-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ شهریور ۵, یکشنبه

معاملۀ پاکستان برسر بدرالدین ودادالله


حمله در وزیرستان شمالی به قصد کشتن بدرالدین حقانی، قرابت زمانی با حملۀ مشابه داشت که در درۀ شیگل ولایت کنر رخ داد. 


وحیدمژده
در آن حمله که توسط یک هواپیمای بی سرنشین امریکایی صورت گرفت، تعدادی از طالبان پاکستانی از جمله دو فرمانده مهم آنان به نام های ملا دادالله و معاون وی شاکر کشته شدند.
ملا دادالله که به جمال هم شهرت داشت، یک فرمانده محلی طالبان پاکستانی در منطقۀ باجور بود. او در حمله به پاسگاه های مرزی پاکستان و کشتن سربازان و ملیشه های پاکستانی متهم شد و گفته می شد که از افراد مهم فرمانده مهم طالبان در مالکند یعنی مولانا فضل الله بوده است.
این ماجرا نشان از یک نوع هماهنگی اطلاعاتی میان پاکستان و امریکا دارد. به دنبال سفر رییس سازمان استخبارات نظامی پاکستان به ایالات متحدۀ امریکا، به نظر می رسد که دو طرف در مورد تبادلۀ معلومات استخباراتی به تفاهم رسیده اند. کشته شدن دو دشمن- یکی دشمن امریکا و دیگری دشمن پاکستان در یک زمان- می تواند معنی خاصی داشته باشد. پاکستان به صورت مشروط با امریکا همکاری می کند تا در برابر کشتن یک عضو مهم شبکۀ حقانی، گروهی از طالبان پاکستانی را که با نیروهای پاکستانی درگیر جنگ اند و در خاک افغانستان مستقر شده اند، بکشد. پاکستان نشانی محل اختفای ملادادالله و بدرالدین را در اختیار مقامات امریکایی می گذارد، اما در حمله ای که انجام می یابد، دشمن پاکستان کشته می شود، اما هنوز از سرنوشت دشمن امریکا در این حمله، خبر دقیق در دست نیست. آیا یک بار دیگر پاکستان از امریکا امتیاز گرفته بدون اینکه امتیازی داده باشد؟! در این رابطه کمتر جای شک وجود دارد زیرا پاکستانی ها بارها ثابت کرده اند که در چنین بازی ها استادانه عمل می کنند.
در عین حال حملۀ هواپیمای بی سرنشین امریکایی به مرکز یکی از گروه های مخالف دولت پاکستان در کنر، موقف پاکستان را در برابر افغانستان تقویت می کند. پاکستان در این اواخر مدعی حضور نیروهای مخالف خود در کنر بود و به همین بهانه، مناطق سرحدی این ولایت را مورد حملات راکت و توپخانه قرار داده است. آیا این حملۀ امریکا به درۀ شیگل، نوعی برائت بخشیدن حملات پاکستان به کنر و تأیید نظر پاکستان نیست؟
سوال دیگر اینست که کشته شدن احتمالی بدرالدین چه تأثیری بر فعالیت این شبکه خواهد داشت؟ از پسران جلال الدین حقانی پیش از این سه پسرش به نام های عمر، محمد و احمد نیز کشته شده اند و اگر خبر کشته شدن بدرالدین نیز تأیید گردد، او چهارمین نفر از این سلسله خواهد بود. در مورد نقش بدرالدین در شبکۀ حقانی اطلاع دقیق در دسترس نیست تا بتوان فقدان او را در این شبکه از نظر عملیاتی مورد ارزیابی قرار داد، اما اگر وی واقعا کشته شده باشد، لااقل یک دست آورد تبلیغاتی خوب برای اوباما خواهد بود.
در حقیقت امریکایی ها بیش از اینکه یک تروریست خطرناک را کشته باشند، پسر جلال الدین حقانی را کشته اند و این خود به معنی انتقام از این شبکه به خاطر حمله به سفارت امریکا در کابل است. امریکا در این حمله خود را تحقیر شده احساس کرد و بعد از آن در صدد وضع تعزیرات بیشتر بر این گروه برآمد. حتی پاکستان به خاطر حمایت از شبکۀ حقانی مورد فشار امریکا قرار گرفت.
اگر قتل بدرالدین حقانی تأیید گردد، می توان آن را یک دست آورد تبلیغاتی برای باراک اوباما در کمپاین انتخاباتی وی تلقی کرد. در شرایطی که کنگرۀ امریکا بارها شبکۀ حقانی را به عنوان یک گروه خطرناک تروریستی دشمن امریکا خوانده است، کشته شدن یک عضو دیگر این خانواده، قدم دیگری برای گرفتن انتقام از دشمنان امریکاست که بر موقف اوباما در انتخابات بی اثر نخواهد بود.
اما اگر ثابت شود که بدرالدین کشته نشده است، در آن صورت یک بار دیگر امریکا در برابر پاکستان متحمل شکست شده است و شاید این مسئله بر تبادلۀ اطلاعات میان منابع استخباراتی دو طرف و حس اعتماد که در این رابطه بسیار مهم است، تأثیر منفی بیشتری از خود برجا بگذارد.