-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ آبان ۴, پنجشنبه

امریکا و معضل دیورند

بعد از حل مسأله دیورند، بحث تقسیم افغانستان به هشت زون مطرح است. پاکستان با حل مسأله دیورند از سیطرۀ پشتون ها درکابل، مانند گذشته حمایت نخواهد کرد.


اظهارات مارک گروسمن نمایندۀ خاص امریکا برای افغانستان و پاکستان در مورد خط دیورند، عکس العمل های زیادی را  درافغانستان بمیان آورد. گروسمن روز یکشنبه 21 اکتوبر در مصاحبه با تلویزیون خصوصی (1) در کابل بصراحت اظهار داشت که امریکا خط دیورند را بعنوان سرحد میان افغانستان و پاکستان به رسمیت می شناسد.
گروسمن گفت که این یک سرحد بین المللی است و من فکر می کنم که زمان آن فرارسیده تا دیدگاه های همه جوانب را در این زمینه درنظر بگیریم. اظهارات مشابهی هم از جانب سفیر امریکا در کابل هم شنیده شده است.
در کشوری که می خواهد رهبری جهان را در اختیار داشته باشد شخصیت های نخبه ای وجود دارند که در مضمون جغرافیه حتی به اندازۀ یک متعلم صنف ششم مکتبی مثلا در بامیان افغانستان اطلاع ندارند. یک مثال آن همین آقای میت رامنی کاندید حزب جمهوریخواه در انتخابات ریاست جمهوری امریکاست که در مناظرۀ تلویزیونی جلو چشم صدها ملیون بیننده چنین اظهار فضل فرمودند که ایران از طریق سوریه به بحر راه دارد!
به نظر نمی رسد که مارک گروسمن مانند رامنی از مسایل تاریخی و جغرافیای این منطقه بی اطلاع باشد. او بعنوان نمایندۀ خاص امریکا برای افغانستان و پاکستان بدون تردید در مورد سابقۀ دیورند مطلع است و این سخن وی را نباید ناشی از اشتباه دانست. قبل از وی سفیر انگلستان در افغانستان هم گفته بود که مشکل مرزی میان افغانستان و پاکستان را می توان به آسانی حل کرد. پس مشخص است در این رابطه مسایلی در عقب پرده جریان دارد.
تا آنجا که قضیه به پاکستان رابطه می گیرد، این کشور در گذشته اصلا مسئلۀ دیورند را یک قضیۀ مختومه می دانست که میان عبدالرحمان خان و انگلیس ها امضا شده و دیگر حرفی برای گفتن در این مورد باقی نمانده است اما اینکه در این اواخر و همزمان با اعلام خروج نیروهای خارجی از افغانستان، بار دیگر این مسئله مطرح می شود و پاکستان هم خاموشانه از آن استقبال می کند، خبر از برنامه های پشت پرده ای میدهد که خارجی ها در تبانی با پاکستان در مورد افغانستان دارند.
در گذشته پاکستان تجزیۀ افغانستان را خطری بزرگ برای خود می دانست و در ظاهر از حقوق پشتون های افغانستان دفاع می کرد. دفاع از حقوق پشتون ها با این استدلال صورت می گرفت که در صورتی که پشتون ها از دولت افغانستان ناراض گردند، شاید تمایل به تجزیه طلبی در آنها قوت گیرد و این کار موجب تجزیۀ بخشی از پاکستان نیز گردد اما به نظر می رسد که اکنون دولتمردان پاکستانی از این سیاست دست برداشته اند. آنها هرچند هنوز هم از تجزیۀ افغانستان حمایت نمی کنند اما بمیان آمدن چند زون قدرت در افغانستان بشکل حکومت های خودمختار به ضرر پاکستان نیست. بخصوص که پاکستان اکنون بخوبی دریافته است در افغانستان هیچ پشتوانه ای برای نفوذ ندارد.
برنامۀ امریکا و انگلیس برای تقسیم افغانستان به هشت زون، پاکستان را وادار ساخته است تا از همین اکنون به فکر حل این مشکل بیافتد ومشکل سرحد و مهمتر از آن موضوع تقسیم آب رودخانه هائی را که از افغانستان به پاکستان می ریزد، با حکومت آقای کرزی به نفع خود حل نماید. کرزی نشان داده که زیر فشار امریکائی ها حاضر است تا برای هرکاری صحنه بیاراید و با تدویر لویه جرگه، عده ای از عناصر گماشته شده را گردهم آورد و این مسئله را بعنوان موضوعی که از جانب مردم تائید شده است، اعلام نماید.
در شورای مشورتی برای امضای قرارداد استراتژیک با امریکا، نماینده گان در دهها مورد، خطوط قرمز را برای کرزی مشخص ساختند اما زمان امضای قرارداد، هیچ کدام رعایت نشد و ولسی جرگه هم این قرارداد را با چشم بسته تائید نمود. بعد از امضای قرارداد، وقتی مرزهای شرقی افغانستان مورد حملۀ پاکستان قرار گرفت، اعضای پارلمان که خود مقصر بودند، از وزرای دفاع و داخله سلب صلاحیت کردند! اکنون پاکستان امیدوار است تا بار دیگر امریکا بر کرزی فشار وارد سازد تا با تدویر چنان جرگه ای، مسئلۀ دیورند را هم به همان شکل حل نماید. حق آبه ای برای پاکستان تعیین گردد و بعد از اگر حکومت های ایالتی هم بمیان آیند، به همین قرارداد پابند باقی بمانند.
شکی نیست که مسئلۀ سرحد با پاکستان یکی از مسایل مهم میان افغانها هم می باشد. در گذشته رژیم های حاکم بر افغانستان ادعای ارضی نسبت به مناطق ماورای دیورند نداشته اند و در بعضی از مواقع فقط از «حق خود ارادیت برای برادران پشتون و بلوچ» سخن گفته اند. با توجه به تحولات اخیر در جهان، این موقف مبهم دیگر قابل توجیه نیست و باید این مشکل راه حلی بیابد اما در شرایطی که نیروهای خارجی در کشور حضور دارد و دولت افغانستان تحت تاثیر همین نیروهاست، هیچ قراردادی در این خصوص نمی تواند مشروعیت لازم را داشته باشد. این کار زمانی ممکن است که صلح و ثبات به کشور بازگردد و مردم افغانستان آزادانه و بدور از فشار اجنبی در این مورد تصمیم بگیرند.

وحید مژده