-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ مهر ۱۴, جمعه

شباهت های منفی بین حامد کرزی و سردار داوود خان



درتاریخ افغانستان مشخص شده است که همیشه «نخبه گان» در دیدن تصویرآیندۀ مملکت کوربوده اند.



درسال های 1332 - 1341  وقتی سردار داوود فقید به نخست وزیر ومقام وزارت دفاع رسید، بلافاصله خواهان خریداری جنگ افزارهای پیشرفته از امریکا شد. این زمانی بود که جنجال های ارضی میان پاکستان وافغانستان برسر سرزمین های آن سوی «دیورند» ، خطرجنگ را افزایش داده بود. امریکا حامی پاکستان، حاضر به دادن اسلحه به افغانستان بود؛ اما شرط هایی گذاشت که به «مزاج» داوود خان جور نمی آمد. یک شرط عمده امریکا حل«مسالمت آمیز» معضل مرزی افغانستان با پاکستان بود؛ اما داوود خان بدون محاسبۀ واقعبینانه از وضعیت اقتصادی وجغرافیایی افغانستان پیوسته فهرست جنگ افزارهایی را که ارتش افغانستان به آن نیاز داشت، به واشنگتن گسیل می کرد.
نتایج آن همه تنش ها آن بودکه امریکا هرگز حاضر نشد به افغانستان اسلحه بفروشد. براساس اسناد رسمی، امریکا درآن زمان، افغانستان را ازنظرداشتن اهمیت استراتیژیک که دراولویت قرار داده شود، درمحاسبات خود نداشت.   پیش ازآن، امان الله خان ونادرشاه هم خواهان برقراری رابطه با امریکا به عنوان قدرت نوظهور شده بودند؛ مگر به لحاظ گسترۀ سلطۀ بریتانیا درمنطقه امریکا دست دراز شدۀ سران کابل را نفشرده بود.
روابط امریکا و داوود خان پس ازآن، به سردی گرایید و سپس از خط توازن خارج شد. سفرخروشچف ودیگررهبران شوروی پیشین به کابل و اختصاص صد میلیون روبل کمک به افغانستان، «جنگ سرد» درسطح منطقه را به مرحلۀ حساس وبی بازگشت تقرب داد. مارشال ایوب خان رئیس جمهور آن زمان درپاکستان به مقامات واشنگتن هشدار داد که کمک صدمیلیون روبل به حکومت شاهی افغانستان، خطرامنیتی برای پاکستان وامریکا را تقویت می کند. او استدلال کرد که مجموعۀ بودجۀ سالیانه افغانستان از پنجاه میلیون دالربیشتر نیست؛ افغانستان این صد میلیون روبل را چه گونه بازپس خواهد پرداخت؟ مارشال ایوب به امریکایی ها گفته بود که بازپرداخت این مبلغ ازتوان اقتصاد افغانستان بالا است و داوود خان، کشورش را برای شوروی گرو داده است.
امریکا در تغییر دادن نظریه داوود خان ناکام ماند. وقتی نتیجه گرفت که داوود یک متحد «مطمین» برای منافع امریکا ومتحدان امریکا درمنطقه نیست، پا عقب کشید وکشتی افغانستان به سوی سواحل اهداف شوروی لنگرانداخت.
بیش از شصت سال ازآن ماجرا می گذرد. بیماری همان سیاست اکنون به جان رئیس جمهورحامد کرزی افتاده است وبدون تحلیل جایگاه افغانستان، پاکستان وسیاست های جهانی برای گرفتن اسلحه ( به گفتۀ خودش- مؤرخ 28 جوزا 1390- به کمتراز جنگنده های اف – شانزده هم قانع نخواهد شد) دست ودامن امریکا را گرفته است. رئیس جمهور باید به این سوال جواب می داد که چه تعداد  پیلوت اف- شانزده درافغانستان وجود دارد؟  تجهیز ارتش ازرهگذرنفرات، جنگ افزار، فناوری جنگی و... که ارتش امریکا وناتو دراختیار دارند، از مطالبات «مصرانه» کرزی است. رئیس جمهور به این مسأله نمی اندیشد که امریکا وناتو تا زمانی که حکومت افغانستان را به طورکامل به عنوان شریک قابل اعتماد و پایدار تشخیص ندهد، هزینه وامکانات خود را برای دولت افغانستان تحفه نمی دهند.
رگ اصلی مسأله یا معضل همین است. این نکته اهمیت تاریخی دارد وباید سران مملکت با مغز سرد با این قضیه برخورد کنند. گفتن این که اگر شما اسلحه ندهید؛ اما از دیگران می گیریم، یک قمار از پیش باخته است. بنا به رؤیت اسنادی که وزارت خارجه امریکا منتشرکرده، عیناً تکرار بس خطرناک تر اشتباه داوود خان به شمار می رود.
دربخشی ازمحتویات کتاب « روابط امریکا وحکومت شاهی افغانستان» منتشرۀ وزارت خارجه امریکا، آمده است که سردار داوود درواپسین تماس هایش با امریکا، سردارنعیم –برادرش – را به واشنگتن فرستاد. او موفق شد با وزیرخارجه آنوقت امریکا – دالاس- دیدار کند. سردار نعیم فهرست جنگ افزار های مورد نیاز ارتش افغانستان را روی میز دالاس می گذارد. دالاس سوال می کند:
این اسلحه را برای مقابله با کدام دشمن می خواهید؟
این کنایه یی بود به داوود خان که سعی داشت برای غلبۀ قهرآمیز به هدف بازپس گیری مناطق «صوبه سرحد»، جنگ افزار بخرد. نعیم خان می گوید:
با خطر شوروی مقابله می کنیم.
دالاس می گوید:
از شوروی چه خطری متوجه شماست؟ افغانستان ضعیف با شوروی چه گونه مقابله می کند؟
نعیم خان مأیوسانه می گوید:
اگر شما اسلحه ندهید، مجبوریم از شوروی بگیریم!
( عیناً همان جمله یی است که حامدکرزی به امریکایی ها اظهارمی کند!)
دالاس می پرسد:
مگر مسلمانان خوبی مانند افغان ها چطورحاضر می شوند ازکافران سلاح بگیرند؟
نعیم خان می گوید:
دراسلام خوردن گوشت خوک به شرط زنده ماندن حلال است!
جمله آخری نعیم خان درواقع اتمام حجت تاریخی بود که سرنوشت افغانستان را به گونه دیگری طراحی کرد.
رئیس جمهور کرزی به عنوان سیاست مدار باید این نکتۀ بدیهی علم سیاست را بداند که قدرت های متحد، قبل ازهمه بالای متحدان آزمایش شده ومطمئن سرمایه گذاری می کنند نه بالای رژیمی که به جای سیرکردن شکم گرسنه گان و آبادی ویران ها و ریشه کن کردن خائنان دولتی، به هرسو چنگ می اندازد تا برای ماندن درقدرت، خودش را مسلح کند. هدف چیست؟

افغانستان درموقعیتی قرار ندارد که توان نظامیش، خطرات پاکستان وایران را دفع کند. ایران وپاکستان به طوردایم درارگ حضور دارند و یک لحظه کرزی را تنها نمی گذارند. کرزی به ارتش چه نیازی دارد؟
نکته یی را که امریکایی ها برای کرزی نمی گویند این است:
« شما به اسلحه نیاز ندارید. ارتش شما ضعیف وبی تجربه و مبتلا به بیماری فقدان انگیزه وفرار است. ما خود به وقت نیاز داریم تا پاکستان وایران را سرجای شان بنشانیم. این کاری است که شما تا پنجاه سال دیگراز اجرای آن عاجز خواهید بود. سعی کنید فاجعۀ جنگ های کوچه به کوچه دو باره در زندگی تان تکرار نشود. لااقل این هنرسیاسی را داشته باشید که درجنگ چند کشور علیه چند کشور، مسیرمنافع تان را تشخیص کنید. این که به فکرکردن زیاد نیاز ندارد! درین دنیا حتی آدم نابینا هم راه دهان خود را گم نمی کند!
اخیراً ( برج جوزای 1390)روزنامه گاردین انگلیسی مقاله اش را چنین عنوان داد:
«صداقت و راستکاری بهترین حربه  دفاعی در افغانستان می باشد نه اسلحه.»
این عنوان خود یک کتاب است. 
روزنامه نوشت: ناتو در نظر دارد که به ارزش دو ملیارد و هفتصد ملیون دالر کوه های آهن را به شکل اسلحه به افغانستان بفرستد. اما این عمل نمی تواند جانشین یک پولیس و قوای امنیتی باشد که مردم به آن اعتماد می کنند.
روزنامه  گاردین بعد از اشاره به مثال های زیاد فساد اداری در سیستم قضایی،  پولیس و دیگر ادارات افغانستان نوشت که حکومتداری سالم و حاکمیت قانون، بهترین راه دفاع برای حکومت رییس جمهور کرزی می باشد.
به نوشته روزنامه اگر ناتو واقعاً می خواهد مسوولانه افغانستان را ترک نماید، به همان اندازه که در سیستم نظامی افغانستان سرمایه گذاری کرده در سیستم عدلی آن نیز سرمایه گذار کند. زیرا هیچ کوه  اسلحه نمی تواند جای پولیس صادق و راستکار را پر کند.
بدین ترتیب، جامعه جهانی توپ را دوباره به میدان حکومت انداخته است. حکومت حداقل این شهامت را داشته باشد که دست آورد ها وآیندۀ کشور را «گول» نزند.