------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۱ آبان ۷, یکشنبه

جلالی: ترجمان پس اندازهای پس چهره ها


حاضرجوابی ونکته گویی جلالی فراتراز تأملات ذهنی اهل بطالت وبازاراست.


آصف جلالی برمسند طنز وکمدی سالیان اخیر به یک چهرۀ جذاب وپخته کار مبدل شده است. دربازار«رابطه» های عمدتاً بدون «ضابطه» درمیدان رسانه های دیداری، جلالی مسافردشوارپیمایی بود که از سنگلاخ های گزنده ای عبور کرده است. وی تا رسیدن به «شبخند» مرارت ها کشید واز هفت خوان رستم درگذشت. او درد ها ودل لرزه های ما را به لسان طنزو گویش های خنده آور ترجمه می کند. درمقام هنرمند، مقابل چشم دوربین و میلیون های بیننده، نقاب از روی ریا کاری ها، دورغ ها وآلام ناگفته وقابل نگفتن که در درون هریکی از ما لانه گرفته است، چنان ظریفانه برمی دارد و این کار را آن چنان ماهرانه به سرمی رساند که ازفرط تکان خنده های لذت بخش، اصلاً سوزش سوخته گویی های او و«خود» را فراموش می کنیم. هم می سوزیم و هم کیف می کنیم!
برنامۀ انتقادی وتفریحی «شبخند» درتلویزیون «یک» طبقات مختلف بیننده را به خاطر هنرنمایی های «چند بعدی» آقای جلالی به خود جلب کرده است. ویژه گی جلوه های هنری جلالی دربرنامۀ تلویزیونی نسبت به دیگرهنروران این سرزمین به خوبی قابل شناسایی است. احساس من این است که جلالی ازهرگردنه های سخن که درمی گذرد، محتوای تجارب عینی وپالوده شدۀ «فردیت» خویش را با خود حمل می کند.
تفاوت جلالی با دیگر کمیدین های وطن ما این است که ایشان صاحب ذوق ومطالعه درزمینۀ طنز وگویش است. به دو زبان رسمی افغانستان مسلط است و درفرهنگ شناسی، خود یک انسان کثیرالجوانب است. هرگاه به خوست ومشرقی می رود، چنان سخن می آراید که گویی قدم از محیط مشرقی به جای دیگر نگذاشته است. هرگاه به چاریکار ومزارشریف ظاهرمی شودو پارچه های هنری ارایه می کند، لحن وصدا وکاربرد واژه ها را چنان مدیریت می کند که اعجاب برانگیز است. ویژه گی دیگرجلالی، داشتن تمرکزفکری بسیارمحکم وظریف است وعبارات را مؤجز ودرست به کار می برد. میان دوکلمه، کمتراتفاق می افتد که سرگردان شود و وسکته گی آوایی هه.....از زبانش بیرون شود.
مردم هنرپرور ما این خصوصیت ها را به درستی دریافته اند وهمه روزه، جلالی راه اعتلا می پوید وانتظارات از وی بیشتر می شود. حافظه جلالی درروایات طنزی ونصیحت آمیز امتیاز دیگری است که غیر از زلمی آراء هیچ هنرمند دیگری ازموهبت آن بهره ور نیست. من متوجه شده ام که هنگام تماشای برنامه «شبخند» به گرداننده گی جلالی، از سیاستگرتا روحانی، از جوان تا پیرسالان ...حتی آدم های به اصطلاح درون دار، دشوارپسند وسخت گیر چنان به خنده درمی آیند که آدم فکرمی کند چیزی از درون شان به جولان برخاسته است. آوردن خندۀ فرح بخش و طبیعی برای نسل های ما که همه فرزندان مصایب ودوره های تراژیک بوده ایم، خیلی هنر می خواهد واین، جمع دیگرویژه گی هایی که اجمالاً برشمردم، چیزهایی است که جلالی به تنهایی صاحب آن است. «آن چه خوبان همه دارند تو تنها داری.»
به آرزوی سلامتی آصف جلالی و همه هنرورزان افغانستان
مأمون