-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ مرداد ۹, دوشنبه

آيا اوباما به سرنوشت كارتر دچار خواهد شد؟


سايت ايلاف – فرامنطقه‌يي

نويسنده: تحليل گرومحقق ايرانی : محمد اقبال





وقتي كه در شب سال نو ميلادي 1978 جيمي كارتر رييس جمهور وقت آمريكا به ايران رفت و در ملاقاتي كه با شاه محمد رضا پهلوي داشت ايران را ”جزيره ثبات” ناميد، نمي‌دانست كه همين كشوري كه او پا در آن نهاده است باعث خواهد شد كه او از معدود رييس جمهورهاي دموكراتي باشد كه براي دور دوم انتخاب نخواهد شد.
اكنون نيز سياست هيأت حاكمه باراك اوباما رئيس جمهور فعلي آمريكا در قبال ايران در برابر آزمايشي دشوار قرار دارد كه چه بسا تأثير بسزايي در سرنوشت انتخابات رياست جمهوري 20 نوامبر سال جاري در آمريكا داشته باشد.
 اين سياست مبتني بر كم اهميت جلوه دادن خطر اتمي ملاها است كه جهان را در برابر بحران اتمي ايران بدون راه حل جلوه مي‌دهد. در حالي كه اگر هيأت حاكمه اوباما حقيقتا نمي‌خواهد بمب اتمي را به آخوندها تقديم كند، بايد دست از سياست تعامل با آخوندها بردارد و به اپوزيسيون دموكراتيك و اصلي اين رژيم يعني شوراي ملي مقاومت ايران و ستون فقرات اصلي آن سازمان مجاهدين خلق ايران روي آورد و آن ‌را به‌رسميت بشناسد.
شخصيتهاي بسياري در جهان خواهان زدودن نام سازمان مجاهدين خلق ايران از ليست تروريستي وزارت خارجه آمريكا هستند به طور خاص در خود ايالات متحده به نوشته واشنگتن پست 6 ژوئيه «سازمان مجاهدين خلق ايران برخي از بزرگترين اسامي در سياست و امنيت ملي امريكا را جذب كرده است و علاوه بر جولياني شهردار مشهور نيويورك در حمله 11 سپتامبر، اد رندل فرماندار سابق پنسيلوانيا و رهبر سابق حزب دموكرات و جيمز جونز مشاور سابق امنيت ملي اوباما ، حاميان اين گروه در برگيرنده تام ريج وزير سابق امنيت داخلي ، هوارد دين فرمانده سابق ورماند ، مايكل موكيزي ، وزير سابق دادگستري ، لويي فري ، رئيس سابق اف بي آي ، هيو شلتون رئيس سابق ستاد ارتش ، جان بولتون و بيل ريچاردسون سفراي سابق آمريكا در سازمان ملل، و ميچل ريس يك مقام سابق وزارت امور خارجه است كه از سال 2008 از جمله مشاوران ارشد سياست خارجي ميت رامني ، كانديد رياست جمهوري، جمهوريخواهان بوده است».
در اين ميان يك باره دو مقام وزارت خارجه آمريكا به صحنه مي‌آيند و طي يك بريفينگ مطبوعاتي و با ناديده گرفتن شرايط بسيار غير انساني و ظالمانه‌يي كه دولت عراق در اشرف و ليبرتي براي افراد مجاهدين خلق ايجاد كرده، عنوان مي‌كنند كه ساكنان اشرف تصميم گرفته‌اند به ليبرتي نروند چرا كه تفسير اغراق آميزي از حكم دادگاه استيناف آمريكا در مورد خروج از ليست سازمانهاي تروريستي اين كشور به نفع خودشان دارند و فكر مي‌كنند طبق اين حكم وزارتخارجه آمريكا در هر حال مجبور به خارج كردن آنها از ليست است.
اما آيا واقعا ساكنان اشرف تصميم گرفته‌اند به ليبرتي نروند؟ تا آن‌جا كه ما مطلعيم با اصرار دولت آمريكا و خود آقاي كوبلر نماينده ويژه دبيركل سازمان ملل متحد و با وساطت دوستان مشترك، آقاي كوبلر روز 1ژوييه يعني پنج روز قبل از مصاحبه فوق الذكر، در اور سور اواز حومه پاريس در حضور شماري از ناظران آمريكايي و اروپايي با نمايندگان اشرف ملاقات كرد. اين ناظران با اين هدف به گفتگوها پيوستند كه بتوانند پروسه جابجايي از اشرف به ليبرتي را با تامين حداقلهاي انساندوستانه ساكنان محقق كنند. آنها همه متفق القول بودند كه بدون محقق شدن اين حداقلها هيچ جابجايي از اشرف به ليبرتي نبايد صورت گيرد. و بدنبال اين ملاقات وايس پرزيدنت پارلمان اروپا آقاي آلخو ويدال كوادراس كه در ملاقات حضور داشت، خواستهاي ساكنان اشرف را كه مي بايست قبل از انتقال گروه بعدي كاملا محقق شود در 10 ماده فرموله كرد. اين خواسته‌ها به طور خلاصه عبارتند از موافقت براي انتقال بخشي از كولرهاي متعلق به ساكنان از اشرف به كمپ ليبرتي، انتقال ژنراتورهاي متعلق به ساكنان، انتقال اموال ساكنان، انتقال 5 ليفت‌تراك براي حمل و نقل اموال، انتقال شش بنگال بيماران معلولين از كمر به پايين، اجازه ساختن پياده رو و سايه‌بان، وصل كمپ ليبرتي به شبكه آب بغداد، اجازه ورود تاجران و خريداران براي خريد اموال غير منقول ساكنان به اشرف، شروع مذاكره بين ساكنان در رابطه با فروش اموال غير منقول با دولت عراق يا با اجازه دولت عراق با طرف حسابهاي خصوصي.
اكنون هركس مي‌تواند ما قضاوت كند كداميك از اين خواسته‌ها لوكس، زايد يا غير منطقي است؟ هر چند اين مواد بخش زيادي از خواستهاي ساكنان را در بر نميگيرد، با اينحال براي اينكه هيچ بهانه اي باقي نباشد، ساكنان متعهد شده اند كه به مجرد تحقق كامل اين مواد، اشرف را تخليه كنند.
اما اين‌كه چرا وزارت خارجه آمريكا به‌جاي اين كه از اين خواسته هاي كاملا انساني و مشروع دفاع كرده و براي محقق شدن آنها به دولت عراق فشار بياورد به سرزنش ساكنان اشرف و ليبرتي مي‌پردازد و به نحوي شرم آور به كمك به دولت عراق و رژيم ايران مي‌پردازد كه در پي انهدام ساكنان اشرف هستند، به اصل مسأله كه ادامه همان سياست تعامل و مماشات با آخوندها برمي‌گردد. گواه اين موضوع استقبال بسيار گسترده ديكتاتوري ولايت فقيه از موضعگيري دو مقام ياد شده در وزارت خارجه آمريكا است.  ارگان سپاه پاسداران تروريستي رژيم ولايت فقيه با آب و تاب از «هشدار وزارت خارجه آمريكا به مجاهدين خلق مبني بر خروج از اشرف» خبر مي‌دهد و خبرگزاري حكومتي ايسنا از «نافرماني» مجاهدين خلق كه «داد آمريكا را درآورده است» سخن مي‌گويد.
برگرديم به اظهارات دو مقام ياد شده و اين كه آيا واقعا مجاهدين خلق تفسير اغراق آميزي از حكم دادگاه استيناف آمريكا دارند؟ هرگز اين طور نيست، چرا كه اولا هشدار دادن و مرتبط كردن مستمر تخليه اشرف با لغو نامگذاري تروريستي همراه با ناديده گرفتن حقوق انساني مجاهدان اشرف و ليبرتي، از سوي وزارت‌ خارجه آمريكا هيچ پايه و اساس قانوني ندارد و قابل قبول نيست. در غير اين صورت دادگاه واشنگتن آن را در حكم خود در نظر مي‌گرفت. ثانيا مجاهدين خلق بنا به اطلاعيه‌هاي رسمي كه صادر كرده‌اند هيچ سوءتفاهمي در مورد اختيارات وزيرخارجه ايالات متحده براي ليست گذاري مجدد نداشته و ندارند. وزير همين امروز هم مي‌تواند تصميم به ليست گذاري مجدد بگيرد و مجاهدين هم مي‌توانند فردا دوباره شكايت كنند و تصميم وزير را به چالش بكشند. بگذريم اگر وزارتخارجه سند و  مدرك معتبري داشت، چنانكه در حكم دادگاه آمده 600روز ”تأخير فاحش“ را نمي پذيرفت و در نامگذاري مجدد ترديدي به خود راه نمي‌داد.
پس موضوع يك چيز بيشتر نيست، موضوع سياستي است كه بخشي از هيأت حاكمه آمريكا، در مماشات و سازش با ديكتاتوري ولايت فقيه در ايران در پيش گرفته است و نمي‌خواهد از اين سياست دست بردارد. ما در اينجا بناي نكوهش اين سياست شرم‌آور را نداريم، بلكه مي‌گوييم چنين سياستي باید از بیخ و بن برکنده شود، اگر چنين نشود، چه‌بسا اين بار هم مسأله ايران هم‌چون زمان كارتر تأثيري پيش‌بيني ناشدني بر سرنوشت انتخابات آينده آمريكا بگذارد..