-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ شهریور ۲۱, سه‌شنبه

حکومت یک گام دیگر به سوی خطر برداشت


گرفتن زندان بگرام برای احزاب ضد طالبان ونیمی ازحکومت «تقسیماتی» هیچ ربطی ندارد واگر ربطی هم داشته باشد، همانا چاق شدن بیم وهراس جنگ وآماده گی برای پیکارهای بعدی علیه طالبان خواهد بود.



معلوم نشد که رئیس جمهورحامد کرزی درمورد واگذاری مشروط زندان بگرام به حکومت، چرا و برای چه کسانی تبریک فرستاده است؟ اگرتبریک به آدرس دولت باشد، هیچ فایده ای به دولت نرسیده وکدام نشانه ای ازحسن نیت طالبان نسبت به دولت نیز مشهود نگشته است.
«پیروزی» آن است که بحران «کابل بانک»، بحران فساد مالی وزیران دولت وگروه بندی های شخصی ومافیای دردولت وحکومت حل شود تا اعتماد گریختۀ مردم واپس آید. اعتماد وباورجامعه جهانی نسبت به سلامت اداره وسیاست دولت اعاده شود. مردم به سوی اسلحه ودسته جات راهگیر وتاراجگر دست همکاری دراز نکنند وانتحاری ها را از فرط خشم ونارضایتی، درخانه های خویش مهمان نکنند. پیروزی آن است که از رخنه نفرات طالبان درچهارنواح کابل جلوگیری شود وازکشتار غیرنظامیان درراه کابل- بامیان ودیگرشاهراه ها خبری نباشد. صف گرسنگان ودرهم شکسته ها روز تا روز گسترده تر نشود وپنجه های آهنین استخبارات ایران وپاکستان یک به یک درهم شکسته شود. پیروزی آن است که حتی یک جواب کوتاه لفظی یه ضربات راکتی پاکستان داده شود. این چه پیروزی دروغین است که تیم حاکم اختراع کرده است؟
شماری از زندانیان را به دولت سپردن نه افتخاراست نه پیشرفت ونه دراوضاع سیاسی کشور کدام تأثیری مثبت دارد؛ حتی طالبان برسراسیران خویش حاضر به کدام معامله هم نیستند. طالب هیچ اسیرمهم از دولت نزد خود ندارد که پا به پا معاوضه کند. طالب به دولت «آفرین » هم نمی گوید به دلیل این که طالبان حالا ازسرنوشت اسرای خویش بیمناک ترشده اند ومی ترسند که گروه های مسلح رقیب داخلی که دردولت هستند، شاید مهره های درشت اسیران را گروگان بگیرند وبه روز مبادا نگهدارند که اگر جنگی صورت گیرد، برای تبادله دست شان خالی نباشد.
اگرواگذاری زندان بگرام پرزدن ناحق به کلاه مردم درمانده وبی سرنوشت است که باورکنند حکومت روی پای خود ایستاده واز «منافع ملی!» دفاع می کند، این تلقی یک اوهام است. مردم نه دردولت کدام نقشی دارند و نه ازجانب دولت کدام فایده ای به آنان رسیده است. نه از گرفتاری این دسته های مسلح طالب قبلاً آگاه بوده اند وهم از گروگان گیری آنان به وسیله دولت کدام فایده ای به آن ها می رسد. تازه، بخشی از مردم که از طالبان می ترسند حالا هراسان ترازگذشته از یکدیگرمی پرسند که اگر این سه هزار نفر آتش نفس که درسربریدن وکشتن استاد هستند ودرخشونت زایی هیچ مسلمان وکافر را ازهم تفکیک نمی کنند، به عنوان حسن نیت یک طرفه یا دراثراستمرارتملق سیاسی همیشگی بی هیچ ملاحظه ای آزاد شوند، شعاع آتش جنگ فراختر از پیش زنده گی مردم را دربر می گیرد.
این که تیم حاکم خود را ازبرای گرفتن مسئولیت زندان بگرام خود را کاذبانه تسلی می دهد، مسأله ای است که به مردم عادی، احزاب ضد طالبان ونیمی ازحکومت «تقسیماتی» ربطی ندارد واگر ربطی هم داشته باشد، همانا چاق شدن بیم وهراس جنگ وآماده گی برای پیکارهای بعدی علیه طالبان خواهد بود.
اگراز خود زندانیان طالبان دربازداشتگاه بگرام سوال شود، بی هیچ تردیدی خواهند گفت که ازین معامله دست به دست حکومت هیچ راضی نیستند واگر تا قبل ازین امیدی به رهایی (کم وبیش) داشتند، حالا امیدهای شان تبدیل به خطرات احتمالی شده است. زیرا درصورتی که جنگ ومحاصره طالبان براطراف کابل فزونی گیرد وخون های دیگری ریخته شود، این احتمال وجود دارد که نیروهای مخالف طالبان از چاریکار وبگرام وقره باغ می روند سراغ زندان وهمه را به سمج های کوه های جبهات انتقال خواهند داد.
این هم گفتن دارد که فشارآوردن وجنجال برپا شدن های رسانه ای علیه نیروهای امریکایی تأثیربدی برروابط امریکا وکابل برجا گذاشته است و صاف وساده نباید پس ازین انتظار داشت که امریکا اردوی ملی افغانستان را با جنگ ابزارهای پیشرفته ضدشورش وضد مداخلات خارجی مجهز کند. امریکا درجای دیگری انتقام این یاوی گویی ها را می گیرد. دولت به جای آن که گروه بندی وباند بازی، چوروچپاول، را نقطه پایان دهد وعدالت گستری، دادخواهی ازحقوق مردم دربرابر مافیا ومشارکت دادن مردم دردستگاه دولت را شعاراجرایی خویش قرار دهد، چنگ به قفل زندان بگرام انداخته وبی جهت برای این کار«تبریک» می پراکند و«پیروزی» می تراشد. وضع به گونه ای است که دپلوماسی دولت به کرختی وانحراف رفته واین اقدامات پی آمد های دردناکی خواهد داشت.