------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۱ مرداد ۲۱, شنبه

قصد پاکستان؛ ذبح دپلوماتیک کابل با تیغ ملا برادر




از کجا معلوم که ملابرادراگر دست پیدا کند آدم هایی مثل اسماعیل قاسم یار را که هیچ هموندی با طالب درضمیرش نیست، با دستان خود خفه کند!؟



پاکستان همیشه با گرگ دنبه می خورد و با چوپان گریه می کند. این مشخص ترین تعریف از سیاست پاکستان است.

تاکید دولت کابل برآزادی ملا عبدالغنی برادر از بازداشتگاه پاکستان برای حفظ قدرت چندان سود آور نیست. اکثریت تیم حاکم درکابل نیز احتمال نمی دهند که میوۀ تلاش های حکومت برای آزادی ملابرادر درسبد حکومت چیده شود. هیچ سندی وجود ندارد که اندکترین نشانۀ آشتی ومدارا درموقف ملا برادر نسبت به حکومت را نشان دهد. از کجا معلوم که ملابرادراگر دست پیدا کند آدم هایی مثل اسماعیل قاسم یار را که هیچ هموندی با طالب درضمیرش نیست، با دستان خود خفه کند!؟ در اردوگاه طالب، ملا برادریک «فرد» است. دولت فقط به این دلخوش است که بتواند دردیوار پولادین سیاست دولت زدایی طالبان، اندک رخنه ای بیاندازد وازین طریق یک امیدواری برای قشر دولتمدار ایجاد کند.
رهبران اطلاعاتی پاکستان که جلودار حوادث هستند، از آزاد سازی ملابرادر، هدف دیگری دارند. آن ها امیدوارند که دربدل این کار هم از دولت لرزان کابل امتیازات «استراتیژیک» بگیرند وهم موقف طالبانی را که با دور زدن پاکستان، دست مفاهمه به سوی امریکا و قدرت های بزرگ دراز کرده اند، درهم بشکند. پاکستان درسال های اخیر، با یک قشرتازه ظهور سیاسیون طالب (ضدپاکستان) رو به رو شده است که توانسته اند با پریدن از قفس پاکستان، حضور ونفوذ خود را درخارج از مرزهای افغانستان وپاکستان گسترش داده و درمذاکرات مستقیم با امریکا، ترکیه، عربستان وآلمان روی آیندۀ سیاسی افغانستان صحبت کنند.
به گفته برخی منابع اطلاعاتی وابسته به دولت، درمذاکرات وپیام های ردوبدل شده بین کابل واسلام آباد، برچیدن پایگاه های طالبان پاکستانی وجنگجویان بلوچ ازسوی مقامات اسلام آباد عنوان شده است. این چیزی است که دولت کابل چندان نسبت به عملی کردن آن توانایی ندارد ومی توان آن را جزء اختیارات امریکا دانست.

ملابرادر یک برگه مصرف شده است. درنبود ملا برادر، جنگ طالبان نه تنها کاهش نیافته بلکه نسبت به هرزمان دیگر تشدید شده است. بنا برین بود ونبود ملابرادر به سود پاکستان ویا دولت کابل نیست. فقط بازی تبلیغاتی برای وقت کشی و ایجاد طمع خام دربین گروه های «تنظیمی» وتیم کرزی است. اصل ماجرا این است که چیزهای دیگری درخفا درحال تکوین قراردارد که هم دولت پاکستان ازآن می ترسد وهم تیم حاکم درکابل ازآن احساس خطر می کند.
 تیم حاکم درکابل تازه به این پرسش جواب نیافته است که آیا حضور نیروهای بین المللی درمرزهای پاکستان وکوهستانات کلیدی افغانستان را می توان نادیده گرفت و یک راست می توان با پاکستان معامله کرد؟ نان وعواید پاکستان دردست امریکا است. آزادی وادامۀ حبس ملابرادر بدون مشوره با امریکا، قابل تصور نیست. تلاش های کابل درین باره را می توان فقط تلاش های مذبوحانه تعبیر کرد نه چیزی بیشتر ازآن.
از زمان نزدیکی بخشی از طالبان با امریکا، غرورپاکستان وتیم حاکم درهم شکسته است واز عواقب آن هراسان اند. چون همه چیز درغیاب رسانه ها درجریان است، بازی با قطعۀ ملابرادر وچند بیچارۀ دیگر که درزندان های پاکستان هستند، هرگز نمی تواند برنفس برنامه ریزی ها تأثیر بیاندازد. پاکستان درین ماجرا تلاش دارد به «تنظیم» های جهادی که کمربند اصلی حاکمیت کابل حساب می شوند، امیدواری کاذب ایجاد کند که پاکستان درکنارآنان باقی می ماند و سیاست خود را پس ازین مطابق منافع دوطرف تنظیم خواهد کرد.
 ازآن جایی که انزوای «تنظیم» ها درعرصه سیاسی واجتماعی پیوسته درداخل افغانستان عمیق ترمی شود، رهبران محافظه کارهم خیال می کنند که یک چانس خوب پیش آمده و پاکستان باردیگر دست اتحاد استراتیژیک به سوی آنان دراز کرده است.
با این اوصاف، طوری نمایش می دهند که یک رهبر طالب بالاثر تلاش های فردی که ازیک «تنظیم» ضدطالب نماینده گی می کند، آزاد خواهد شد. این نمایش پاکستان است که امریکا وبخش جدا شدۀ طالب ازپاکستان را می ترساند که آی، اس، آی هنوزهم این ظرفیت را دارد که با متحد کردن «تنظیم های جهادی» و تشکیلات مستقر طالبان درپاکستان، دربرابر پلان های امریکا درمنطقه مانعی عظیم خلق کند. درین جریان، سرنوشت تیم حاکم تقریباً معلق است؛ چنان که گاهی به ثمرات دپلوماسی اسلام آباد و گاه به اوهام شکست امریکا خاطرپریشان خود را تسکین می دهد. این درحالی است که درعرصه داخلی، خطرهای امنیتی با سرعتی تکان دهنده فربه تر می شوند.