-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ مهر ۱, شنبه

شب نامه های پاکستان، روزانه توزیع می شود


اقدام حکومت درمورد ممنوعیت توزیع نشریات پاکستانی درواقع نوعی ارزش دهی رسمی به نشریات ایله جاری استخباراتی است. نتیجه این سیاست معکوس است.




اقدام حکومت درمنوعیت نشریات چاپ پاکستانی درولایات مرزی شرق وجنوب، تیری است که به هدف غلط رها شده و با همان شدت به سوی خود تیرانداز بر می گردد. دراصل، این نوع دیوار کشی، یک نوع سانسور وترس از رسانه های معاند است. چون خلاء وجود دارد و رسانه های ملی نتوانسته اند خلاء یا عطش مردم برای دسترسی به اخبارواطلاعات را مرفوع کنند، نشریات پاکستانی بازار توجه را از آن ها گرفته است. اکنون ممنوعیت ورود این رسانه ها نه این که فایده ای ندارد بل، پروسه ورود نشریات به صورت مخفی را بیشتر مساعد می سازد. دلیلش این است که نشریات پاکستانی درهمین مناطق مخاطب ومتقاضی دارند. دولت ورسانه های افغانستان بازار خود را دررقابت به نشریات پاکستانی از دست داده اند.
این اقدام درواقع نوعی ارزش دهی رسمی به نشریات ایله جاری استخباراتی است.
پاکستان درده سال اخیر برخی اوقات نشر شبکه های تلویزیونی خصوصی افغانستان از جمله «طلوع» را درقلمرو خود ممنوع کرده بود. وزارت اطلاعات وفرهنگ دربرابر پاکستان بارها دست به اعتراض زد واز نام دموکراسی مطبوعاتی واحترام به ارزش های آزادی بیان خواهان رفع محدودیت وسانسور شد. کشیدن سیم خارزار از سوی حکومت به سوی نشریات چاپ پاکستان، به ضعف حکومت، ضعف نهاد های ژورنالیستی دولتی وغیردولتی و کمبود دسترسی مردم به حقایق درونی حکومت ودرمجموع اوضاع سیاسی ونظامی است.
چه چیزی سبب شده که مردم مناطق مرزی به محصولات رسانه ای پاکستان علاقه مند شوند؛ حال آن که همان مردم، بیشترین ضربه را از سیاست های پاکستان در برابر افغانستان متحمل شده اند؟ جان مطلب درین است که یک سقف ملی برای مدیریت رسانه ای درمسیرمنافع ملی مردم افغانستان، چه ازطرف رسانه های خصوصی و چه ازجانب حکومت وجود ندارد. احتیاجی مردم به داده های مطبوعات معاند بیانگر این واقعیت است که مردم نسبت به رسانه های داخلی بی اعتماد شده و دستگاه های رسانه ای داخلی نیز به لحاظ شرایط خاصی که ایجاد شده ، ازنظردسترسی به اطلاعات، استفاده ازاطلاعات، مصالح ضروری اطلاعاتی وفضای ارایه به افکار عمومی درموقعیت آسیب پذیرونفس گیری قرار گرفته اند که نان به نرخ روز می خورد واز جریان هایی که به زنده گی وحوادث اصلی سروکاردارد، با نیم نگاه گریزناک رد می شوند.
جلوگیری رسمی ولفظی مطبوعات پاکستانی دربرخی ولایات افغانستان، توجه وکنجکاوی مردم را بیشتر به خود جلب می کنند. ازین پس مطبوعات پاکستانی با استفاده از داده های استخبارات پاکستان، مسایل پنهانی را درج روزنامه های شان می کنند که درمطبوعات داخلی نشانی از آن ها نیست وبدین وسیله توجه و اعتماد مردم را (البته به ضررتحکیم حاکمیت درافغانستان) درانحصار خود می گیرند. هرکسی که این مشوره را به حکومت داده، بدون تردید برای آی،اس، آی کارمی کند و با زدن دهل سرچپه، ساز سرراسته را به نفع پاکستان می نوازند.
مسئولان حکومتی با این تصمیم اشتباه، درواقع توجه باقی مانده مردم را نیز به «سیلاب خبری» رسانه های پاکستان جلب می کنند. ازین پس متقاضیان نشریات پاکستانی بیشتر خواهد شد. آن ها برخی نکته های خبری سری ونایاب را همه روزه درصفحات خویش درج خواهند کرد. وقتی یک نشریه حیثیت شب نامه به خود بگیرد، اذهان عمومی را بیشتر به خود فرامی خواند.