-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ شهریور ۱۴, سه‌شنبه

احمدشاه مسعود می گفت: خواب هایی می بینم!




ارتباطی های القاعده در «جبهۀ مقاومت» کی ها بودند که تا امروزغایب مانده اند؟




فهیم دشتی روزی روایت کردکه مسعود باری گفته بود: خواب هایی می بینم که اگراین خواب ها برکس دیگری ظاهرشود، یک روزدرافغانستان توقف نمی کند. پس ازمسعود، جنگ همان جنگ با همان مضمون، ازرهگذربیرحمی هایش، ژرفناتر از دیروز واز نگاه ابهام زده گی ها وگمشدن چشم انداز آینده اش، ادامه دارد. این تونل را هیچ روشنایی درانتها نیست. جماعتی اندک که مکنت وثروت دست یافتند وحتی خود را به فراموشی بردند، حالا ازسایۀ کردارهای خویش هراسان اند؛ مسعود وآرمان گرایی ها که به جایش، حساب وکتاب یک روزبعد خویش را گم کرده اند.
بازرگانان سیاسی همه ساله از یاد بود ترور شادروان احمدشاه مسعود با راه اندازی همایش ها، حضور بی دست آورد وغیر مفید خود را نمایش می دهند. این جماعت دربارۀ زنجیرۀ داخلی ارتباطی با القاعده درجبهۀ مقاومت که به حذف مسعود انجامید؛ یک کلمه هم اززبان بیرون نمی دهند. ازین پس نیز مهرلب نخواهند برداشت. هرکس دیگری که اشاره ای به این رازبکند، او را منزوی می کنند تا ازصحنه برود.
اندک شمار کسانی که از اسراری موهوم درین باره بسیار می ترسند؛ اتفاقاً همان هایی اند که ادعای مالکیت
برجهاد، مقاومت ومسعود دارند. اما هیچ گاه کسی ازآنان سوال نکرد که یک حادثه صرفاً به طورکامل می تواند جنبۀ «خارجی» داشته باشد؟ عامل خارجی انفجار درخواجه بهاء الدین، بی تردید مشارکت چندین کشور به شمول ابزاری به نام القاعده بود؛ مگر عوامل «داخلی» چرا معرفی نمی شوند؟ انجنیرعارف سروری مظنون اصلی ارتباطی القاعده وایران درمصاحبه اش با من درسال 1388 درپاسخ به این سوال که فرد دوم ازجمع دو تروریست عرب که زنده وسلامت مانده بود، چرا، به وسیله کی، به دستورچه کسی، وچه گونه به رگبار بسته شد؛ چنین جواب داد:
والله آن نفردومی عرب را بچه ها کشتند!
بچه ها چه کسانی بودند؟ دستوردهنده کی بود؟ رئیس امنیت همین طوربی ملاحظه وسربه هوا باید ابرازنظر کند؟ درفرهنگ مسعود، کشتن اسیرممنوع بود. درانفجار خواجه بهاء الدین کسی که دریک حادثۀ سرنوشت ساز، اول دستگیرشده وسپس کشته شده است معلوم است که هدف آن بوده که ردپای عوامل «داخلی» پاک شود؛ شاهد زنده ازبین برود. یک حلقه کوچکی که ازجنگ های مسعودخسته شده ودرمخابره ودرجلسات قسماً علنی به اعتراض برمی خاستند، ومی گفتند، مسعود با آینده ای تاریک، با هیچ کس سازش نمی کند زنده گی ما را خراب کرده است. کسانی چنین می گفتند که ازبرکت جنگ وبی نظمی به میلیونرها تبدیل شده وخود را مانند امروز سزاوارغصب دارایی ها منقول وغیرمنقول می دانستند.

شبکۀ اطلاعاتی دی ایکس وابسته به مسعود درسال های «مقاومت» که با رخنه های اطلاعات خارجی درنبرد بود، نام انجنیرعارف سروری فرد ( مسئول امنیتی درجبهه مقاومت) را درصدر افراد مظنون قید کرده است. همین شبکه درگزارش های متفرقه خویش از مخالفت های دوامدار، مزمن وگاه علنی فهیم قسیم با مسعود نیز مواردی را تذکرداده است که تمرکز برآن، نخستین شکاف را آشکار می کند. فرد سومی یونس قانونی است که بنا به حواله همین شبکه، درماه های اخیرکاملا از سوی مسعود منزوی شده بود. مسعود به گواه شاهد زنده ( که فعلا درکابل است وافشای نامش به مصلحت نیست) ازیونس قانونی به دلیل روابط سری ونرم وجبهه آرایی های اطلاعاتی واعتراضی سخت مشوش بود و گاه در باره وی واژه « جاسوس» را هم به کار می برد.
شاهد عینی عضو شبکه دی ایکس رأساً از زبان مسعود نقل می کند که روزی فرمانده مسعود با اشاره به یونس قانونی که از فاصله نه چندان دور ازخانه مسعود درروستای جنگلک درحال عبور بود، گفته بود، اگرمن ازصحنه حذف شوم، این ( قانونی) شما را خیلی ارزان خواهد فروخت. اگربرخی آدم های ساده لوح، متملق، احساساتی وبی خبر درین باره ستیزه گرانه واکنش نشان دهند، ممکن است فرد (شاهد زنده) درفرصتی ضروری، این موضوع را خود افشا کند.
علاوتاً درجریان تحقیقات پیرامون جنگ مخفی مسعود با شبکه های جاسوسی ایران درجبهه مقاومت وهمچنان درمحور هرات وقندهار، جیحون مترجم دو عرب تروریست درخواجه بهاء الدین به من نوشت:
من حرف های بسیاری درین باره دارم!
جیجون چه می خواهد بگوید؟ گفته هایش را به چه زمانی نگهداشته است؟
مسعود پنهان از چشم «یاران» از صبح فردای عقب نشینی ازکابل خواب نبردهای سرنوشت ساز و پرازچالش های داخلی وخارجی را دیده بود، ردیابی مخابرات داخلی وتماس های برون مرزی از خاک افغانستان را با دشواری و مصارف زیادی آغاز کرده بود. کشف تماس ها به با این محاسبه که این منابع قابل بررسی وبعضاً مظنون به رابطه با خارج خصوصاً ایران اند، سازماندهی گردیده بود.
من برای ثقه کردن حضورارتباطی های بالقوۀ شماری عناصر«مقاومت» که بنا به اجبار شرایط وبی نظمی حاصل ازجنگ درنزدیکی های مسعود پرسه می زدند، باری موضوع را به طورحاشیه ای از مارشال فهیم سوال کردم. وی که درآن زمان وزیردفاع ومعاون اول رئیس جمهور بود وهمه چیز را ختم شده انگاشته وخود را صاحب ومالک جبهه مقاومت و (به گفته خودش درعمل) بسی فراترازمسعود قلمداد می کرد وازگفته های خویش هیچ نگرانی هم نداشت، چنین «قصه» می کرد:
بعد از شکست درکابل همراه قوت ها که داخل پنجشیرشدیم ومن دردالان سنگ قرارگاه گرفتم طالبان درمخابره پشت درپشت با من درتماس می شدند که او فهیم خان، مسعود را ایلا کن، تو یک عالم دین هستی، خودت دردارالعلوم طالب بوده ای، مولوی زاده هستی ( اشاره به مرحوم مولوی متین پدرایشان) ترا نمی زیبد ( توجه کنید!) ترا نمی زیبد که دنباله رو مسعود باشی خودت یک عالم هستی... مسعود چه است که خود را خراب می کنی به خاطر مسعود! بیا با طالبان!
شاهد دیگری است زنده وسلامت که فهیم خان وی را نزد طلبید وسرراست برایش گفت:
مسعود کدام .... بود که این قدرفلم وعکس وویدیو از وی گرفته ای...کل کارها را من می کردم!
این زمانی بود که یک کتاب به دستورفهیم به تلاش چاپلوسانه چند حرام خور چاپ شده بود که روی صفحه پشتی اش نام فهیم وسپس واژه های  «استراتیژیست بزرگ» مرقوم گشته بود. کتاب دست کم نیم کیلو وزن داشت وانباشته ازاراجیف غیرواقعی بودوتلاش برآن شده بود تا نشان داده شود که مسعود ازنظرنظامی وسیاسی حضورچندانی درقضایا نداشته وهمه چیز درید طولای «استراتیژیست بزرگ» (فهیم خان) بوده است.
محافظه کاران درین باره نیز یک کلمه جرئت حرف زدن ندارند که مسعود چرا فهیم را از محور جبهه دور کرده و به حاشیه ای در«کلفگان» تبعید کرده بود؟ همه می دانند که محاسبه مسعود چه بود؛ اما حالا که همه رو به پیری می روند وشقیقه های شان سفید شده است؛ هنوز هم دروغ را بر شانه راستگویی سوار می کنند.
برای شکافتن پرده های ریا، تاکید من برین است که احمدولی مسعود، آخرین یادداشت های مسعود درکتابچۀ شخصی اش را باید منتشر کند که دربارۀ بازرگانان سیاسی اطرافیانش به چه نتایجی رسیده بوده است!
قطعاً اطمینان دارم که احمدولی این جرئت را درسرندارد؛ اما من که درین خصوص  تا عقب درهای راز های مهم ترتقرب کرده بودم، رسالت خود می دانم تا برای رها شدن حقایق ازحبس، تاکید کنم ونسلی که ازعقب ما می آید، بفهمد که کی ها درکجای تاریخ ایستاده بودند. تاریخ افغانستان هنوز هم تاریخ پنهان است.
اما شبکۀ خاص اطلاعاتی مسعود که هیچ کس تا آخر موفق به یافتن سرنخ آن نشد، صرفاً فقط برای یکبار این بخشی ازشماره تلفن های ماهواره ای را دراختیار من گذاشت که مسعود فکرمی کرد، استفاده کننده گان این خط تلفن ها درجبهه مقاومت، برخی اوقات، با آی، اس، ای، طالبان، القاعده، شبکه های جاسوسی ایران وآسیای میانه تماس برقرار می کردند. البته من نتوانستم بفهمم که این تلفن ها نزد چه کسانی بود. صاحبان تلفن ها می دانند. دی ایکس به همکاری ارتباطی های خاص، شعبۀ داخل افغانستان، مشهد، تهران وزاهدان شماره های ماهواره ای درسطح داخل را که به نحوی با مراجع خارج ازافغانستان ازجمله ایران مکالماتی داشته اند، از قبل در اختیار مسعود قرار داده و درسال 1380 به شرح ذیل جمع بندی کرده بود:
شمارۀ اول: 008737622360565
شمارۀ دوم:0087376264786 
شمارۀ سوم: 008737626478832
شمارۀ چهارم: 00873761613932
شمارۀ پنجم: 00873761762602058
شمارۀ ششم: 00873761613932
شمارۀ هفتم: 0087362602058
شمارۀ هشتم: 008821622770860
شمارۀ نهم: 00873762360560
شمارۀ دهم: 008821651153963
شمارۀ یازدهم: 008821621130966
شمارۀ دوازدهم: 008730763023656
هرفرد یا منبعی که مایل باشد درین رابطه بررسی شفاف ترصورت گیرد، سیستم بین المللی ماهواره با ایشان همکاری خواهد کرد.