-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ شهریور ۷, سه‌شنبه

امریکا به تیم حاکم زمینه فرار مساعد می کند




ظرف ماه های اخیر، آیندۀ اوضاع امنیتی به وسیاسی درکام یک معما فرورفته است.
نشانه های معما عبارت اند از:
  



اوضاع طوری است که تیم حاکم اکنون احساس می کند که با امریکا ازدواج اجباری کرده است. پل اعتماد درهم شکسته و جناح های وابسته به ایران وپاکستان درارگ، آرگاه وبارگاه خویش را نمایش می دهند. امریکا این صحنه ها را رصد می کند. تصفیه حساب تیم حاکم با پلان بین المللی، قطع «عملیات شبانه»، تحویل گیری شتاب زدۀ «مسئولیت» های امنیتی، گرفتن «زندان بگرام»، سکوت دربرابر تجاوزات پاکستان وعملیات استخباراتی نیمه علنی ایران پررنگ ترین نشانۀ اسرار دولت کابل است.  هراندازه ای که کشتار وتهدید طالبان فزونی گیرد، تیم حاکم محکم تر سنگ «برادری» به سینه می زند ورهبران «تنظیم های» مؤتلف با دولت به معامله با طالبان امیدوار تر می شوند. هرچه رهبران وقوماندان های «تنظیم ها» بیشتر ترور می شوند وگلیم «صلح» جمع می شود، اقارب وبستگان ترورشده ها، با غلظتی بیش ازگذشته دست التماس برای صلح به سوی طالب وپاکستان دراز می کنند!
معمای امریکا وناتو طور دیگراست:
به هرمیزانی که جزایرکشتار، انفجار، انتحار و راه گیری وسعت می یابد؛ رهبران غربی وقوماندان های نیروهای بین المللی می گویند که « ما فکرمی کنیم وضع درافغانستان درمسیردرست روان است.» جان آلن فرمانده امریکایی با خونسردی تمام عیار از آینده ای شکوهمند ومصئون ازگزند نا امنی سخن می گوید. این فرمانده ودیگرمقامات غربی، موازی با ترس وهراس همگانی به خاطر غلتیدن کشور به جنگ های مهیب سال های هفتاد می گویند که افغانستان هرگز به جنگ داخلی نخواهد رفت. درحالی که روز به روز، کابل ازچهارسو درمحاصره می افتد، مردم کدام یک را باور کنند؟
معمای اوج گیری عملیات طالبان:
به هرپیمانه ای که قساوت وتلفات نظامیان وغیرنظامیان اوج می گیرد به همان میزان ملاعمر ظاهراً به واقع بینی سیاسی روی می آورد واز حقوق زنان وحفاظت از جان غیرنظامیان درجنگ ها سخن می گوید. به هراندازه ای که اوضاع  وخیم ترشده و فرار قشرمتوسط کارکن، سرمایه داران ونهاد های امدادرسان شتاب می گیرد به همان اندازه سکوت دولت اسرارآمیزتر می شود؛ مهرخاموشی بر دهان شورای علمای (دولتی) چسپنده ترمی شود؛ رهبران جهادی ناپدید تر می شوند و جنگ سالارانی که درقدرت هستند، خود را ازصحنه غایب تر می کنند.
شعور جمعی مردم خطرات سختی را پیش بینی می کند. به خصوص مأموران بلند پایه دولت که دردزدی وغارت واخاذی دارایی ها منقول وغیرمنقول دست دارند وآب وهوای وضعیت را به نفع خود نمی بینند، از کشورخارج شده می روند.
یورش های پرتلفات درسراسر افغانستان، بوی شوم یک دور جدید ویرانی ها وبی جا شدن های بزرگ را به دماغ ها می نشاند. گسترۀ کوهستانی شرق وجنوب، به خیزش گاه جدید طالبان پاکستان وافغان تبدیل شده وبا سرعت به سوی شمال، غرب ومناطق مرکزی درحال تسری است. طالبان اینک فارغ از خطرات «عملیات شبانۀ» نیروهای ائتلاف بین المللی، مورچه وار به سوی مراکزحکومتی وغیرحکومتی می خزند. کمترین دست آورد دسته های مسلح، ماین گذاری های ارزان وکم خطر است که عمدتاً وسایط حامل غیرنظامیان را به هوا می پراند.
مثل این است که جامعه بین المللی تا زمان رسیدن موعد خروج قوت های نظامی از افغانستان شرایطی را فراهم می کند که مدعیان قدرت و تیم چند نفری که ازنظر توان مالی تقویت شده است، از بیم از دست دادن حیات ودارایی شان، فرار را برقرار ترجیح بدهند. شرایطی باید مساعد شود که از درون «تنظیم ها» و تیم های قومی، جریان های دیگری سربلند کنند تا مدعیان انحصار قدرت دیگرنتوانند از نام جهاد ومقاومت به میراثی کردن قدرت اصرار کنند وانتخابات را به نفع بچرخانند.
 اوضاع کنونی درمسیری جلو می رود که برای عناصری که  ازچندی به این سو بروت های خود را برای حضور درانتخابات آینده چرب کرده اند، خود به خود صحنه ترک افغانستان فراهم می شود یا آن که نوبت ملاقات آنان با انتحاری های بی وقفه فرامی رسد. قشر حاکم در دولت وحکومت به این صرافت افتاده است که اگر از دام انتحاری رهایی یابد، درصورت تأسیس نظام قانون وانتخابات سالم درکشور ممکن است به دادگاه کشانیده شوند. این قشر اکنون از نظر پول وسرمایه و پشتاره های جرم وخیانت خیلی گرانبار شده و بیشتر از گذشته از عواقب اعمال خویش هراسناک شده است. امریکا ومتحدان اروپایی این نکته را می دانند که ارسطوکرات های سیاسی خود به خود جا خالی خواهند کرد.
سردرگمی درتحلیل های ناظران این نکته را می رساند که برای تغییرقطعی سیاسی، برنامه های منظمی طراحی شده است. امریکا با مافیای دولتی ازین پس منافع مشترک ندارد. قدرت های جهانی دنبال شریکان جدید سیاسی هستند که به نظرمی رسد به یاری پاکستان وحتی ایران درحال ظهوراست. امریکا روی طالبان سرمایه گذاری دوباره را آغاز کرده است. همان گونه که جورج بوش گفته بود: امریکا دوست دایم ودشمن دایم ندارد.»، درواقع هنرسیاست را به بهترین شکلی تعریف کرده بود.  بدبختی درکشورما این است که هردگرگونی اجباراً از راه جنگ وخشونت تحقق می یابد. این که یک سیستم سیاسی با تکیه برقدرت قانون و قبول همگانی جای خود را به سیستم انتخابی دیگری بدون جنگ وریا ودروغ خالی کند هنوز درافغانستان ایجاد نشده است. بنا برین، دولت ودستگاه فاسد کنونی با ابزارهای قهرآمیز برانداخته می شود.
آنچه امروز معمای اوضاع امنیتی ونا به سامانی درحال شاخ و پنجه کشیدن می توان نامید برای این است که دولت ومردم باید خود را برای یک دگرگونی مخاطره آمیز آماده کنند.