------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۱ مهر ۱۴, جمعه

گروه «بن اول» باید به سلامتی افغانستان جام زهر بنوشد



گروه «بن اول» به بن بست افتاده ومی تواند قدرت را ازهمان دستی که تحویل گرفته بود، دو باره تحویل دهد.




اطلاعات غیررسمی ازمنابع مقرب به دولت درکابل می رسانند که تیم حاکم خیلی از ادامۀ «بن بست» جاری «خسته» شده است ورئیس جمهور به عنوان سخنگوی تیم، عصبانیت خود نسبت به بازی «مشکوک» امریکا وناتو را حتی درمجالس نه چندان مخفی شورای وزیران بروزمی دهد. تیم حاکم به هردری که می زند، برای بقای خویش درقدرت پاسخ عملی نمی گیرد. بحران رابطه با امریکا و فساد واگیروفراگیر درتمامی لایه های حاکمیت قدم به قدم رنجبارترشده واینک تأثیرات نامطلوب آن درحیات سیاسی، اقتصادی وامنیتی کشور به مشاهده می رسد. دولتی که با شروع قرن بیست ویک، به اثرگردش میلیارد ها دالر، حمایت نظامی، پوشش دپلوماتیک و اجماع «حشری» غرب درافغانستان روی کار آمد، اکنون درقعربی سرنوشتی افتاده است. جورج بوش دراوج حمله به افغانستان وعراق می گفت:
امریکا دوست دایم ودشمن دایم ندارد.
تعبیرابلاغیه های بوش حالا برای متحدان دیروزی امریکا درافغانستان کاردشواری نیست. برای امریکا «دوستان» با اعتماد یک دهه قبل، ازچند سالی به این سو، به «شرکای غیرمطمئن» تغییرصفت داده اند. امریکا درجریان انتخابات دوم قصد داشت تیم جدید مدیریت سیاسی را درافغانستان مستقر کند؛ اما درنتیجۀ واکنش گروه «بن اول» مؤقتاً به عقب رانده شد.
تفسیروضع موجود به گونه ای است که نظرمتحدان جهانی دربارۀ تیم قدرت درکابل مانند دوره های «انتقالی»، «مؤقت» و دولت برآمده از «انتخابات اول» نیست و اتفاقاتی دیگری درجریان است.

حامد کرزی (پنج شنبه 13میزان) دراظهاراتی که آشکارا بوی هیجان وبرافروخته گی می داد، گفت: افغانستان برای مقابله با انداخت های راکتی پاکستان توان ندارد. اگر آمریکا ارتش افغان را با سلاح سنگین مجهز نکند، افغانستان به زودی اقدام به خرید سلاح های سنگین از روسیه وچین (رقبای استراتیژیک امریکا) وهند خواهد کرد. آقای کرزی توضیح نداد که کشوری فقیر که نیمی از حقوق ماهوار مأموران دولت خود را از حساب هزینه های بین المللی برداشت می کند، با چه توانی جنگ ابزارهای پیشرفته خریداری می کند؟
 ابهامی جدی بروز کرده است. ادعای خریداری اسلحه به پول افغانستان واقعیت ندارد. ملیتاریزم «سپاه» ایران که برای بقای حکومت خویش درچندین جبهه علیه امریکا مشغول جنگ است، با تواضع وسخاوت وعده داده است که افغانستان به هرچه اسلحه وجنگ افزارو هزینه های میلیاردی نیازمند باشد، «جمهوری اسلامی ایران» حاضر است دربدل ایستاده گی علیه امریکا درافغانستان آن را بپردازد. هزینۀ انتقال احتمالی اسلحه ازروسیه وچین به افغانستان ازحساب اقتصاد جنگی ایران تأمین خواهد شد. 
این نکته درسفر سال پار وزیردفاع ایران به کابل با صراحت ووضاحت به گوش محافظه کاران کابل رسانیده شده بود.
سردار داوود وسردارنعیم نیز در سال های سی وچهل خورشیدی با سخنان چالش برانگیز می خواستند امریکا را به معرکۀ سردرگم «ارضی وسیاسی» بین پاکستان وافغانستان بکشانند که نتیجۀ آن لغزیدن به آغوش شوروی بود.
 تیم حاکم برپایه نسخۀ امضاء شدۀ «پیمان استراتیژیک » موجود بین امریکا وافغانستان که «پیمان امنیتی» را به مرحله دیگری واگذار کرده، نمی تواند از امریکا علیه پاکستان کمک نظامی طلب کند ومدعی شود که  امریکا ملزم به دفاع از «حکومت افغانستان» است. امریکا که «شریک مطمئن» درکابل سراغ ندارد، مانند گذشته آیندۀ حضور خود دراین نطقۀ آسیا را با ایستادن در کنارپاکستان تنظیم کرده است. تنش بین امریکا وپاکستان درمسأله افغانستان به کمک انگلیس وازخیرات سر حاکمیت تیم کوچک محافظه کاران دزدسالار، مافیایی، قوم گرا وخانواده پرست، ازحالت رویارویی به نوعی اجماع وسازش تغییرمسیرداده است.
برای تیم حاکم همه فرصت ها از دست رفته است. تهدید وگریزاندن علی احمدجلالی به وسیلۀ رهبران تنظیمی متحد تیم مشاوران کرزی، درآخرین روزهای ثبت نام کاندیدا های ریاست جمهوری، به تنهایی، آخرین میخ برتابوت انتخابات عمومی وانتظارات نهاد های مدنی ودموکراتیک نبود، تهید های پسان کرزی برای پیوستن با «مقاومت ملی طالبان» دراعتراض به مداخلۀ «اشغالگران» در«بدنام کردن انتخابات» لگدهای محکمی بود که میز تفاهم وتشریک تلاش های امریکا با تیم حاکم را سرنگون کرد.
انتخابات «دوم ریاست جمهوری» بی تردید کودتا علیه دموکراسی واستراتیژی جامعه جهانی بود وازصبح فردای بازگشت صریح محافظه کاران «تنظیمی» وگروه سمت پرست حلقه زده براطراف رئیس جمهور به عرصۀ قدرت، محاسبۀ امریکا ومتحدان دربرخورد با آن ها متحول گردید ومتأسفانه با توجه به حاد شدن بیشتر تنش ها میان کابل با واشنگتن، باید با وضاحت برای مردم خویش اعلام کنیم که تحولات نظامی وسیاسی درماه های آینده، مسالمت آمیزنخواهد بود.
امریکا بعد ازآن که آقای کرزی وجریان های جنگی ضد طالب، با تکرارعادات قدیم «خان نشین» ها وملوک محلی میراث خوار، قدرت سیاسی را انحصارکردند، دربرنامه مشترک با انگلیس وپاکستان، بر طرح سیاست های آینده درافغانستان مطابق خواسته های سیاسی طالبان و حامیان آنان درمنطقه روی خوش نشان داده است.
مجموع اظهارنظرهای خونسردانه واکثراً متضاد فرماندهان ناتو و مسئولان سیاسی غربی، نشان می دهد که مذاکره سری با طالبان درمراحل بعدی، مشارکت نیروهای غیرطالبان را نیز شامل خواهد بود که درنهایت، یک حکومت مشترک وجدید به میان آید. البته نیروی های سیاسی غیرطالب که درحاکمیت آینده ظهورخواهند کرد، بی هیچ تردیدی غیراز شخصیت ها وچهره های تیم حاکم کنونی و سیاسیون ناکام گذشته خواهد بود.
همزمان با فاصله گیری امریکا وانگلیس ازتیم حاکم درکابل، رئیس جمهوردراظهارات رسمی خویش برای نخستین بار، اشاره هایی درمورد همسویی نظامی با روسیه و چین نشان داد. روشن است که کشوراصلی یعنی ایران را عمداً نام نگرفت. بدین ترتیب، معضل افغانستان درحضورامریکا وانگلیس، دست کم درعرصۀ جنگ مخفی، وبا جبهه گیری تیم حاکم علیه سیاست های غربی، عملاً به سوی «دوقطبی» شدن وداغ شدن «جنگ منطقه ای» جلو رفته است.
اردو ونهاد های پلیس افغانستان به طورنیمه کاره شکل گرفته وآموزش دیده اند وظاهراً غیرازایران، هیچ کشورقدرتمند به شمول روسیه وچین وهندوستان به آسانی حاضر نخواهد بود با وارد شدن به میدان رقابت هزینه بردار با امریکا، ازنظرسیاسی واقتصادی ریسک سنگینی را متحمل شوند.
چین همین اکنون ازبرکت خرج وتلفات انسانی امریکا درافغانستان، با کمترین زحمت پروژه های بزرگ معادن را از آن خود کرده است. رهبران چین درک می کنند که بدون ایستادن درجبهه دفاع از تیم کوچک کابل نیز فرصت آن را خواهند داشت که درصورت همسویی با سیاست های جهانی، سهم بیشتراقتصادی نصیب شوند. چین وروسیه از میان دو گزینه ( تیم حاکم درکابل ودنیای غرب) بدون شک از حکومت کابل حمایت نخواهند کرد. محاسبۀ ارگ نشینان به طورتأسف باری بی پایه معلوم می شود.
تنها ایران محکوم شده است تا برای آخرین قمارویرانگر درمیدان افغانستان وسوریه پا استوارنگهدارد وهرآن چه درکیسه دارد، به دامن کابل ودمشق بریزد. این فرصت التهابی وخطرناک سخت مستعجل خواهد بود. اقتصاد ایران زیرفشارهای جهانی کمرخم کرده ودیری نخواهد گذشت که مردم زمینگیروگرسنه درخیابان های آن کشور، برحکمرانان خویش محشر برپا کنند.
تیم حاکم دو راه دارد:
نخست: جنگ تا آخرین نفس درمحاذات نظامی واقتصادی. این جنگ به دلیل عدم پوشش قدرتمند لوژستیکی و انجماد انگیزۀ جنگجویانی که به نفع چند «خان» عاطل وارد کارزارمی شوند، سخت کوتاه مدت خواهد بود. این جنگ، چنگ ودندان انداختن یک اقلیت محافظه کارتشنۀ ادامه قدرت با خواست عمومی واستراتیژی بین المللی خواهد بود. معلوم است که همه چیز به صفر برمی گردد. 
گزینۀ دوم: سپردن قدرت به شورای امنیت سازمان ملل متحد به منظوراجتناب از فروپاشی مجدد کشور است. شورای امنیت ملل متحد درکنفرانس بن درسال 2001 قدرت سیاسی را بین چند «فرد» وابسته به جریان های جنگی ومدعیان رهبری دیسانت شده از پشاور واروپا «تقسیم» کرد.
تلاش بازآرایی سیاسی درانتخابات دوم درسال 2009 از سوی «گروه بن اول» بی اثرساخته شد. اکنون ادامه وضع به شیوۀ گذشته غیرممکن شده وبرنامه ریزی به هدف حذف «تیم بن اول» به مرحلۀ حساسی رسیده است. چون همه چیز به طورغیررسانه ای وزیرزمینی درحال انجام است، «گروه بن اول» به شدت عصبانی است وهرآن حاضر به مقابلۀ «واکنشی» است.

تسلیم دهی قدرت به «شورای امنیت ملل متحد» تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری  خردورزی سیاسی وظرفیتی می خواهد که درتاریخ افغانستان مشاهده نشده است. تیم «بن اول» هنوز چانس این را دارد که از قدرت انصراف دهد و «جام زهر» را به سلامتی افغانستان آینده بنوشد.