-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ مهر ۱۷, دوشنبه

بانگ «سقوط»؛ برای نجات انتخابات است؟



تیم حاکم درقفس گیر کرده است.

صدای سیاست بین المللی دررأس امریکا، ازگلوی «گروه بین المللی بحران» به حکومت افغانستان هشدارمی دهد که فرصت ها از دست رفته و«جنگ داخلی» درصورتی که انتخابات ازگرو فساد وتقلب رها نشود، «حتمی» است. درگزارش منبع مذکور آمده است:«گام‌هایی که انتقال با ثبات (قدرت سیاسی) را تضمین کند، باید از همین حالا برداشته شود تا از رفتن سریع به سوی سقوط حکومت جلوگیری شود. زمان به سرعت می گذرد.
این که قرینه های زیادی بین ماه های آخردولت دکترنجیب الله و اوضاع شکل گرفته دریازدهمین سال ریاست جمهوری حامدکرزی به عنوان رهبردستگاه سیاسی برآمده از فیصلۀ «بن اول» وجود دارد؛ چندان مایۀ نگرانی نیست؛ آن چه برتوسن دردها وخاطره های مضطرب مردم دامن می زند، شباهت ها بین تصامیم وفیصله های کرزی ونجیب الله درمورد «صلح» ، «دفاع مستقلانه» وایجاد چالش دربرابر پاکستان وامریکا است. با این تفاوت که امریکا ومتحدان درحوزۀ افغانستان حضور نظامی دارند وکشور «شهید پرور» را الحاقیه ناتو درآسیای مرکزی عنوان داده اند.
رسانه های غربی همزمان با خروج اردوی شوروی ازافغانستان درپانزدهم فبروری 1989، به طورزنجیره ای، از«سقوط» دولت دکترنجیب الله ظرف «یک هفته» یا «یک ماه» سخن می گفتند. حکومت نجیب مانند حکومت «ائتلافی» آقای کرزی، چشم بسته بردهل خالی «مصالحۀ ملی» و«آشتی ملی» می کوفت و داروندار حزب وحکومت واردوی جنگجوی نظام را مانند امروز مکلف به رعایت حرکت دریک جادۀ یک طرفه کرده بود. ازنظر دکتر نجیب الله «امپریالیزم اطلاعاتی» علیه افغانستان «انقلابی» برحسب عادت «جنگ روانی» به راه انداخته بود. اما همچنان پاسخ عرق فشانی های تبلیغاتی وسفره گستری های آشتی جویانه را  با شلیک راکت وکشتار از سوی گروه های «مجاهدین» دریافت می کرد؛ چنانی که امروز، پاسخ شعار های «خسته گی ناپذیر» و شعار های «برادری»  آقای کرزی از سوی طالبان با ترور و انتحار استقبال می شود.
بیست سال پیش کارزارسخن پراکنی دربارۀ سقوط سریع «حکومت دست نشاندۀ شوروی» چاق بود؛ اکنون نیز همان حرف وحدیث (هرچندبه گونۀ دیگر)، مضمونش کاملاً یکی است. گروه بین المللی بحران به نماینده گی از جامعۀ بین المللی هشدار می دهد که حکومت «بن اول» بلافاصله پس از خروج نیروهای بین المللی «سقوط» خواهد کرد. اگر حکومت نجیب استمراردولت «مورد حمایت مستقیم شوروی» حساب می شد، ازچه رو، گردش تقدیر، حکومت ساخته شده امریکایی در«بن اول» را به ریسمان همان نوع «سقوط» می بندد؟
دلایل این مسأله درهزاران کنش وواکنش تیم حاکم متشکل ازدسته ها وگروه های مختلف «تقسیماتی» ریشه دارد که پس ازسقوط طالبان، ازدواج تاکتیکی نسبتاً موفقانه با امریکا وغرب داشتند؛ ولی پیچ وخم ها وکرشمه های مدیریت جهانی را «خان نشین» های غافل کابل نیاموخته بودند و حالا روشن شده «که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها.» گروه بین المللی بحران می گوید که برای پرکاری گودال های ناسازگاری وتقابل ، «دیگرزمان زیادی باقی نمانده» است وآهنگ سقوط از همین حالا نواخته می شود.
تفسیرسخن گروه بین المللی بحران واضحاً این است که تیم حاکم خیال ابقا درقدرت سیاسی را ازکلۀ خود بدر کند؛ ورنه هرچه بیند از کردارخویشتن بیند. خواست امریکا دربرابردکترنجیب الله هم همین بود که او باید بی هیچ شرط وشروطی، صحنۀ قدرت را ترک گوید. نجیب وقتی حاضر به واگذاری ناخواستۀ قدرت شد که همه فرصت ها از دست رفته بود. رژیم ازدورن تجزیه شده وبدنه های نظامی واداری آن، جذب «تنظیم» هایی شده بودند که از«فتح» کامل قدرت، یک قدم فاصله داشتند.
حامدعلمی، ازسخنگویان ریاست جمهوری، که درآن زمان جزموکب مجاهدین «آشتی ناپذیر» علیه دولت نجیب بود، بیست سال پس، ازموضع مشابه دولت نجیب دربرابرتقاضای جامعه جهانی مندرج درگزارش «گروه بین المللی بحران» این طوراستدلال می کند: "در این گزارش از تحلیل نادرست استفاده شده است. ما کشوری نیستیم که در سال ۲۰۰۲ به وجود آمده باشیم، کشوری هستیم با تاریخ چهار هزار ساله. اردو و پلیس ملی ما در حال حاضر بیشتر عملیات دفاعی را به صورت مستقلانه اجرا می‌کنند."
آقای علمی نمی گوید که ازتمدن وتاریخ «چهارهزارساله» چه چیزی نقد درمشت حکومت وجود دارد؟
گروه بین المللی بحران دم تیشه را درست به هدف می زند ومی گوید: این تقریباً قطعی است که در شرایط کنونی، انتخابات 2014 با تقلب وسیع همراه خواهد بود. تخلف انتخاباتی در جنوب و شرق، جایی که امنیت رو به خرابی است، فراگیر خواهد بود، مگر این که جلوگیری از آن تضمین شود."
این قسمت ازگزارش گروه بحران، چکیدۀ یک کتاب قطورگزارش های اطلاعاتی است که برسبیل این سخن  کوتاه حافظ «یک نکته درین معنی گفتیم وهمین باشد.» دراختیارآن نهاد قرارداده شده است.
تیم حاکم که پایه های قدرت «تنظیمی» و«شخصی» را درحکومت واقتصاد وابسته به سرمایه داری دلال محکم کرده، تا آخرماجرا حاضرنیست قدرت را براساس یک روند معتدل دموکراتیک وغیرتنظیمی، رها کند. تیم حاکم همچنان پای می فشارد که انتخابات «بدون مداخله خارجی ها آزاد و عادلانه خواهد بود». به این ترتیب به یک دروغ سازماندهی شده چنگ می اندازد وفراموش می کند که هیچ گاه درهیچ زمانی، درافغانستان «انتخابات» واقعی برگزارنشده و دودورۀ انتخاباتی که قدرت کرزی وتنظیم ها را تمدید کرد، به طورکامل با «مداخلۀ خارجی ها» و«داخلی ها» آلوده شده بود. بدون تردید بعد ازین هم چنین خواهد بود با این تفاوت مهم که دست کم قدرت انحصاری «تنظیم ها» وخوانین نظامی دیگربه پایان خواهد رسید.
نگونساری حکومت نجیب درغوغا سالاری مروج آن سال ها، ازآن رو برای «مجاهدین وپاکستان وامریکا» فرض عین بود که «حکومت کمونیست ودست نشانده شوروی» بود وهیچ کسی حاضرنبود دریک کاسه با آن رژیم غذا بخورد. فتوای رسانه ای «سقوط» حاکمیت ساخته خود امریکا ازلون دیگر است. این تیم ازنظراستراتیژیک دیگر به درد امریکا نمی خورد وزمان استفاده ازآن درحال اتمام است. تیم حاکم درده سال اخیرگول لبخند ها وبسته های دالر امریکایی را خورده بود و فکرمی کردکه هیچ حساب وکتابی درکار نخواهد بود. سیستم سازی، قانونیت، عدالت، درضمایرکدخدا های وزارت ها، ولایت ها وسفارت ها و... فرو مرد وجایش را شیاطین قدرت، ابلیس های قومی ومافیای تازه به دوران رسیده پرکرد که حتی اگرخدا ورسولش دربرابر انفاس اماره وپولسازی آنان قید وبند ایجاد می کردند، آن ها را به لگد می زدند.
غارت«حشری» بیت المال ودارایی های دولتی تحت نام «دموکراسی» با بازگشت نظامیان ورهبران «تنظیم ها» ومیراثی شدن اموردولت واداره درانتخابات دوم، انتظارات مردم وتلاش های جامعه جهانی برای ایجاد حکومت مدرن وقانونمند را درافغانستان یک باردیگربه زمین زد. چون کار«تقابل» بین کابل وواشنگتن بالا گرفت وجنگ «اعلام ناشدۀ مخفی» چاق شد، چند پرش ناگهانی رئیس جمهور علیه امریکا، (اعتراض دربرابر«مداخله خارجی ها»، «گرفتن مسئولیت های امنیتی»،« قطع عملیات شبانه» وتحویل گیری مصرانه زندان بگرام واخیراً تعیین ضرب الااجل برای خریداری اسلحه از روسیه، چین وهند) با قطع شدن تدریجی کمک های مالی عزم تغییرسیاسی درکابل را درمحافل جامعه جهانی جزم کرده است.
بنا برین «تنظیم ها» که زمانی «ناخن افگار» دکترنجیب را فشار می دادند، اکنون درموقعیت مشابه نجیب ازسوی طالبان وپاکستان وامریکا به فغان رسیده اند. با آن که پس از خروج شوروی، ارسال جنگ افزاربه دولت دکترنجیب الله ادامه داشت، وی آخرخط را حدس زده بود و پیش بینی کرده بود که به زودی اکمالات نظامی ومالی قطع خواهد شد. وی ناگزیر بحث «دفاع مستقلانه» را از چهارراهی آریانا علیه پاکستان، امریکا وگروه های مجاهدین اعلام کرده بود. گروه های مجاهدین که خود را درعقب قلعۀ «فتح» می دیدند، مثل طالبان امروز، هرنوع مصالحه وکنارآیی را با راکت اندازی درکابل ولولۀ تفنگ جواب می دادند.
تاریخ هرکشوری ممکن است زنجیره ای از تکرارحوادث باشد؛ مگرتکرارتاریخ درافغانستان همیشه خصلت فاجعه آمیز وویرانگر داشته است. برای تغییرازیک سیستم به ساختاردیگر، همه چیز باید به عصر حجربرگردد.
امریکا، انگلیس وپاکستان، کشور «شهیدپرور» کوهستانی را به «باتلاق» مرگ وخفت برای شوروی تبدیل کردند؛ اما روسیه (وارث شوروی پیشین) وپاکستان امروز درموقعیتی قرار ندارند تا کوهپایه های افغانستان را سنگر«جهاد» دیگر بسازند تا امریکا را در«گرداب» هلاکت گور کنند واز برکت آن تیم حاکم درکابل که میانه اش با ولی نعمتش (امریکا) به هم خورده، به حیات خود ادامه بدهد. زمانی مرحوم جنرال حسین خان، پدرببرک کارمل به هیأت شوروی ها گوشزد کرده بود که شوروی توان مالی گرفتن ویا بلعیدن افغانستان و یا توان مقابله درازمدت با امریکا وغرب را ندارد. تجزیۀ شوروی بالاثر زلزلۀ سیستم اقتصادی ومدیریتی شوروی «پیر» تا میزان زیادی مصداق گفته های جنرال حسین خان بود. اکنون نیز روسیه دربازی های «بزرگ» به زودی از نفس می افتد. این مسأله درجنگ سوریه اثبات خواهد شد.
اکنون تیم حاکم به ویژه آقای کرزی باید اوضاع را تحلیل کند که قاعدۀ بازی از دورۀ «دوقطبی بودن» جهان خیلی تغییرکرده و با شگرد های فرمالیستی دوره جنگ سرد نمی توان چترحاکمیت را بر سر نگهداشت. خطرسقوط برای حکومت، عواقب سخت تری برای حدود دوصد تن ازاجاره داران نظامی ومالی درپی خواهد داشت. سقوط قهرآمیز حاکمیت، پرونده های بزرگ وضخیم «جنایتکاران جنگی» ، «فساد سالاران بزرگ به خصوص غارتگران «کابل بانک» را روی میز دادگاه های اختصاصی قرار خواهد داد.