------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۱ شهریور ۱۹, یکشنبه

گفتار خائفانه قسیم فهیم در مراسم یاد احمدشاه مسعود



تجارت سیاسی وپولی فهیم قسیم از نام احمد شاه مسعود
احمدشاه مسعود نیاموخته بود که کابل بانک را چورکنید؛ به اندازۀ مایحتاج ده هزارخانواده بی بضاعت، تخم ومواد مغذی درطویله های اسب های تان بریزید، درفروش ذخایر جبهه مقاومت ازیکدیگرسبقت بجویید وکار را به جایی برسانید که یک درجن منشی وحسابدار وحسابگر نتواند ثروت های غارت شدۀ تان را درقید قلم بیاورد.



فهیم قسیم درخیمه لویه جرگه گفت: آرزوی آمر صاحب شهید این بود که بعد از شکست داکتر نجیب ال... در افغانستان سبب بوجود آوردن یک نظام اسلامی و قابل قبول مردم، مصدر خدمت شود که متاسفانه بعد از سقوط رژیم، دسایس دیگری در این نظام بوجود آمد که آروزهای همه مسلمانان در افغانستان منقلب شد و دشمنان اسلام حکومت اسلامی را برای یک لحظه هم فرصت ندادند تا این دولت به آرزوهای جهادی مردم افغانستان برسد و یک نظام اسلامی را ایجاد کنند و فتنه آمیزی کردند تا جایی که دشمنان افغانستان را یکی پس از دیگری بوجود آوردند تا بلاخره دولت اسلامی افغانستان را وادار ساختند تا از مرکز افغانستان بیرون روند و طالبان را که ساخته و بافته کشورهای استعماری و حمایت مستقیم پاکستان بودند به افغانستان آوردند و تسلط دادند به افغانستان.

تبصره اول: اول این که کردارواعمال یک انسان، او را ازکفر جدا می کند؛ نه لفظ وادعا. امروز هیچ کسی ادعا کرده نمی تواند که از مسعود چند جریب زمین وخانه وموتر به خانواده اش به میراث مانده است. اما اگر یک قوماندان عادی طرفدارفهیم را بنگریم، اگربمیرد، حسابگیری ثروت ومکنتش ازکابل تا دوبی به چند حسابدار ومنشی ضرورت پیدا می کند. مسعود کابل بانک را چور نمی کرد. درفروختن ذخایر جبهه مقاومت با دیگران مسابقه نمی داد. قاچاق مواد مخدر نمی کرد و درحالی که هزاران نفر از بازمانده های مقاومت سرلچ وپای لچ، گرسنه ودر بدر می گردند، برای اسب های خویش کلچه های تخم ودیگر مواد مغذی آماده نمی کرد. به سگ های جنگی خویش روزانه ده ها کیلو گوشت تازه حواله نمی داد. این همه از کجا شده است؟ دیگر این که «دشمنان اسلام وحکومت اسلامی» کی ها اند؟ پاکستان اگرمنظورباشد، نام ونشان اسلامی بودنش واضح وآشکار است وهیچ کسی گفته نمی تواند که پاکستان یک کشور کفری است. پس «دشمنان اسلام وحکومت اسلامی» کی ها اند؟ اگرمنظورازحزب اسلامی باشد، حزب اسلامی ازنامش پیداست که سال ها جهاد کرد وحالا هم درسنگر جهاد نشسته است. اگرمنظور فهیم حزب وحدت اسلامی باشد، هذالقیاس که دروغ است. پس دشمنان اسلام وحکومت اسلامی کی ها اند؟
چرا فهیم نمی گوید که درجنگ قدرت، همه چیز برباد شد. قدرت را هیچ یک ازگروه های مجاهدین مدیریت کرده نتوانستند وهریک دست نگر «دشمنان اسلام وحکومت اسلامی» شدند.
فهیم گفت: احمد شاه مسعود در 18سنبله، توسط بیگانه ها، مزدوران، غلام ها، اجیرها به شهادت رسید. در طول تاریخ همیشه انسان های بزرگ توسط غلامان و مزدورها به شهادت رسیدند و همچنان در افغانستان هیچ کس توسط یک افغانستانی به شهادت نرسیده است. 
تبصره دوم: چرا فهیم یک کلمه دربارۀ حلقه ای مرموز دراطراف مسعود که با القاعده همکاری کرده و ایشان را حذف کردند، نمی گوید؟ کدام حادثه صد درصد خارجی است؟ هیچ شهادتی، هیچ کشتاری، بدون اتکا به عوامل داخلی ممکن نمی شود. چرا فهیم خودش را به کوچه حسن چپ می زند؟ مسعود درزمان شوروی از هفت خوان رستم گذشت و حذف نشد؛ این بار چه گونه ازخیرات سرعوامل داخلی از صحنه برانداخته شد؟ چرا فهیم اصلا این موضوع را قصداً فراموش شده حساب کرده است؟



فهیم افزود: در روزهای پایان عمرش آمر صاحب شهید می گفت : خداوندا من آنچه توان داشتم در راه نابودی طالب و دشمن مردم افغانستان به کار بردم تا افغانستان را نجات دهم و مسوولیت و رسالت انسان برای همیشه باقی نمی ماند و من مقاومت ملی افغانستان را به جایی رساندم که بعد از من هم کسانی هستند تا این راه را ادامه دهند و افغانستان را آزاد سازند.
تبصره سوم: اگرمنظوراز «کسان» شخص فهیم باشد، مطلق یک عوام فریبی است. فهیم برای حفظ دارایی شخصی خویش سال هاست که با عوامل طالب والقاعده درائتلاف قرار دارد. فهیم سال هاست که کاروان مقاومت را درجبهه فرهنگی، علم وتخصص، سیاست گزاری وحفظ انگیزه، متوقف کرده و نهاد ها را به طویله اسب های خویش تبدیل کرده است. کسی باید از «مقاومت ملی» حرف بزند که تا گلو غرق درفساد وغارت ودزدی نباشد. انحصارکردن مسعود به وسیله لفاظی ها ودغل کاری ها هیچ ذهنیتی را نمی تواند فریب بدهد.

فهیم دربخش دیگر گفته است: نقشه ی استخبارات این بود که آمر صاحب را به شهادت می رسانند و بعد در افغانستان جبهات مقاومت سقوط می کند و سرزمین بسیار وسیع و کوهستانی افغانستان را مرکز قرار داده و از آن نقطه دور شده و به تاجیکستان و آسیای میانه می روند و دست کسی به آنها نمی رسد، برای همین برنامه خود را که زدن برج های دوقولوی نیویورک بود عملی کردند و این کار باعث شد تا جهان یکبار دیگر افغانستان را ببینند و مجبور شدند بیایند در افغانستان و تروریزم را از بین ببرند. 
تبصره چهارم: کدام استخبارات؟ چرا نام نمی گیرد؟ تحقیقات اولیه رد پای پانزده استخبارات ازجمله سپاه پاسداران ایران را مشخص کرده است. اگرفهیم ازجمله همان «کسانی» بود که راه مقاومت را دنبال کرده، این «کس» چرا دربارۀ لغو کمیسیون رسیده گی به اسرارمرگ احمدشاه مسعود که تحت ریاست علی احمد جلالی تشکیل شده بود، یک کلمه گپ نمی زند؟ چرا نمی گوید که ما معامله کردیم ودوسیه را بستیم!؟
اکنون چه کسانی علیه طالبان «مقاومت» می کنند؟ اردوی ملی نوپا واردوهای خارجی. اردوی خارجی درحال حاشیه گزینی وخروج است واردوی ملی تنها درمیدان ایستاده. حالا معلوم می شود که فهیم چه گونه حرف های خود را ثابت می کند. پنج سال است که به طمع گدایی صلح ازطالب، بیت المال وداروندار ظرفیت سیاسی واقتصادی مملکت را همراه با کرزی قمار می زند واز صلح خبری نیست. طالب همان طالب است واهدافش هم معلوم است. یک خشت روی خشت مخالفان خود باقی نخواهد گذاشت. حالا که شکم ها کلان شده وباردارایی ها سنگین، حیران مانده اند کجا بگریزد یا چه گونه از مردمی که زمینگیرشده وفراموش شده اند، دیوارگوشتی درست کنند وبگویند که همان «کسان» ما هستیم.



فهیم همچنان گفت:
نظریه آمر صاحب این بود که بعد از آزادسازی افغانستان دولت موقت ایجاد شود و بعد از ایجاد این دولت قانون اساسی را ایجاد کنند و مردم در سایه قانون اساسی بتوانند انتخاب کنند و به آرزوهای خود برسند که بعد از شهادت آمر صاحب ما قدم به قدم راه ایشان را پیمودیم و در این 10سال گذشته کارهای زیادی در افغانستان صورت گرفت با توجه به اینکه در دوره سیاه طالبان همه چیز نابود شده بود و حتی دروازه یک مکتب هم، باز نبود ولی در طی 10سال گذشته تحولات خوبی در افغانستان صورت گرفت چه از لحاظ سیاسی، اقتصادی، و... 
تبصره پنج: احمدشاه مسعود هرگزوهرگز طرفدارایجاد یک نظام انحصاری فاسد ومافیایی نبود. فهیم دربست دروغ می بافد. مردم احمق نیستند تا درک نکنند که به غیرازقانون دروغ وسالوس، دزدی ومعامله گری های شخصی بین فهیم ودیگران هیچ حاکمیت دیگری به وجود نیامده است. اگر فهیم راست می گوید پس چه گونه کابل دو باره درمحاصرۀ طالبان افتاده است ومردم به جای مراجعه به قاضی فاسق دولتی به ملاهای کم سواد طالب مراجعه می کنند؟ قانون اگردرزنده گی مردم آمده است، این همه فریاد مردم ازفقدان قانون، بی نظمی، اختلاس، غارت وبی عدالتی که درتاریخ افغانستان نظیرش دیده نشده، چرا بلند شده است؟


دستاوردهای افغانستان در 10سال گذشته محصول «نبوغ سیاسی و فکر سیاسی مردم» نیست. مردم درحاشیه اند. این همه دست آوردها، صوری، متزلزل وظاهری اند و درواقع محصول نقش مصلحتی خارجی ها و آنانی است که جیب های خود را از همراهی با خارجی ها پرکردند. هیچ یک ازدست آورد ها ضمانت شده نیستند. اگرچنین است، چرا باردیگر مجبور شده اید سرازنو به جنگ طالب بروید؟ فهیم به جای این که از خطا کاری ها وعوام اندیشی های خویش درامورمدیریت، سیاست واداره پوزش بخواهد، درصدد رنگمالی افکار شکست خورده وپوسیده خویش افتاده است.