-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ مرداد ۳, سه‌شنبه

وقایع ناگوار در راه است... گول نخورید!


فاجعه، ازمیان «نخبه ها» طعمه می گزیند وانتظام امور، اندک اندک اما پیوسته درحال فرو ریختن است.

مسیر درۀ غوربند به سوی بامیان، به مرکز دهشت افزایی مبدل شده است. قتل جواد ضحاک، تیرباران یک زن درپیش دیده گان مردم و ترور انجنیران امریکایی وافغان همه حوادثی اند که درروز روشن به وقوع پیوسته اند. تفنگداران طالب درین ناحیه پای خود را به هدف تثبیت یک سوق الجیش منطقه ای محکم کرده اند. بنا برین، یورش های مرگباردیگری را نیز ازهمین منطقه باید انتظار داشت. درشاهراه کابل- میدان وردک به سوی بامیان نیز سلطنت ترس شده واخیراً شش شش تن از دانشجویان دانشگاه کابل درهمین مسیر سربریده شده اند.
به نظرمی رسد دیوارهای وضعیتی که تیم حاکم تلاش برای «حفظ» وامتداد آن دارد، اندک اندک اما پیوسته درحال فروریختن است.
رویداد ها همه با هم رابطه دارند. بحران امنیتی وهمپا با آن، باختن انگیزۀ مسئولانه درمیان ارگان های دولت، به شکل زنجیره ای ازحوادث پراکنده اما مدیریت شده، درسراسر کشور، شکل حاد به خود می گیرند. ازراکت کوبی کنر ونورستان، دهان گشایی آتشفشان وحشت درغوربند، پرده برداری از گورستان های گروهی درشمال، تجاوز جنسی یک ملای مسجد به یک کودک درایبک، داد وفریاد کنگرس امریکا به خاطر حیف ومیل 180 میلیون دالر درشفاخانۀ سردار داوود خان، خرمستی های دسته های مسلح طالب دربازارها وایجاد «حکومت موازی طالب» درسراسر کشور، همه درظاهرامر، مسایل مستقل وتصادفی به نظرمی آیند؛ مگرهیچ یک تصادفی نیستند؛ اجزاء کوچک وبزرگ بحران، زمینه سازیک توفان نا امنی نا شناخته است که از روستا ها به شهرک ها واز شهرک ها به مراکزولایات به شمول کابل مارش خواهند کرد.
دیوهای ترسناک فساد ومافیا دربستردولت وحکومت خوابیده اند وبا شنیدن شرفۀ پای مزاحمانی که که شعار «اصلاح وتغییر» برزبان می آورند، به غرش می افتد ولب های خویش را می لیسند. وضع ملتهب است ورسانه ها به طورعجیبی یکدست شده و ازنزدیک شدن گام به گام خطر، برای مردم هشدار نمی دهند. این ذهنیت دراذهان عمومی شکل گرفته است که هرتغییری بیاید، نصیب مردم عادی همان نان خشک ودال ونخود وکچالو خواهد بود.
بازنده گان این بازی شبکه های دزدان دولتی، تیمی، قومی و«خودی» اند که لحظه به لحظه سوزن می خورند و با آزمندی دوچندان، به هرآنچه ازمال خود ودولت دم دست شان می آید، چنگ می زنندو ازمعرکه جان به سلامت می کشند. هیچ کس ازکفارۀ اعمال خویش درامان نخواهد بود. همه  دایناسورهای خیانت وگردن کلفت های پول زده واطلاعاتی باید حساب پس بدهند.
بی خیالی تیم حاکم با یک مشت تفنگداران بی فرهنگ که دولت را قبضه کردند، از بی خبری بود. بی خبری که اکنون وحشت می زاید وقبل ازهمه برای قشرمافیا به کابوس مبدل شده است. امریکا و ناتو که این جنازه های متحرک را خلق کرده است، اکنون درمیدان رها کرده و کنار کشیده اند. وضع به گونه ای است که هیچ گامی ممکن نیست به سوی «اصلاحات» برداشته شود. جنازۀ «اصلاحات» با شروع انتخابات سال 88 به زبالۀ چند قمار باز سیاسی وابسته به اطلاعات پاکستان وایران غلتانیده شده است.
فکرمی کنند هنوز وضع به نفع تیم مافیا کنترول پذیراست. پیام های انحرافی دولت خطر را بزرگ تر کرده است. عملیات هوشمند شبانه که با بهره گیری از تجهیزات حساس نیروهای بین المللی علیه دسته جات تروریستی انجام می گرفت، قطع شده و دیگرمانع چندانی دربرابر سرازیرسیل تفنگداران طالب به سوی شهر ها وجود ندارد.
مجموع این مسایل، طالبان را تغذیه کرده است. مردم عصبی اند؛ اما ظرفیت عصیان درآنان مرده است. عقب درهای آرزوهای نا برآورده، ازانتظارخشک مانده اند. فصل انفجارات جدید درپیش است.