------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۱ مهر ۱۸, سه‌شنبه

تشدید بحران/ انشعاب قدرتمند در درون «تنظیم ها»


اگرقشرکوچک قدرتمداران صاحب ارگ، دست ازپا خطا کنند، قبل ازآن که چیزی را به دست بیاورند همه چیز را به سودطالبان خواهند باخت.


به اساس اظهارات رفیع فردوس سخنگوی ریاست «ادارۀ امور» ، در جلسه شورای وزیران حکومت افغانستان درمورد گزارش اخیر گروه بین المللی بحران گفته شده  که «رسانه هاى غربى، بدون شک که از استقلال و آزادى مسلکى برخوردار نبوده، درخدمت شبکه هاى استخباراتى به عنوان وسايل تضعيف و جنگ روانى عليه ملت ها استفاده مى شوند.»
جالب است که ظاهراً حکومت افغانستان (متشکل ازشاخه های کوچک تنظیم ها) به شیوۀ خودشان، به عالی ترین نقطۀ ازآگاهی مدنی رسیده است که موضوع بسیارحیاتی درمورد عدم استقلالیت رسانه های غربی را کشف کرده است! فراموش کرده اند که همین رسانه ها موازی با ارتش های خارجی و به کاراندازی صدها میلیارد دالرروی خرابه های جنگ های «تنظیمی» همین حکومت را تهداب گذاری کردند. «شبکه های استخباراتی» درین یازده سال درافغانستان جاخوش کرده وحکومت افغانستان را روی پا نگهداشتند، حالا کاراز کجا می لنگد که دعوت گران نیروهای خارجی، برضد امریکا وناتو نازونخره راه انداخته اند؟
آقای فردوس حرف دیگری هم گفت که معلوم می شود همه چیزبین حکومت «تنظیمی» وامریکا به هم خورده است. وی گفت: "طوري که مى دانيم امريکا از حکومت افغانستان مى خواهد تا قرارداد امنيتى درازمدت را با اعمال فشار از طريق چنين تبليغات امضا نمايد و آن را بيشتر به نفع خود بچرخاند؛ درحالي که افغانستان با امضاى چنين سندى دراصول موافق است و براى آن شرايط خود را دارد و به هيچ قيمت، نمى خواهد از خطوط منافع ملى و تماميت ارضى خود انعطاف نمايد."
شرایط افغانستان چه است؟ شرایط تیم حاکم، تضمین ادامۀ قدرت حاکمیت «تقسیماتی» بین معامله گران به ظاهرتکنوکرات (دراصل پولساز) ودسته های نظامی بازمانده از تنظیم هاست که به وسیلۀ امریکا روی صحنه آورده شدند. اتهام بندی وتنش لفظی ازسوی کابل عنوانی امریکا تشدید شده است. تیم حاکم با سرعت به هدف می زند؛ امریکا برای «دوستان» ده سال قبل خود، خوره اعصاب تولید می کند وخون شان را به جوش آورده است.
سخنگوى رياست عمومى ادارۀ امور گفت:
"نظر دولت افغانستان اين است که امريکا براى امضاى اين پيمان، بيشتر متکى بر واقعيت هاى عينى و ملزم به مواردى باشد که منافع ملى افغانستان ايجاب ميکند؛ ما بايد بخاطر امضاى اين سند، از طريق مذاکرات پيش برويم، نه براساس فشارهايى که ما را بدنام بسازد، که گويا دولت در سال ٢٠١٤ سقوط ميکند."
دولت افغانستان اطلاع مشخص دربارۀ اهداف رسانه های غربی به مردم نمی دهد. کلی گویی می کند ومردم حیران اند که زخم اصلی چه وقت دهان چاک خواهد کرد. ظرف هفته های آینده نیز باید منتظر قمه کشی های رسانه ای میان دوطرف باشیم. همه این مسایل نشان می دهند که دوران معامله گری ها وپرده کشی دپلوماتیک میان دوطرف سپری شده است.

رفیع فردوس افزود: افغانها با درک واقعيت هاى جامعه، نبايد فريب چنين تبليغات را بخورند و بايد بدانند که ٢٠١٤ سالى است که افغانستان، مسووليت سراسرى امنيت و دولتدارى را برعهده ميگيرد و به سوى برگزارى انتخابات رياست جمهورى ميرود.
درست همین «واقعیت های جامعه» ممکن است قبل از 2014 پایه های فساد سالاری را لرزان کند. انحصارقدرت، فساد واگیروسرسام آور، تقسیم گروهی وخانواده گی تمام امور دولت وحکومت، رقابت درغارت دارایی های دولتی وبانک ها، بیکاری، جنگ وترورو فرارسرمایه، بخشی از«واقعیت های جامعه» ما اند. آقای فردوس ازکدام واقعیت دم می زند؟ واقعیت دیگری که به طورزیرزمینی درحال شکل گرفتن است، آماده گی شاخه های کوچک نظامی «تنظیم ها» ( عمدتاً کسانی که شامل دولت اند) برای دفاع ازادامۀ قدرت سیاسی وگروگان گیری نتایج انتخابات آینده است. چیزی که مردم وجامعه بین المللی به طورقطع با آن سازش نخواهند کرد. بنا برین آیا این تقابل به معنی پیش خرید یک جنگ بین تنظیم ها و قوت های امریکایی نخواهد بود؟
گزارش های تاهنوز منتشرنشده وغیررسمی می رسانند که احزاب وگروه های مسلط براریکۀ قدرت سیاسی یازده سال اخیر فعالانه سرگرم ساماندهی دفاع رزمی هستندو توافقات جدید بین سالاران سیاسی ونظامی به هدف بازگشایی سنگرهای جنگ وگروه بندی قطعات مسلح همانند تشکیلات گذشته درین باره حاصل شده است. اطلاعات دیگری هم دردسترس است که موثریت این تحرکات را زیرسوال می برد. این اطلاعات حاکی اند که بخش عمده ای ازرزمنده گان گروه های مختلف «مجاهدین» با ازسرگیری جنگ رقابتی ونیابتی به شیوۀ گذشته به شدت مخالف اند.
درارتباط به قیام مجدد همه اعضای گروه های «جهادی» دردفاع ازحاکمیت کنونی درکابل مخالفت های عمیقی بین سیاسیون رده های میانی، فرماندهان وداع کرده با جنگ ومخالفان درونی رهبران «تنظیم ها» وجود دارد. بعید است رهبران نظامی کنونی جمع شده درقدرت بتوانند مردم را به نفع شخصی شان به جنگ خود ساخته وارد کنند. طالب فاعل مختارنیست که طرح قدرت را یک جانبه به نفع خود عملی کند. طالب، ازخود صاحب دارد.  بخش اعظم اعضای گروه های «مجاهدین» خارج از دایرۀ قدرت، خواهان بازگشت به جنگ های داخلی به نفع رهبران ارگ نیستند. جامعۀ جهانی با درک همین واقعیت، نسبت به تهدیدهای تیم حاکم اعتنای چندانی از خود نشان نمی دهند.
مجموعه ای اطلاعات از کانال های مستقل نشان می دهند که درهر«تنظیم» ودرچوکات هرگروه محافظه کار مدعی انحصار قدرت، هسته ها وحلقات معترض ومخالف جنگ تولد شده و به طورقابل ملاحظه ای رشد کرده اند. سازمان های «تنظیمی» به جریان هایی با دیدگاه های متفاوت نسبت به قدرت سیاسی آینده مبدل شده اند. ویژه گی جریان های نوتشکیل آن است که چنگ اندازی به ریسمان جنگ های کوچه به کوچه وولایت به ولایت را سقوط دوبارۀ افغانستان تعبیر می کنند.
جامعه بین المللی منتظر استواری موقعیت جناح های منشعب از بدنۀ «تنظیم ها» هستند. رهبری سیاسی این جناح ها درشرایط دشواری کارمی کنند وهرلحظه زیرضربه محافظه کاران قراردارند. جناح نظامی وسیاسی حاکم درارگ، نمی تواند همزمان با طالب ونیروهای امریکایی برای تحفظ قدرت خویش بجنگد. شعور عمومی دراردوگاه «تنظیم ها» و«طالبان» دریک دهۀ اخیر شاهدواقعیت هایی بوده است که هرگزمایل به ازسرگیری تباهی های گذشته نمی تواند باشد.
جامعه بین المللی عمیقاً اوضاع را نظارت می کند و با جناح هایی که دیدگاه های مثبت سیاسی وبرخورد عقلانی نسبت به تجارب جنگ وآیندۀ کشور دارند، به طورمشترک کارمی کنند.
جناح حاکم که بهانه های جنگ طلبانه ای را پیش می کشد، با استخبارات منطقه ای وکشورهایی که مخالف حضور جامعه جهانی درافغانستان هستند، پیمان اعلام ناشدۀ استراتیژیک بسته اند. این حقیقتی است که دیریا زود ازپرده برون می افتد.
اوضاع درمسیری جلو می رود که جنگ طلبان «تنظیم ها» ابتکار سیاسی وبرخورد با قضایا را دربرابرحریفان درونی خویش که خود جریان های جوان مجاهدین اند، از دست خواهند داد. اگرحرکت درون تشکیلاتی «مجاهدین» چهارچوب جدیدی را به زودی وارد میدان نکند، جماعت محافظه کاران مسلط برارگ با به کارگیری امکاناتی عظیم که دردسترس دارند، سعی می کنند جلوتر ازهمه صحنه گردان حوادث شوند وآتش افروزی را این بار علیه امریکا وناتو شعار بدهند.
پیش بینی های تحلیل شده حاکی اند که اگرقشرکوچک قدرتمداران صاحب ارگ، فتیله را زودترآتش بزنند، قبل ازآن که چیزی را به دست بیاورند همه چیز را به سودطالبان خواهند باخت. درصورتی که «تنظیم سالاران نظامی» برخلاف ارادۀ سیاسیون وجریان های اصلی «مجاهدین» که مخالف این حرکات هستند، پیشدستی کنند، نیروهای ناتو وامریکایی ازدولت دفاع نخواهند کرد. درآن صورت، طالبان جرئت وقوت می گیرند وجنگ های کوچه به کوچه به واقعیت مبدل می شود. جریان های جدید شکل گرفته درجماعت مجاهدین، که با تیم حاکم درمخالفت قراردارند، وهنوزپایه های خود را ازنظر سیاسی ونظامی محکم نکرده اند، درصورت تشدید جنگ بین طالبان وتیم حاکم برسر دستیابی به قدرت، تحت فشار بیشتر وحتی خطر انحلال قطعی قرارمی گیرند.
خطرغیرقابل جبران این است که قیام تیم حاکم علیه جامعه جهانی، خطرفروپاشی اردوی ملی وپلیس را هم افزایش می دهد. ازهمین رو، جامعه بین المللی ازهسته های معترض که ازدرون تمام «تنظیم ها» جوشیده است، وبا میراثی کردن قدرت مخالفت دارند، حمایت می کند. این آگاهی درمیان قطعات اردوی ملی ونهاد های امنیتی قوت گرفته است که نباید برای بقای یک گروه کوچک، پشتوانۀ ملی مردم افغانستان را با خطر فروپاشی رو به رو کنند. اردوی ملی ماهیت مستقل ومردمی خود را از دست نخواهد داد. درین راه سرمایه گذاری های سنگینی صورت گرفته است.
ازهمین حالا چشم انداز دشنه کشی های تبلیغاتی تیم حاکم را که هدف آن راه اندازی یک ماجراجویی ازقبل باخته شده به شمارمی رود، می توان مشاهده کرد. نخستین مرحله، گروگانگیری «انتخابات» وانحصار«کمیسیون انتخابات» است که درحال حاضر«مستقل بودن» خود را از دست داده است. اگرچه هسته های انتقادی درحال افزایش دراردوگاه «مجاهدین» نسبت به اهداف تیم حاکم به زودی وارد عمل خواهند شد؛ اما جامعه بین المللی به نوبۀ خود اجازۀ خرابکاری وسرقت نتایج انتخابات را به انحصارطلبان نخواهد داد.