-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ آبان ۱, دوشنبه

گروه افغان ملت عقب طالبان پاکستان قرار دارد؟

پیرمحمد ملازهی، تحلیل گر مسائل شبه قاره

دیپلماسی ایرانی: خبرگزاری آسوشیتدپرس، طی روزهای گذشته از بازگشت نیروهای القاعده به کوهستان های شرق افغانستان خبر داده است. خروج نیروهای امریکایی از افغانستان تا سال 2014، ابعاد پیچیده ای به این مسئله خواهد داد. دیپلماسی ایرانی این مسئله را در گفت و گو با پیرمحمد ملازهی، کارشناس مسائل شبه قاره بررسی کرده است:
برخی تحلیل گران معتقدند دولت افغانستان و ناتو، تمایلی برای مبارزه با طالبان پاکستان که در افغانستان حضور دارند، ندارند. این مسئله تا چه اندازه نزدیک به واقعیت است؟
به لحاظ تاریخی باید مسئله اختلافات افغانستان و پاکستان را در نظر بگیریم. در هر مقطعی این دو دولت سعی کرده اند از نیروهای مخالف یکدیگر برای دستیابی به اهداف خود استفاده ابزاری کنند. اگر به تاریخ این منطقه نگاه کنیم، مشاهده می کنیم که بعد از کودتای سردار داود خان در افغانستان و طرح مسئله پشتونستان از طریق وی، نیروهای اسلامی در آن زمان در افغانستان که تحت فشار دولت داود قرار گرفتند، به پیشاور فرار کردند. ذوالفقارعلی بوتو، نخست وزیر وقت پاکستان از این افراد استقبال کرد و امکانات مالی و نظامی و تشکیلاتی در اختیار آن ها قرار داد تا آن ها در داخل افغانستان دست به جنگ مسلحانه علیه دولت داود دست بزنند. این اتفاق در منطقه پنجشیر صورت گرفت و نیروهای مورد حمایت دولت پاکستان علیه دولت سردار داود خان وارد جنگ مسلحانه شدند. البته این گروه ها در آن مقطع شکست خوردند.
در مقاطع بعدی و بعد از کودتای مارکسیستی و بازگشت نیروهای جهادی به پیشاور و سازماندهی آن ها از طرف پاکستان نشان داد که پاکستانی ها به شکل ابزاری از نیروهای مخالف دولت ها در افغانستان استفاده می کنند. در حال حاضر هم همین وضعیت حاکم است. یعنی پاکستان، طالبان و حزب اسلامی حکمتیار و شبکه حقانی را مورد حمایت قرار داده تا علیه دولت مرکزی افغانستان، نیروهای ناتو و امریکا عملیات کنند. از طرف دیگر این تلقی وجود دارد که نیروهای مخالف دولت پاکستان مورد حمایت افغان ها قرار دارند. حقیقت این است که یک گروه در افغانستان، تحت عنوان افغان ملة وجود دارد که این گروه در حال حاضر در دستگاه های امنیتی نفوذ دارد. آن ها حقیقتا به دنبال آن هستند که از طالبان محلی یا تحریک طالبان که در داخل پاکستان علیه دولت پاکستان وارد جنگ شده اند، حمایت کنند و با پاکستان که از طالبان افغانستان حمایت می کند مقابله به مثل کنند.
بنابراین اگر به لحاظ تاریخی نگاه کنیم، زمینه های لازم برای این که دو کشور از گروه های مخالف یکدیگر حمایت کنند وجود دارد. تجربه هم نشان داده است که این اتفاق افتاده و طرفین این استفاده را برده اند. البته پاکستان موضع مسلط تری دارد و می تواند بهره بیشتری از این ماجرا ببرد. در حالی که افغان ها در موضع ضعف هستند و طبیعتا در موضع ضعف نمی توانند از این عامل استفاده کنند. اما در هر حال چون زمینه هایی وجود دارد و در افغانستان انگیزه هایی برای این کار وجود دارد، افغان ها چندان مایل نیستند که طالبان محلی یا تحریک طالبان پاکستان از طرف ناتو و امریکا مورد حمله قرار بگیرند. بلکه می خواهند از آن ها استفاده کنند تا مواضع دولت پاکستان در رابطه با طالبان و القاعده و دیگر گروه ها تغییر دهند.
آیا طالبان افغانستان و پاکستان با هم در ارتباط نیستند؟ اگر دولت کرزی از طالبان پاکستان حمایت می کند از این نگران نیست که بعدا طالبان پاکستان به طالبان افغانستان کمک کنند و ناامنی ها در داخل افغانستان بیشتر شود؟
این سازمان ها همگی به نوعی با یکدیگر در ارتباط هستند. همه این گروه ها با سازمان القاعده مرتبط هستند و مرکز این گروه ها منطقه وزیرستان شمالی است که ارتش پاکستان از روزهای گذشته وارد این منطقه شده و منطقه میراشاه را محاصره کرده است. هیچ تردیدی نیست که همه این گروه ها با یکدیگر مرتبط هستند. همه این ها هم می دانند که دولت ها از آن ها استفاده ابزاری می کنند. اما آن ها هم اهداف و منافع خود را دارند. درست است که آن ها می فهمند که دولت ها از آن ها استفاده ابزاری می کنند اما در همان حال از مواضع مستقل خود دست بر نمی دارند و تا جایی که بتوانند تلاش می کنند که اهداف خود را پیگیری کنند. بنابراین این مسئله که طالبان افغانستان با طالبان تحریک پاکستان در ارتباط هستند، بدیهی است. اما این هر دو، آگاهانه می خواهند از شرایط به سود خود استفاده می کنند.
بنابراین این نگرانی وجود دارد که تحریک طالبان پاکستان علیه خود دولت افغانستان جهت گیری کنند. اما این نگرانی تازگی ندارد و مسئله سابقه دار تر از این حرف ها است. همه می دانند که سازمان القاعده، طالبان افغانستان، طالبان پاکستان، گروه های کشمیری، حزب التحریر ازبکستان، نهضت اسلامی ایالت سین کیانگ چین، جماعت های اسلامی در مالزی و اندونزی، گروه های وابسته به سازمان القاعده که در حال حاضر در کشورهای عربی فعال هستند، به دنبال یک هدف هستند و از همکاری یکدیگر استفاده می کنند. در شرایط کنونی طالبان پاکستان نمی خواهند علیه افغانستان وارد جنگ شوند، بلکه می خواهند از امکانات افغانستان استفاده کنند تا اهداف خود را در پاکستان پیگیری کنند. هم چنان که طالبان افغانستان به طور آگاهانه و حساب شده ای با دولت و ارتش پاکستان در ارتباط هستند و علیه افغانستان می جنگند. این نوعی تقسیم کار است که بین طالبان افغانستان و طالبان پاکستان وجود دارد. اما این مانع از آن نیست که این ها با یکدیگر همکاری نداشته باشند یا اهداف متفاوتی را دنبال کنند.
امریکا و ناتو اعلام کرده اند که حتی قبل از پایان سال 2014 از افغانستان خارج خواهند شد. به موازات این مسئله شاهد گسترش ناامنی ها در افغانستان و از طرف دیگر تلاش القاعده برای بازگشت به مناطق کوهستانی شرق افغانستان هستیم. به نظر شما این دو روند با یکدیگر در ارتباط هستند؟
من طور دیگری به مسئله نگاه می کنم. این که سازمان القاعده نیروهای خود را از پاکستان به افغانستان منتقل کند، با واقعیت ها منطبق نیست. آن چه اتفاق افتاده است این است که پاکستانی ها به شدت تحت فشار امریکا هستند که ارتش پاکستان منطقه وزیرستان را از دست القاعده و نیروهای طالبان و شکبکه حقانی خارج کند و این گروه ها را از این منطقه خارج کند. وقتی این نیروها از این منطقه خارج شوند، به شکل طبیعی جایی که این ها می توانند بروند مناطق کوهستانی است که در مرزهای پاکستان و افغانستان قرار دارد و از یک طرف به منطقه کشمیر می رسد و از طرف دیگر به سین کیانگ و تبت می رسد. بنابراین این برداشت که این ها وقتی از پاکستان اخراج شوند به بخش هایی از افغانستان بروند منتفی نیست. اما این تنها افغانستان نیست که می تواند این امکان را در اختیار آن ها بگذارد. چین و هند و پاکستان هم همین وضعیت را دارند. این منطقه برای حضور این نوع گروه ها مستعد است.
نکته دیگری که به نظر می رسد بحث حساسی است این است که خود امریکایی ها و ناتو هم با تحت فشار گذاشتن پاکستان هدفی را دنبال می کنند. این گروه ها اگر از وزیرستان خارج شوند، علی القاعده اعضای عرب این گروه ها باید به کشورهای عربی و سوریه بروند و بجنگند که این به ضرر امریکا نیست. اعضای ازبک و ایغور و چچن هم باید به آسیای مرکزی بروند و آن جا علیه روسیه و چین بجنگند که این هم به نفع امریکا است. شاید واقعا یک توافق پنهانی برای این کار وجود دارد. البته لازم نیست که سازمان القاعده بداند که چنین معامله ای در جریان است. چون اگر بداند ممکن است مقاومت کند. اما به هر حال ممکن است در مذاکراتی که بین ژنرال ظهیر الاسلام و ژنرال پترائوس در امریکا انجام شد و بعد از آن موضع پاکستانی ها بسیار تغییر کرد، توافقاتی شکل گرفته باشد.