-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ شهریور ۵, یکشنبه

معمای قیام ها درغزنی، ننگرهار وقندهار



درده سال اخیر، کردارهای طالبان همیشه بی هیچ قیدی درمراکز قیام تحمل می شد و مردم دست به قیام نمی زدند.


نماینده گانی که از ولسوالی اندرغزنی، حصارک ننگرهار وژیری قندهار درکابل حضور دارند، با یک صدا معتقدند که «قیام کننده گان محلی» علیه طالبان درین مناطق از عملکرد دولت وسران حکومتی نیز دل پرخون دارند.
اصیل خان، از سران قیام درحصارک وانجنیر لطف الله کامران اداره کننده قیام مردم اندرغزنی، دررابطه با حکومت فعلاً حرف آخر را نگفته اند. دراوایل ظهورگروه طالبان نیز، شعار اصلی، مقابله با فساد، ناروایی، آدم کشی وخیره سری فرماندهان جهادی درکشور عامل شروع حرکت طالبان عنوان می شد. یگانه ابزار مقابله با وضعیت، «تطبیق شریعت اسلامی» شعار داده می شد.
حالا نیز وضعیت کم وبیش تکرارهمان سال های شروع ظهور طالبان است. مردم ازدست حکومت و تسلط رهزنان طالب از نوع پاکستانی وافغانی به ستوه آمده اند. ازدولت مأیوس اند وسیطرۀ مافیا غیرقابل تحمل شده است. سوال این است که چرا حالا ( پس ازده سال) آن ها برضد حاکمیت طالبان به قیام برخاسته اند؟
کردارهای طالبان همیشه بی هیچ قیدی درین مناطق بالای مردم تطبیق می شد اما مردم دست به قیام نمی زدند. به حدی از نیروهای بین المللی و مقامات حکومتی متنفر بودند که به طالبان نان می پختند و نفرجنگی می دادند ودربند مکتب وکلنیک و بازسازی هم نبودند. اکنون که وضع چرخش پیدا کرده باید محرکی وجود داشته باشد. بی تردید بخشی ازحکومت برسراقتدار ازین قیام های خرسند هستند و قدرت گیری آن را به نفع خود می دانند. مگر زمینه سازی اصلی برای قیام، از توان یک حکومت فاسد وضعیف بالا است.
در سال 1995که طالبان با سرعت از راه غزنی به سوی کابل دور می خوردند، حکومت استاد ربانی که ازجنگ با حزب اسلامی وحزب وحدت اسلامی از نفس افتاده بود، از «حرکت خودجوش» و«فرشتگان نجات» استقبال کرد وحتی هواپیماهای دولت، درغزنی تا میدان وردک مواضع حزب اسلامی را به نفع طالبان بمباران می کردند تا براه برای طالبان صاف شود. حدود یازده میلیارد افغانی از سوی استاد ربانی به طالبان ارسال شد که درعرض راه شش میلیارد آن به وسیلۀ صدیق چکری وقاضی مظلوم حیف ومیل شده بود.
درعمل اتفاقات به گونه ای آمد که برداشت های معمول دربارۀ طالبان شکل معکوس به خود گرفت. درجزایر به ظاهر جداگانۀ «قیام» های کنونی به همان اندازه ای که اجندای آن ناروشن است؛ ذوق زده گی بخشی از حکومت برجسته ومشخص است. اما نماینده گانی که اهل مناطق هستند، هشدار می دهند که اگرقیام کننده گان فعلی قدرتمند شودو عملاً گروه طالبان را از صحنه خارج کنند، شعارهای اصلی خود را اعلام خواهند کرد و برای تصفیه حساب با حکومت میله تفنگ خود را دور خواهند داد. شعار اصلی چه است؟ کسی نمی داند.
مرام قیام کننده گان مثل اهداف طالبان ازهنگام ظهور، معقول وقابل درک است. آقای معروفخیل از حصارک گفت: "برنامه آینده ما این است که ولسوالی خود را آباد و امنیت خود را تامین کنیم. مردم از گرسنگي می‌میرند. ما می‌خواهیم دامنه قیام خود را به ولسوالی‌های شیرزاد، چپرهار و پچیراگام این ولایت وسعت دهیم و چنین افراد (طالبان) را از منطقه خود بیرون کنیم."
او تاکید کرد: "هر کسی که خاک، ناموس و زندگی ما را با خطر مواجه می‌کند دشمن ما است. ما در مقابل این گونه اشخاص مقاومت می کنیم و تا حال ما توانسته‌ایم که چنین افرادی را از حدود بیست الی ۲۵ روستا بیرون کنیم."
گروه طالبان می گوید که قیام کننده گان «ملیشه های حکومتی» هستند. اما آیا حکومت که از دادخواستی ازحق یک فرد معمولی عاجز است و کلیه نهاد های عدلی درولایات درحال فروریزی است، ظرفیت ایجاد وهدایت چنین قیام ها را دارد؟ اکثریت قیام کننده گان درمناطق مختلف پیشینۀ وابسته گی به حزب اسلامی دارند. اسلحه وادوات جنگی آن ها چه گونه تدارک شده است؟ رهبرقیام گران دراندر گفته بود:
هرگاه طالبان بگویند که ازکجا تمویل می شوند، ما هم خواهیم گفت.
قیام کننده گان فعلاً دربرابر حکومت سکوت می کنند. یکی ازآنان درغزنی گفته است که مشکل مردم با حکومت برسرجایش باقی است. آنان نمی گویند که بعد ازاخراج طالبان، آن همه تشکیلات نظامی ومردمی را به کدام نیرو تحویل می دهند؟ آیا پس ازپیشرفت اوضاع، رهبری جدید به عنوان بدیل قدرت برای حکومت از میان قیام کننده گان ظهور خواهد کرد؟