------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۱ شهریور ۱۲, یکشنبه

با رد یا تایید وزیران، دولت وزن می بازد


تشدید بحران دردرون دولت و ولسی جرگه گریزناپذیر است.



رئیس جمهور کرزی همچنان روی پل لرزان «مصلحت» راه می رود. ساختاری که از اول، بربنیاد مصلحت های تعریف ناشده، بنا گردیده بود، بدون «مصلحت» درهم می شکند. بنا برین، تعهدات کرزی به جامعه بین المللی ومردم افغانستان، اعتبارخود را باخته است. درسطح داخلی، مردم امید خود برای تغییر دموکراتیک وسلامت اداره درافغانستان را روز تا روز از دست می دهند.
اکنون بازهم همان چرخۀ باطل عزل ونصب وزیران تکراری به حرکت درمی آید. درصورت تأیید و عدم تأیید وزرای داخله ودفاع و همچنین رئیس امنیت ملی از سوی پارلمان ناگزیر دو بحران تازه بر چالش های رو به افزایش وخطرناک امنیتی وسیاسی درحکومت و ولسی جرگه پدید می آید.
بحران نخست با انتصاب جنرال بسم الله محمدی درمقام وزارت دفاع دردرون دولت سربلند می کند. دردیدگاه جامعه جهانی که مخارج اردوی ملی را هزینه می کند، انتصاب فرد برخاسته از یک «تنظیم» خاص برفرماندهی اردوی ملی نگران کننده است. این واقعیت مشخص شاید برای برخی عناصر کوتاه نظر واحساساتی ومبتلا به نگرش های تنگ محیطی وقومی مطلوب نباشد؛ مگر واقعیت قضیه اگرامروز نادیده انگاشته شود، به مرور، انتقام سختی از سیاست های اشتباه تیم حاکم خواهد ستاند.
یک نکته روشن است که جامعۀ بین المللی درشرایطی که کشتار، حملات انتحاری، ماین گذاری، خیزش های تفنگداران غیرمسئول درمرکز وولایات پیوسته سیرصعودی به خود گرفته، تیم حاکم درارگ را به حال خود شان رها کرده است. مذاکرات سری راجع به نظام سیاسی آینده درجریان است وپیکارطالبان نیز شدت خواهد گرفت. جنگ به مضمون سال های «مقاومت» بازگشت می کند. تیم حاکم درتمامی محاذات حکومت داری ازپا درآمده وبسیج همگانی جریان های مخالف طالب نیز درحال انجام است.
هیچ راه بازگشت به نقطۀ امید وجود ندارد. برخی مردم از روی ناچاری به جناح های جنگی پناهنده می شوند. مخالفان طالب از ترس طالبان به فرماندهان جنگی قبلی رجوع می کنندو مخالفان «تنظیم ها» راه های همکاری با طالبان را درپیش گرفته اند. همه جریان ها راه اشتباه رفته اند وامریکا ساخت وساز پایگاه های استراتیژیک خود را دست کم درهفت نقطه تکمیل کرده وتصفیه حساب های خونین داخلی را تماشا می کند.
تیم حاکم خود راهش را ازمسیرسیاست های جهانی جدا کرده است و برای مقابله با هرگونه عواقب وضع نا به سامان امنیتی وسیاسی آماده گی می گیرد. اگرولسی جرگه بسم الله محمدی واسدالله خالد را مستحق رأی اعتماد نداند، کشمکش داخلی درولسی جرگه وموازی با آن، جنگ قدرت درارگ شتاب می گیرد. درحالی که همه نسبت به همه بی باوراند، تیم حاکم با استفاده ازتمام امکانات درتلاش حفظ قدرت، ومهندسی غیردموکراتیک انتخابات است.
دروضعیتی دیگر، اگرولسی جرگه به افراد معرفی شده رأی اعتماد بدهد، آبروی کم وبیش باقیماندۀ خود را نیز از دست می دهد. به نظرمی رسد که پول های زیادی بین نماینده گان توزیع شده وضیافت های زیادی داده شده است؛ اما همچنان نمی توان قاطع حکم کرد که ولسی جرگه به وزیران رأی اعتماد خواهد داد. درهردو حالت، هم دولت وهم ولسی جرگه بیشترازگذشته ضعیف می شوند وچالش های جنگی دایره وار دراطراف کابل تشدید خواهد شد.
سیاست بین المللی که ادعا داشت افغانستان را به سوی دموکراسی وپیشرفت می برد، درعمل روند معکوس به خود می گیرد. فرماندهان خارجی اطمینان می دهند که هیچ چیزی از دست نخواهد رفت. آنان از روی برنامه ریزی های افشا ناشدۀ جهان تبلیغات خود را عیار می کنند. آن چه قطعی ومشخص است آن است که دولت کنونی قهراً یا اجباراً مقهور حوادث می شود.