-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ مهر ۶, پنجشنبه

راز گویی حامد کرزی با دکترسپنتا



چه وقت باشد که ریسمان آتشین ریاست جمهوری را به گردن میرویس جان بیاندازم وبه مردم افغانستان بگویم که از ریاست جمهوری تیرهستم!



آقای عبدالقدیرعلم به نقل از یکی از مأموران کاخ ریاست جمهوری مطالبی جالبی نوشته است که درشبکه اطلاع رسانی نشر شده است. یک مأمور ریاست جمهوری درمورد این سوال که قصرنشینان کابل چه خیالی درارتباط به آینده دارند، خدمت آقای علم چنین پاسخ داده است:
مسائل خیلی پیچیده است، مسئله نا امن سازی برخی ولایات، افزایش تشکیلات اربکی ها، عدم مدیریت و کنترول خیزش های مردمی علیه طالبان و آماج قرار گرفتن ولایات مرزی از طرف استخبارات پاکستان زادۀ اندیشه ادامه اقتدار است که در داخل قصر ریاست جمهوری به خاطر تطبیق مواد 143 تا 147 فصل نهم قانون اساسی زمینه سازی می شود اگر وقت داشته باشی تفصیل حکم مواد متذکره و تبعاتش را خودت مطالعه کن.
دقیق متوجه نشدم پرسیدم در انتخابات آینده کاندیدای قصر کیست؟ باز تکرار کرد تطبیق مواد قانونی اساسی که برایت گفتم در صدر استراتیژی و یا اندیشه قصر قرار دارد، بعد از ختم صحبت قدری کنجکاو شدم و سری به قانون اساسی زدم تا مفاد مواد متذکره را با تبعات آن مرور نمایم که حالا خوانندگان محترم را نیز شریک میسازم.

سوق دادن کشور به سوی حالت اضطرار به خاطر ادامۀ إقتدار: این جمله خلاصه و مفهوم مفاد و مواد 145 تا 147 قانون اساسی و عصاره و یا چکیدۀ اندیشه قصر ریاست جمهوری در مورد انتخابات 2014 است.

در ادامه اندیشه قصر و روایت ها: ( درد دل فاروق وردک). در ماه مارچ سال جاری آقای فاروق وردک در رأس یک هیات با تعداد از رؤسای معارف به کشور ترکیه و ناروی سفر کرده بودند.  در آنجا چون خلوت و تنهایی بوده، جنرال دوستم از جناب وردک پرسیده طوری که شنیده ایم در انتخابات بعدی کاندیدای اصلی شما هستید؟
فاروق وردک با یک زهرخند چنین پاسخ میدهد: روزی از رئیس صاحب جمهور پرسیدم کاندیدای مورد نظر شما کیست؟ در جواب گفت مشخص نیست شاید هم شما و یا کسی دیگر...
و رئیس جمهور به جای أصل مطلب از سپنتا سخن گفت که این سپنتا بسیار آدم نا أهل و دارای خبث باطنی است، پرسیدم چطور؟ در پاسخ گفت روزی باوی مانند شما تنها بودم برایش گفتم من بر خلاف رأی پارلمان شما را پنج سال سر پرست وزارت خارجه ساختم تا جگر حریف هایت خون شود آیا آرزوی دیگری هم داری که بر آورده نشده باشد؟ سپنتا در جواب گفت:
 تشکر مگر آرزوی اصلی ام این است تا دستان رهبران جهادی را از پشت ببندی و من با لگد به شکم شان بزنم و آن ها جز زاری و تضرع دیگر هیچ توان نداشته باشند، گفتم تو بسیار نا أهلی این کار مشکل و نا ممکن است.
 فاروق وردک میگوید من به خاطری که از طیف جهادی ها بودم از شنیدن این قصه نا خواسته خندیدم ولی تصمیم گرفتم از سپنتا به سختی پرسان کنم تا این که سپنتا را تنها یافتم و داستان او و رئیس جمهور را تکرار کردم و گفتم فکرت را بگیر که اشتباه میکنی، سپنتا مسئله را جدی نگرفت و خنده کرد و گفت شوخی می کردیم مگر این مسئله یک راز بود چرا رئیس جمهور با تو در میان گذاشت ما هر کدام یک آرزوی نا تمام را به شوخی می گفتیم شاید هم جدی بوده باشد و حالا که راز از پرده بیرون شده بیا بشنو که رئیس جمهور چه گفته!

سپنتا می گوید: من در مقابل از رئیس جمهور پرسیدم آرزوی نا تمام شما چیست؟ در پاسخ گفت هیچ ... ولی بازهم چیز اندکی هست که آرزوهایم را تکمیل میکند، اصرار کردم تا بگوید و آخر گفت: شما میدانید من شخصی قانع، متحمل و با حوصله هستم که از بد و رد گفتن مردم و انتقاد شدید سیاسیون نا راض نمی شوم ولی باز هم از بی صبری و فشار مردم به خاطر ترک ریاست جمهوری خیلی متأثر و دلتنگم. آرزوی أصلی من افزایش نعمت تحمل و برد باری برای ملت است.
من از خداوند (ج) میخواهم تا برای ملت افغانستان آنقدر صبر و تحمل عنایت فرماید تا میرویس جان بزرگ شود و من این ریسمان آتشین ریاست جمهوری و قدرت را بگردنش بیاندازم و به مردم إعلان کنم که من از قدرت و ریاست جمهوری شما تیر هستم شما میدانید و میرویس جان..! اگر سپنتا در سطور أخیر مبالغه نکرده باشد قصر برای انتقال قدرت تا سال های سال هیچ اندیشه ندارد.