دیده شود که چه دستی به سوی والی بلخ درازمی شود. 
والی بلخ چنین فراخوان داده است:
«من از کلیه رهبران و احزاب سیاسی، گروه های جهادی و مقاومتگر و فرد فرد هموطنان عزیز دعوت میکنم که همین امروز برای مقابلۀ فعال با دهشت افگنان و تروریستان جنایتکار، متحدانه وارد عمل شوند ورنه فردا دیر خواهد بود و لبۀ تیز این تیغ زهر آگین، گردن تک تک شان را با بوسۀ مرگ آشنا خواهد ساخت:
گوسفندی برد این گرگ مزور همه روز
گوسفندان دگر خیره بر او می نگرند!»
درموارد قبلی نیز، موضع گیری استاد عطا نسبت به «دشمن» مشخص بوده وهماره طالبان وپاکستان را «دشمن» خوانده است. البته شعارها وتعاریف استاد عطا از دشمن، ازسوی ارگ نشینان هیچ گاه استقبال نشده است. برداشت صاحبان « دولت وحکومت» واضحاً این بوده که ایشان دربرابر پالیسی دولت هنجار شکنی کرده است. درعوض، درخفا، چرخه تخریب استخباراتی علیه او را سرعت داده اند. آنانی که درمقام امتیاز گیری وهیاهوسالاری های تبلیغاتی به نام «مقاومت» درصف اول (وارگ نشین ووزارت نشین) بوده اند، دربرابر مانور استاد عطا خاموشی گزیده وحتی گزارش های کاملا دقیق دردست است که به تروراعتبار وی نزد رئیس جمهور ودیگر حلقات مرموز پرداخته اند. 
حالا نیز می خواهند عطا محمد نور«پیشمرگ» صحنۀ آزمایش های جدید باشد؛ اما سکان معامله وسکوت «مصلحت آمیز» دردستان آن ها باقی بماند. گویا هرکه بیشتر بی تابی می کند، زودتر به خرابی می رود. با این حال، اکثریت عظیم آنانی که گستره خطر وخیانت را بسیار وسیع می بینند وعموماً مردم عادی ووابسته به قشر متوسط هستند، دنبال یک مرد میدان می گردند که اسطوره بیافریند وبرای اثبات شعارهای خویش، ازجیفه های مادی ومقام درگذرد. 
قراین حکایه از آن دارد که دیگراز وجود چنین غریبه های تاریخ ساز، صحنه خالی شده است. این که برخی افراد درسطوح پایین یخن می درند وبه رسم تملق وخوش خدمتی به این وآن، به روی این واقعیت ها چنگال می اندازند، فقط خودشکنی می کنند.
یک نکتۀ آخر به گفتنش می ارزد:
اگر استاد عطا درین مقطع حساس وبسیارخطرناک تاریخ، با دیگر«برادران» فرقی دارد؛ می تواند درعمل اثبات کند. مثلاً نخستین گام برای اثبات، ترک مقام دولتی به رسم اعتراض سیاسی است. آنگاه خواهید دید که میلیون ها نفر درکنارش خواهند ایستاد.
مردم از انتشار اعلامیه های «واکنشی» ، «نوبتی» ویک بار مصرف خسته شده اند.
کلید مقابله با این سردرگمی دردستان جامعه بین المللی است که ریسمان طالبان وهم نان وزندگی پاکستان را در دست خود دارد. استاد عطا با متحدان جهانی روابط مثبت دارد. بدون مفاهمه با جامعه جهانی، دست زدن به هر اقدامی که نظم موجود را متلاشی کرده و «دست آوردهای» ده ساله را به خطر اندازد، خودکشی استراتیژیک است.