------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۱ شهریور ۲۶, یکشنبه

نزدیکی طالبان درنبردگاه «مقاومت» دوم



اردوگاه ضد طالب اگرنتواند مدیران جنگی خوشنام به صحنه بیافریند، درهم می شکند.



اتحاد مالی ولسی جرگه با تیم حاکم درکابل دردادن رأی اعتماد بدون جنجال به وزیران پیشنهادی، علی رغم هشدارهای سازمان های بین المللی، تسجیل این نکته است که دریای حمایت جهانی ازحاکمیت، درحال خشکیدن است. یک تیم کوچک محافظه کاران، «خود به کوزه گرو کوزه خرو کوزه فروش» مبدل شده اند. جامعه بین المللی درین مرحله با سرعت خودش را ازصحنه عقب کشیده است. بنا برین منتظر بود که چه حوادثی ممکن است در راه باشد. تیم محافظه کار واقعاً راهی جز این نداشت؛ چون امریکا وناتو روی پروژه دیگری سرگرم کار اند که این مسأله از چشم تیم حاکم دور نیست.
متأسفانه بررسی وضعیت امنیتی بیانگر آن است که ممکن است تا شش ماه یا یک سال دیگر، جبهه سازی وجنگ های گسترده بین طالبان و حکومت (متشکل ازتنظیم ها) به شکل  سال های «مقاومت» تکرار شود.
امریکا وناتو درآوردن یک حاکمیت مورد حمایت خود درکابل، ناکام مانده اند وحکومت کنونی، به فرزند زدوبند های منطقه ای، جبهه گیری علیه امریکا، «افغانیزه کردن» با دست خالی وهیستری قدرت طلبان محافظه کارمبدل شده است.
درب ودریچه «شورای عالی صلح» همزمان با رویداد های امنیتی وسردرگمی های رسانه ای، خود به خود تخته شده است واینک زمان آن رسیده است که طیف ها وجریانات سیاسی ونظامی، برای حفاظت ازبقای خویش آماده گی به جنگ های دیگری داشته باشند. هیچ تغییری دررویکرد طالبان مشاهده نشده وصرفاً ناتووترکیه تلاش دارند یک گروه از طالبان جوان را از طریق رسانه های تبلیغاتی دارای قلمرو ونظریه ونفوذ بسازند که این هم هنوز درپرده ابهام است. هراندازه ای که حضور ناتو وخارجی ها فاصله میان طالبان واهالی ضد طالبان درشمال، غرب، نواحی مرکزی به شمول کابل کمتر می کند، خطرجنگ قوی تر می شودو احساسات عمومی برای جهش جدید جنگ خانه به خانه و وولایت به ولایت مساعد تر می شود.
هیچ کس نمی داند پلان اصلی درعقب این بن بست وتحرکات چه است. اما آن جه به تنظیم ها و حکومت افغانستان رابطه می گیرد یک نکته مشخص است که این اردوگاه راهی برای پسرفت ندارند وناگزیراند از بقای خود  با توسل به «مقاومت دوم» مدافعه کنند. مقاومت دوم ازنظر انگیزه، امکانات، ومدیریت سیاسی وجنگی نسبت به مقاومت اول خیلی ضعیف است واعتماد به رهبران از دست رفته است. نیمی ازحکومت، دراختیارقوم گرا هایی است که درشرایط حساس، قدرت را به طالبان تسلیم می کنند. این عادت تجربی درجنگ های افغانستان است.
درمقاومت دوم، یک چرخش عمومی درسطح درونی تنظیم ها نیاز اساسی پنداشته می شود که منجر به ظهور مدیران جدید مقاومت شود؛ درغیرآن، چند محافظه کاری که از ثروت سنگین شده وازانگیزه ومردم داری سبک گشته اند، کاری انجام داده نمی توانند.
ازهمین حالا صدای قدم های یک دوره جنگ های سرنوشت ساز به گوش می رسد. دموکراسی، مردم سالاری، مشارکت عمومی، حقوق بشر وعدالت اجتماعی رؤیا هایی اند که منتظر یک دورۀ بعدی اند.