------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۱ مرداد ۲۱, شنبه

حاشیه ای برکشاکش میان کرزی وفهیم



زمانی مولوی یونس خالص با اشاره به انجنیرگلبدین حکمتیار گفته بود:
حکمتیار به یک تنبان (شلوار) آتشی تبدیل شده که نه کشیده می شود؛ نه پوشیده.



حالا فهیم قسیم برای رئیس جمهورکرزی همان تعریف حکمتیار را پیدا کرده است.
 رئیس جمهور کرزی وقسیم فهیم به دشمنان نرم یکدیگر مبدل شده اند که به مرور، کار به تصادم خواهد کشید. گزارش های جسته وگریخته می رسانند که زدوبند های مرموزی درجریان است تا مصاف بعدی اتفاق بیفتد. مشکل کرزی این است که تیغ مخالفت برضد امریکا ازنیام برکشیده یا حداقل درلفظ چنین است. مشاوران وی بارها نظریه داده اند که کرزی می تواند رهبران نظامی را دریک معاملۀ غافلگیرکننده به امریکا بفروشد. مگر ازآن جایی خود تیم کرزی به عنوان یک گزینه از روی میز برنامه ریزان امریکایی برداشته شده، نسبت به عواقب این کارمطمین نیست.
کرزی درنقطه ای ایستاده است که برای سالم سازی اداره وحکومت، اگراقدامی نکند، احتمال قطع کمک های جهانی قوی است وسقوط زودرس فرامی رسد؛ بدی اش این است که کفارۀ رفتارقهقرایی چند سیاست باز وتفنگدار نا عاقبت اندیش را مردم عام متحمل خواهد شد.  اگر پرچم تغییر برافرازد، ( که خیلی شده) نخست باید بنای ساختار موجود درهم بشکند؛ واین به معنی خودکشی اداری برای تیم خود ایشان نیز هست. نتیجه این که اراده برای تغییراصلاً درمغز آقایان نطفه نبسته است.
بنا برین برداشت غالب این است:
تغییرهمه را خراب می کند؛ راه خروج از تنگنای موجود، ایجاد ترکیب جدید تیم حکومتی است تا خود را ازکشمکش با فهیم وخلیلی کمی راحت کند. به پیش برای معامله های دیگر، ازهمان نوع معامله هایی که درگذشته کمرنظام سازی را اره کرده است. لازمۀ اعمال فشار برفهیم قسیم که غیر ازخودش به هیچ مقرره، قانون وفرآیند مدنی اعتقاد ندارد؛ درازکردن دست یاری ویا معامله به سیاسیونی است که اگرسینه به سینۀ گروه کوچک فهیم قد افرازند، بی شک، تعادل به نفع تیم کرزی به هم می خورد. نخستین ابزارفشار، مذاکره با جنرال دوستم و محقق است.
نشانه های روشنی وجود دارد که ضیاء مسعود درصورت تحقق «جورآمد» های تازه، مثل گذشته به «فرد» تبدیل می شود. جالب این است؛ هریک ازمهره های جهاد ومقاومت که درکشاکش قدرت به بیرون پرتاب شده اند، علی رغم هیاهوی تبلیغاتی چند روزه ازطریق رسانه، ازنظر عملی به «فرد» بدل شده وحاشیه رفته اند.
به این ترتیب، فهیم قسیم چانس بیشتر برای دست رد زدن به خردورزی های سیاسی ومدنی را تا میزان زیادی از دست داده است. درجلسات سری درجمع تیم خاص رئیس جمهورهماره روی این موضوع تمرکز می شود که به صحنه کشیدن یک رقیب تاجک تبار دربرابر فهیم، شاید بنای قدرت را لرزان ترکند؛ مگرکاردشواری نیست. این نکته هم با اهمیت دانسته می شود که طیف تباری تاجکان درافغانستان درده سال اخیر( غیرازچند فرد محدود که درسود شخصی با هم شریک اند) هرگز دردفاع ازفهیم موضع نگرفته اند. تاجک تباران وحتی مردم ولایت پنجشیر هیچ گاه طرفدار وهمسو با شخصی بازی های فهیم نیستند. این که قوماندان امنیه ووالی ازمرکزنصب می شود، بحث شخصی بازی کسانی است که هرچه باشند، ممثل منافع وخواست مردم پنجشیر نیستند. درچشم اندازآینده ای نه چندان دور، آن روزفرا رسیدنی است که مردم پنجشیر با دست خودشان، کاخ های فهیم ودیگر جفا کیشان تحمیلی را ویران کنند.
از خیرات سرمافیای تحمیلی، حتی طالبان برای اولین بار درپنجشیررخنه کرده و اوایل هفته، سه راکت برولسوالی «حصه دوم» پنجشیر پرتاب کرده اند.
برازنده ترین مثال برای اثبات انزوای فهیم، مخالفت پایدار تاجک تباران مانند احمدضیاء مسعود، احمدولی، امرالله صالح، عطامحمد نورواسماعیل خان با وی است. این جزایرکوچک هرگز نشان نداده اند که به یک قلمرو تبدیل خواهند شد. به همین سبب، خطرانهدام هریک ازین جزایربسیار قوی به نظرمی رسد.  اگراین تصویرازیک زاویۀ بازتر مشاهده شود، گسترۀ جغرافیایی تاجک نشین مانند نواحی ازبک نشین، پشتون نشین وهزاره نشین با چهره های دوران جنگ صرفاً تعلق جنگی دریک شرایط خاص داشته اند.  درحالی که درمناطق تاجک نشین، نفوذ وحضور عمیق حزب اسلامی به حیث رقیب شورای نظار یا جمیعت اسلامی هنوز پا برجاست، ریشه زنی نوع طالبی سرعت گرفته است. این وضع نشان می دهد که قشربرسراقتداراز دل های مردم تبعید شده است. اگرانتخابات سالم همراه با قناعت مردم برگزار نشود، خرابکاری های دلگدازی درپیش است.
مشکل فهیم آن است که درحال حاضرعملاً نه به شورای نظارتعهد دارد؛ نه به تاجک تباران. ده سال پیش، وی راه خود را ازجمیعت اسلامی به طورآشکار جدا کرد. سیاسیونی که ازسوی جناح کرزی به بیرون ازحکومت رانده شدند، نیز از وی حمایت نمی کنند. پس فهیم ازکدام قوم، حزب یا «تنظیم» نماینده گی می کند؟
چون نیک نگریسته شود، فهیم ازسوی هرسه طیف اجتماعی وسیاسی منزوی شده وصرفاً یک گروه اندک شمار مافیای اسلحه وقاچاق درگردونواح وی پرسه می زنند که آن هم دراثر اندک تغییرموسم، مثل براده های آهن به مقناطیس محورهای قوی ترجذب خواهند شد. این نکته ایست کلیدی که نه تنها رقبای هم ولایتی وهم تنظیمی ایشان ازآن مطلع اند؛ بل، چیزفهمان و افراد با نفوذ دیگرولایات نیز ازآن مستحضر اند. مهم ترین فاکتورآن است که جامعه بین المللی منتظرآن است تا ازدل وضع موجود، شرایطی تولد شود تا بتوانند فهیم را به دادگاه «عدالت انتقالی» بکشانند. البته فهیم تنها نخواهد بود وشاید همین وجه مشترک باردیگر گروه های جنگی وآنانی را که ازهمین راه ارتزاق سیاسی می کنند، با هم متحد کند مگردپرپا نخواهد بود.
بنا برین افزایش تحرکات تیم خاص کرزی به هدف بی جا کردن وی ازقدرت انحصاری یک امرتصادفی نیست. گزارش های دقیق غیررسمی (برخاسته ازاطلاعات درزکرده) می رسانند که جنرال دوستم، حاج محقق، عطامحمد نوروحتی صلاح الدین ربانی رشته دوانی های عمیق تری را با تیم پشتون تبار مسلط درارگ شروع کرده اند.
درحالی که نقاط انفجار دراطراف کابل پیوسته درحال افزایش است، طالبان به شمول فهیم، همه را آماج گرفته اند. ازآدرس ارگ، تمام رقبای فهیم که درعین حال، تلاش برای احرازموقعیت برای خود شان دارند، از مجاری مختلف سعی دارند نوعی همسویی با طالبان ایجاد کنند که تا کنون هیچ نتیجه ای به دست نیاورده اند. منابع درکابل می گویند که ابقای بسم الله محمدی به رغم تصمیم پارلمان و نصب عنایت الله نظری به سرپرستی وزارت دفاع، تنش ها میان کرزی وفهیم را تا تقرب به یک نقطه تصادم ناگزیر، افزایش داده است. تصمیم فهیم به تاجکان هیچ ربطی ندارد. افراد وشخصیت های تاجک تبارزیادی درعرصه سیاسی ودولتی حضور دارند که به نماینده گی ازآنان وارد میدان قدرت شوند.
انزوای شدید فهیم ویک دنده گی های شخصی وی درنماینده گی خود ساخته از جهاد ومقاومت (یا سهم تاجک تباران) سیاسیون هم ولایتی او را نیز مشوش ساخته است. یکی ازسیاسیون اهل پنجشیر واضح گفته است:
این خطروجود دارد که به قول معروف به خاطر «یک شوم، بسوزد شهر روم.»