-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ مهر ۲, یکشنبه

اعتراض علیه نام استاد ربانی


 ما گام به گام به سوی یک درگیری جلو می رویم که هیچ کس درآن برنده نیست؛ اما همه درآن بازنده اند.


اعتصاب ده ها تن از دانشجویان دانشگاه تعلیم و تربیه کابل، در اعتراض به تغییر نام این دانشگاه به "دانشگاه پروفیسور برهان الدین ربانی" چه تعبیری می تواند داشته باشد؟
مرزبندی های قومی وستیزه گری های تباری از کمالات جنگ است که بریک ملت تحمیل می شود. تنها این آسیب پذیری شامل حال طیف های اجتماعی نیست، درهم ریختگی وآشوب های بی شماری است که کلیت تفاهم وهمگرایی اجتماعی را درکشور ما به جزایر ریز ریز شعله ورمبدل کرده است. جنگ مطابق سرشت خود، اذهان همه را با چندین نوع اسلحه و اسباب های دفاعی وتعرضی مجهز کرده است. بحث درین باره درصلاحیت همه است اما حل این معضل درصلاحیت هیچ کس نیست. شاید حل این بحران دردناک دراختیار زمان است که به مرور، همه را آرد کند.
آگاهان ما  نباید چشم انتظار حل یک شبۀ این عوارض پیچیده باشد. مگرنسل جوان رسالت دارد که خودش را برای ایجاد یک آینده ای به دور از میراث های جنگ بپیراید و حداقل سعی کند خودش را از گزند احساسات عذاب آور معاند بینی دیگران رهایی دهد. البته که این کار مشکلی است و دریک محیط اگر شخصی بخواهد ازجانب خود روش های مدارا وبی ضرری را درپیش گیرد، دیگران با رفتارهای تحریک آمیز خویش، وضعیت ناخواسته را بروی تحمیل می کنند.
دانشجویان تعلیم وتربیه  تغییر نام دانشگاه تعلیم و تربیه را یک حرکت سیاسی دانسته و گفته اند که این اقدام دولت سبب ایجاد تضاد های قومی و سمتی میان دانشجویان خواهد شد.  اگر دقت شود، خود حرکت دانشجویان درذات خود یک «حرکت سیاسی» منفی ومشکوک است. این که منشاء انگیزه پردازی وتحرک کدام جریان سیاسی بوده، اهمیت ندارد، مهم این است که حرکات های این چنینی به عنوان بیماری نگرشی به دیگراقشارجامعه غیرسیاسی، تجاری ازشهر تا ولایات سرایت می کند. تعمیم این روحیه تا آن جا به ناراحتی عمومی دامن می زند که بیش ازهمه پیشگامان این گونه حرکات را به دردسر واسترس می اندازد.
با نامگذاری یک جاده یا مکان عمومی به یادبود ازشخصیت های سیاسی ونظامی که درافغانستان رزمیده وبا یکدیگرخویش نیز جنگیده اند، چیزی را درعرصه اجتماعی، سیاسی واقتصادی کم وزیاد نمی کند. دولت شاید از نام گذاری برخی جاده ها واماکن عمومی به نام رهبران ونظامیان معروف، قصد دارد روحیه پاره پاره همزیستی را ترمیم کند. جامعه ای که صرفاً ازنام گذاری یک مکان عمومی ازجا تکان می خورد وبه اعتراض برمی خیزد، نشان می دهد که ازنظر روانی ودیدگاه نسبت به واقعیت تا چه اندازه ای زخمی وکور شده است. مبرهن است که سازمان های مختلف، تشکیلات تباری متفاوت نیز به عمل بالمثل دست خواهند زد. فایده ای که ازین مضحکه بازی ها حاصل می شود، همه درسبد دشمنان افغانستان می ریزد.
این نوع ناسازگاری ها می رساند که عذاب عمومی برخاسته ازتنش های خواسته وناخواسته تباری، به یک بلیۀ جدی وخطرناک درحال تبدیل شدن است. ما گام به گام به سوی یک درگیری جلو می رویم که هیچ کس درآن برنده نیست؛ اما همه درآن بازنده اند.