-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ مهر ۶, پنجشنبه

موقعیت دشوار ومشابه حامد کرزی ودکتر نجیب الله


هواداران دکترنجیب الله یک حرف درباره قاتلان وی که درکابل زنده گی دارند، نزدند.

شماری از اعضای حزب وطن در گردهمایی یاد بود شانزدهمین سالروز مرگ دکتر نجیب الله گفتند که این حزب را دوباره احیا می کنند. این یک ادعای بلند بالا وخیلی دشوار است.
اما این آقایان درمورد قاتلان دکترنجیب الله که در یک کیلومتری شان خانه وبودوباش دارند، یک کلمه حرف نزدند. غرزی خواخوگی سابق معاون شهرداری کابل وجنرال شهنواز تنی که مطابق اعترافات شخص غرزی درقتل دکترنجیب الله دست داشتند، درکابل به سر می برند و هواداران آماتور دکترنجیب الله هیچ سخنی از کشانیدن آنان به دادگاه بر زبان نراندند و همه چیز را به نام پاکستان ختم کردند.
این افراد پس از شانزده سال آن هم به بسیار بی رمقی صدای کشیده اند وگفتند پس از این، از روز پنجم میزان، بنام "روز شهدای حزب دموکراتیک افغانستان" تجلیل خواهند کرد.
اشتراک کننده گان به این موضوع اشاره نکردند که سیاست «مصالحه ملی» دکترنجیب الله دراصل یک موضع گیری معقول اما از نظرزمانی وموقعیت خود رژیم «دیرهنگام» وفاجعه بار بود. اما به نظر می رسد که خروج حزب وطن از چندین پارچه گی قومی ودسته بازی های متعدد، بسیار دشوار خواهد بود.
دکتر نجیب الله، رئیس جمهور پیشین افغانستان شانزده سال پیش و همزمان با تصرف کابل به دست طالبان، از سوی افراد این گروه به قتل رسید، طالبان جسد او و برادرش را در چهار راه آریانا، به دار آویختند.
نجیب الله در میان سیاستمداران و گروه های مختلف افغانستان، مخالفان و موافقان زیادی دارد.
دکتر نجیب الله قبل از اینکه رئیس جمهور شود، رئیس امنیت دولتی موسوم به (خاد) بود.
مخالفانش کارکرد او را در زمانی که رئیس این سازمان بود، "بی رحمانه" توصیف می کنند.
دکتر نجیب وقتی در سال ۱۹۸۶ قدرت را به دست گرفته و رئیس جمهور شد، چهره صلح طلب از خود نشان داد و طرح مصالحه ملی را با گروه های جهادی اعلام کرد؛ طرحی که هرگز در عمل پیاده نشد. اما اسنادزیادی وجود دارد که وی نسبت به مخالفان (درعین اعلام مصالحه ومذاکره) از روش های توطئه وترور استفاده می کرد واین چیزی بود که مخالفان از آن مطلع بودند ویکی از شکست های محور مصالحه ملی نیز همین موضوع بود.
دکترنجیب الله در زمانی قدرت سیاسی را در دست گرفت که کشور از چهارسو درمحاصرۀ گروه های مسلح قرارداشت وپاکستان به عنوان مدیرپروژۀ جهاد افغانستان، خود را درمسند «فتح» قرار داده بود. فعالیت های تخریبی «خلقی» وابسته به شهنواز تنی ومتمایل به پاکستان وهمچنان محور های وفادار به ببرک کارمل همه برای نگونساری دکترنجیب الله فعالیت می کردند. فعالیت تخریبی همین گروه ها دردرون دولت سبب شد که رژیم با سقوط مواجه شود و بنیاد های اساسی اداری وزیرساخت های افغانستان درجریان جنگ های بین التنظیمی نابود شوند.
سیاست مصالحه ملی دکتر نجیب الله از سوی رهبران مجاهدین، پاکستان وامریکا با شکست رو به رو شد. تکرارتاریخ به گونه ای پیش آمد که همان برنامه «مصالحه ملی» دکترنجیب الله از سوی حکومت تحت الحمایه امریکا دربرابر طالبان مطرح شده است. بیست سال پیش سیاست مصالحه نجیب به وسیله گروه های مخالف درهم شکسته شد؛ اینک تکرار آن، از سوی طالبان رد می شود. بن بست سیاسی ونظامی از همان زمان تا کنون همچنان به قدرت خود باقی است. 
دشواری صلح با گروهای شورشی از جمله طالبان و مشابهت ظاهری شرایط کنونی افغانستان با اواخر دوران حکومت دکتر نجیب الله، سبب شده است که طیف های مختلف اجتماعی با دید تازه ای به دکتر نجیب الله که پس از به قدرت رسیدن سخن از مصالحه می گفت، بنگرند.
در سال‌های اخیر این جمله از دکتر نجیب الله که گفته بود، راه حل افغانستان کنار رفتن نیست بلکه کنار آمدن است، معروف شده است. این همان جمله ای است که امروز رهبران مجاهدین به طالبان می گویند!