-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ شهریور ۲۱, سه‌شنبه

طرح هشت پارچه کردن افغانستان

روزنامۀ اندپندنت چاپ بریتانیا در یکی از شماره های اخیر خویش پرده از طرحی برداشته است که گویا میان انگلیس و امریکا روی آن بحث ادامه دارد.



 بر بنیاد طرح C برای افغانستان که از طرف توبیاس الوود یکی از اعضای محافظه کار پارلمان بریتانیا و مشاور وزارت خارجۀ این کشور ارائه شده، افغانستان باید به هشت ایالت خود مختار تقسیم گردد. ادارۀ این ایالات توسط یک صدراعظم با صلاحیت و یک رئیس جمهور که نقشی سمبولیک بعهده خواهد داشت، صورت گیرد.
به گزارش  روزنامۀ اندپندنت این هشت ایالات خود مختار عبارت خواهند بود از کابل، قندهار، هرات، مزار شریف، قندوز، جلال آباد، خوست و بامیان.
به نوشتۀ اندیپندنت، در مورد این پلان میان لندن و واشنگتن بحث ادامه دارد و با پاکستان نیز مشوره هائی در این مورد صورت گرفته است. بر بیناد پلان سی، طالبان نیز بخشی از این روند خواهند بود و مناطقی به آنان نیز تعلق خواهد گرفت.
بعضی رسانه ها در کابل از قول وزارت امور خارجۀ افغانستان، این گونه اظهارات را «احمقانه» و «غیرمنطقی» خوانده اند و نمایندگان مشرانو جرگه هم از وزرات امورخارجه در این مورد جویای معلومات شده اند. آیا عکس العمل در همین حد کافیست؟
این نخستین باری نیست که طرحهائی از این دست از جانب مقامات غربی در رابطه به افغانستان مطرح می شود. قبلا طرحی برای تجزیۀ افغانستان از بنام طرح B از جانب امریکائی ها مطرح شده بود.
در روز های آغازین ماه سپتامبر 2010، دعوت نامۀ ذیل بوسیلۀ ای میل برای بعضی از افراد و نهاد های درگیر در معضل افغانستان ارسال گردید:
«روز دوشنبه سیزدهم ماه سپتمیر ۲۰۱۰ سفیر "رابرت بلک ول" کارمند ارشد بخش سیاست  خارجی  ایالات متحده مربوط شورای روابط خارجی از ساعت 1الی 2 بعد از ظهر دربار‌ۀ "پلان یا برنامۀ تجزیۀ عملی افغانستان" صحبت مینمایند. وی مسئول "انستیتوت بین المللی مطالعات استراتیژیک" نیز میباشد.سفیر بلک ول استدلال خواهد کرد که استراتیژی مبارزه با شورشیان دولت رئیس جمهور اوباما رو به شکست مینماید، فلهذا یگانه بدیل مناسبی که برای امریکا ویارانش باقی میماند همانا اندیشۀ تجزیۀ افغانستان خواهد بود. برمبنای این طرز فکر، پذیرش اینکه نهایتاً طالبان کنترول مناطقی که پایگاه سنتی شان اطلاق میشود را در جنوب پشتون نشین به دست خواهند آورد، مطرح است. اما واشنگتن با به کارگیری نیروی هوایی در توأمیت با ارتش افغانستان و کشورهای همنظر باید مطمئن شوند که مناطق شمال و غرب افغانستان به دامان افراطی گری جهادی نیفتد. وی همچنان استدلال میکند که تجزیۀ بلفعل افغانستان شاید بهترین گزینۀ قابل تصور نباشد، مگر کم ازکم در موقعیت حاضر بهترین طرحی خواهد بود که واشنگتن در موازات با منافع حیاتی اش و مطابق با برداشت سیاست داخلی امریکا، بدست آورده میتواند...»
این سخن بلک ویل بزودی از طرف پیتر گالبرایت امریکائی که در آن زمان معاون نمایندۀ خاص سازمان ملل متحد برای افغانستان بود، تکرار شد.
در طرح های B و تاکید بر اینست که طرح شکست طالبان در افغانستان به شکست مواجه گردیده و بنابراین چارۀ کار در اینست که افغانستان تجزیه گردد اما در طرح بلک ول این مسئله بصورت کلی مطرح شده بود اما طرح Cجزئیات بیشتری را مشخص می سازد.
طرح B یعنی دو پارچه شدن افغانستان مورد بحث های انتقاد آمیز قرار گرفت وبسیاری آنرا غیر عملی دانستند. از آن ببعد دنبال کنندگان طرح تجزیه، نظام فدارالی را برای افغانستان بعنوان یک گزینۀ مناسب طرح کردند.
تاکید حامدکرزی بر نظام ریاستی سبب شد تا امریکا حمایت از نظام متمرکز را در قرارداد استراتژیک با افغانستان بگنجاند اما اکنون بصورت روزافزون مسئلۀ تقسیم افغانستان بعنوان یک گزینۀ موثر برای کنترول این کشور میان امریکا و انگلیس مطرح می شود.
نکتۀ مهمی که در این طرح می توان یافت اینست که حضور نیروهای امریکائی بعد از سال 2014 در پایگاه های افغانستان به منظور حفظ همین مناطق از هم مجزا خواهد بود و این نکته نیز مشخص می شود که چرا امریکا نیروهای افغان را به سلاحهای سنگین بخصوص طیارات جنگی مسلح نمی سازد. نیروی هوائی مستقر در پایگاه های داخل افغانستان، این کار را انجام خواهد داد و حدود مناطقی را که از هم مجزا می شوند، محافظت خواهند کرد.

وحید مژده