-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ شهریور ۷, سه‌شنبه

چین وامریکا؛ تضاد درسوریه، همکاری درافغانستان


زورآزمایی چین وامریکا برسر تسلط برمنابع وحوزه های تجارتی آسیا هنوز بحرانی نشده است؟

به گزارش فارس به نقل از "فارین پالیسی"، "توماس دانیلون" مشاور امنیت ملی آمریکا اواخر ماه جولای سال جاری میلادی به پکن سفر کرد.
این سفر که از منظر رسانه‌های چینی "آبی بر آتش" روابط 2 کشور خوانده شد، در حالی صورت گرفت که تنش‌ها در دریای جنوبی چین در حال افزایش بوده و آمریکا همچنان درباره مسئله ایران، سوریه و تئوری جنگ، با چینی‌ها در تضاد است.
اما با وجود این مناقشات، زمینه برای همکاری بیشتر و کشور در یک حوزه فراهم شده است و آن حوزه افغانستان است.
ترسیم اهداف دو جانبه در افغانستان می‌تواند تأثیر مثبتی بر رابطه کلی دو کشور داشته باشد و این موضوع نشان می‌دهد فاصله بین و کشور به اندازه‌ای که گاهی تصور می‌شود نیست.
مقامات چینی در تشریح اهداف خود در افغانستان، همگی به یک جمله واحد اشاره می‌کنند و آن ایجاد یک افغانستان "آرام، پایدار و مرفه" است که این تقریباً مشابه پاسخ همتایان آمریکایی آنها است.
با این حال، لحن این و کشور در این باره متفاوت است که این امر نشان از دغدغه‌های اصلی هر یک از آنها دارد.
برای چین، موضوع افغانستان یک موضوع داخلی است. در شرایطی که چین در منطقه نسبتاً ناآرام "واخان" دارای مرز مشترک با افغانستان است، تحولات افغانستان می‌تواند به طور بالقوه به برخی نقاط حساس چین نیز رخنه کند.
بهار سال گذشته، ما سفری به مرز چین در منطقه "واخان" داشتیم و شاهد عبور و مرور راحت شبه‌نظامیان و قاچاقچیان از مرز بودیم.
حتی اگر ناآرامی‌ها مستقیماً از افغانستان وارد خاک چین نشود، ممکن است موجب کشیده شدن بی‌ثباتی‌ها تا شمال آسیای مرکزی و جنوب پاکستان شود؛ مناطقی که چین در آن ها سرمایه‌گذاری عظیمی انجام داده است.
این مناطق دارای روابط تجاری و مناسبات فرهنگی  قوی با استان توسعه نیافته و (گاهی اوقات) ناآرام "سین کیانگ" چین هستند.
بنابراین منافع پکن در افغانستان در درجه اول مرتبط با حفظ انسجام داخلی چین است.
اما مسئله افغانستان برای واشنگتن شکل دیگری دارد. از آنجا که قرار است آمریکا تا پایان سال 2014، تمامی نیروهای نظامی خود را از افغانستان خارج کند لذا دیگر بحث درباره نوع عملکرد آمریکا در افغانستان موضوع این کشور نیست بلکه مسئله اصلی نحوه خروج آبرومندانه  از افغانستان است.
اگرچه نگرانی‌های امنیتی آمریکا توسط نیروهای باقی مانده در افغانستان تا حدودی مرتفع می‌شود اما اولویت مهم جلوگیری از وقوع هرج و مرج و آشوب پس از خروج اکثر نیروهای آمریکایی و ناتو از افغانستان است.
ما در آخرین سفر خود به کابل، مشاهده کردیم که تمرکز اصلی آمریکایی‌ها متوجه همین مسئله است. هدف اصلی واشنگتن درافغانستان این است که این کشور پس از خروج آمریکایی‌ها وضع بهتری در مقایسه با زمان ورود آنان به افغانستان داشته باشد.
همین مسئله باعث شده است که دیپلمات‌های آمریکایی، همتایان چینی خود را به سرمایه‌گذاری در افغانستان تشویق کنند و پکن نیز به شیوه خود به این درخواست پاسخ داده است.
شرکت‌های دولتی چینی به سرمایه‌گذاری در معادن مس "عینک" در جنوب شرق کابل و میدان نفتی "آمودریا" روی آوردند.
شرکت ملی نفت چین نیز به طور جدی به دنبال ایجاد خط لوله انتقال گاز ترکمنستان به چین از طریق خاک افغانستان است که این موضوع لزوما تقابل با پروژه تحت حمایت آمریکا یعنی خط لوله گاز "تاپی" (انتقال گاز ترکمنستان به پاکستان و هند از طریق خاک افغانستان) نیست.
مشارکت چین در افغانستان تنها به مشارکت اقتصادی محدود نمی‌شود.
چین در واقع در نشست ماه ژوئن "سازمان همکاری‌ شانگهای" باعث عضویت افغانستان به عنوان عضو ناظر این سازمان شد.
حال آنکه، حامد کرزی در پکن نیز پیمان همکاری استراتژیک را با کشور چین به امضا رسانده است.
هفته گذشته، کمیته مرکزی نظامی چین آشکارا اعلام کرد که خواهان برقراری روابط نزدیک‌تر با وزارت دفاع افغانستان است.
همچنین شواهدی از همکاری‌ بی‌سروصدای واشنگتن و پکن در افغانستان وجود دارد.
آمریکا و چین برنامه آموزشی مشترکی را برای آموزش دیپلمات‌های افغان دارند که یکی از این برنامه‌ها توسط پیام ضبط شده هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا افتتاح شد.
پکن همچنین تمایل خود را برای آموزش نیروهای نظامی افغانستان در جهت مبارزه با تروریسم ابراز داشته است که این موضوع نیز هماهنگ با عملکرد نیروهای آمریکایی است.
اگرچه هنگام صحبت با مقامات چینی در کابل و پکن آن‌ها سعی دارند نقش و پتانسیل خود را در آینده افغانستان بی اهمیت جلوه دهند اما عملکرد آنان نشان می‌دهد که از پیامدهای منطقه‌ای خروج آمریکا از افغانستان آگاه و مطلع هستند.
یک همسایه همیشه آگاهی بیشتری درباره منزل همسایه خود دارد تا فردی که در نقطه دیگری از این شهر زندگی می‌کند.
همکاری محدود میان آمریکا و چین در افغانستان گامی عملی و معقول است و آنان باید با بررسی راهکارهای موجود برای همکاری در آینده افغانستان، از این روند حمایت کنند.